تحریم‌های واقعی و آزادی‌های یواشکی

سولماز ایکدر

از زمانی که اولین قانون مشروطه نوشته شد و در آن بدون در نظر گرفتن نقش زنان در انقلاب مشروطه و حقشان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه، «زنان در کنار دیوانگان» دیده شدند؛ تلاش برای احقاق حقوق زنان، جدای از دیگر بخش‌های «حقوق بشر» شروع شد.

زنان ایرانی در این راه طولانی حقوق بسیاری را به دست آوردند و  برخی را نه. از جمله حق آزادیِ پوشش که جز در دوره‌ی کوتاهی در دوران پهلوی دوم، همواره از جمله حقوق دست نیافتنی آنان بود.

بحث بر سر «مالکیت زن بر بدنش» بحثی گسترده است؛ حق انتخاب همسر یا شریک جنسی، محل زندگی، سقط جنین و پوشش، از جمله حقوقی هستند که زیر مجموعه «مالکیت زن بر  بدنش» قرار می‌گیرند.

اولویت بندی فرازهای مختلف حقوق زنان نه در صلاحیت نگارنده است، نه هیچ‌کس دیگری که دغدغه‌ی حقوق زنان را دارد، بلکه این خود زنان در جامعه ایران است که آن‌ را عملا رقم می‌زنند.

اما نباید فراموش کرد، آنچه برای یک زن ساکن شهرهای بزرگ اولویت به حساب می‌آید، برای دیگری که در شهری دور یا روستایی کوچک ساکن است، بدون شک اولویتی یکسان ندارد؛ و از جمله  این اولویت‌ها یکی حجاب اجباری است.

به عنوان یک زن بی‌حجاب، که منتقد تعیینِ نوع پوشش شهروندان از سوی دولت‌ها نیز هستم، منصفانه نمی‌توانم منکر نقش حجاب در پیشرفت زن ایرانی باشم. زنانی که «اجباری بودن پوشش حجاب» و «تفکیک جنسی نسبی در محیط‌های آموزشی و ورزشی» مجوزی شد تا به جامعه وارد شوند؛ درس بخوانند، مهارت بیاموزند و این بار نه از موضع ضعف که از جایگاه نیروی مولد جامعه، حقوق خود را طلب کنند.

جامعه سنتی-مذهبی ایران حتی بدون دخالت دولت‌ها هم، در مقابل زنان از خود ایستایی نشان می‌داد؛ «حجاب» اگر کلید شکستن این ایستایی نبود، حداقل یکی از دندانه‌های آن بود. اما با همه این احوال حق مخالفان حجاب اجباری محفوظ است. زنان و مردانی که اعمال قدرت رسمی بر پوشش زنان و تکرار کهن الگوهای سنتی-دینی را در مورد زنان برنمی‌تابند.

این افراد راهکارهای متفاوتی را برای مبارزه با حجاب اجباری انتخاب کردند؛ راهکارهایی که تاریخ در مورد تاثیر و مقبولیت آن‌ها به قضاوت خواهد نشست.

هرچند بازخوانی این روش‌های مبارزه، حداقل آیندگان را از تکرار مکررات رها خواهد کرد. «نه به حجاب اجباری» حتی اگر خواست محدودی از زنان طبقه متوسط شهری هم باشد، باز  هم خواسته‌ای محترم است، اما تقلیل دادن آن از یک کنش اجتماعی به «خواستی یواشکی» و  مجازی و تصویری- بخوانید غیر زنده و بدونِ روحو بدون هزینه – کشیدنِ خط بطلانی است بر تمام تجربه تاریخی یک ملت برای کنش اجتماعی. اساساً حجاب اجباری امری خصوصی نیست که بتوان با آن «یواشکی» مبارزه کرد.

خطای بزرگتر دعوت به مقابله‌ی جهانی برای حل مشکلی داخلی است. مسئله حقوق زنان، حجاب اجباری و… مسائل داخلی ایران یا به عبارت دیگر مشکل زنان ایرانی با حاکمیت این کشور است. دعوت دیگر کشور ها به دخالت در این موارد، تغییر  و تحریف و تقلیلِ مسئله از موضوعی اجتماعی و فراگیر، به مسئله‌ای سیاسی و گاه امنیتی است.

این در حالی است که فعالان حقوق زنان ایرانی اصرار دارند که مطالباتشان اجتماعی است و نه سیاسی، آن هم در شرایطی که فعالان این حوزه از سوی حاکمیت به صورت مداوم متهم به انواع اتهام‌های سیاسی می شوند. حال اگر فردی یا بخشی از فعالان این حوزه خود اصرار به سیاسی کردن فعالیت خود داشته باشند، اوضاع برای دیگر فعالان سخت‌تر می شود.

بدتر اینکه موضوع دعوت به دخالت دیگر کشورها با موضوع «تحریم» همراه باشد.

مانند تلاشی که روزهای اخیر به عنوان «مبارزه با حجاب اجباری» همراه شده با تلاش برای تحریم مسابقات جهانی شطرنج زنان در ایران.

سال‌ها زمان لازم بود تا بازی شطرنج در ایران غیر حرام دانسته شود و زنان به آن راه یابند تا امروز که میزبانی این بازی‌ها به ایران واگذار شده.

بدون شک «میزبانی ایران» برای این بازی‌های جهانی نه به دلیل تلاش‌های جکومت یا حتی فدراسیون که مرهون زحمت‌های زنان ورزشکار در این رشته است؛ زحمتی که به سادگی در حال برباد رفتن توسط برخی مدعیانِ «فعال حقوق زنان» است.

دعوت از زنان غیر ایرانی و غیر مسلمان شطرنج‌باز، به خودداری از شرکت در این مسابقات، دقیقاً دعوت به تحریم ایران است و همسو با کسانی که زنان را در کنج خانه می خواهند؛ خوب – بخوانید خوب‌رو- و فرمانبر و پارسا!

نتیجه این تحریم چه خواهد بود؟ آیا دست اندرکاران این «دعوتِ به تحریم»، امیدوارند جمهوری اسلامی به چنین دلیلی دست از اصرار بر حجاب اجباری بردارد؟ یا اینکه گروهی از خدا خواسته فرصتی خواهند داشت تا حضور اجتماعی زنان و توانمندی و درخشش آنان  را محدودتر سازند و در فاصله گرفتن از جامعه جهانی یک گام به کره شمالی نزدیک‌تر؟ این کمپین گذشته از تشویق‌های بین‌المللی چه انتظاری/ دست‌آوردی خواهد داشت؟

تجربه نشان داده که نظام جمهوری‌ اسلامی به سادگی ممکن است نه تنها از میزبانی این دوره از مسابقات جهانی شطرنج زنان استعفا دهد، بلکه حتی ممکن است در اقدامی تلافی‌جویانه از حضور زنان ایرانی در دیگر مسابقات نیز جلوگیری کند.

به اشتراک گذاری بر روی telegram
تلگرام
به اشتراک گذاری بر روی twitter
توییتر
به اشتراک گذاری بر روی facebook
فیس بوک
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
واتزاپ

15 پاسخ

  1. ۱- نویسنده محترم سخنانی درباره نقش ازادی بخش حجاب نگاشته اند که جای بجث بسیار دارد .پیش از انقلاب مانعی برای رفتن دختران مسلمان سنتی با حجاب به اموزشگاه های عالی وجود نداشت . این خانوادهای متعصب نر سالار بودند که جلوی اجتماعی شدن دختران خود را می گرفتند. پس از اجباری شدن حجاب هزاران زن و دختر را که تن به پوششی اسلامی نمی دادند از اداره ها و اموزشگاه ها بیرون راندند دوران پاکسازی های گسترده یادتان نرود .
    ۲ـ این که فلان یا بهمان حق مسئله ی این یا آن گروه اجتماعی هست یا نیست از اهمیت موضوع حق نمی کاهد آیا درباره آزادی بیان ،اعتقاد و وجدان ، رفت و آمد، و گرد همایی هم این مسائل را پیش می کشید ؟ نوبت حق پوشش زنان که می شود می گویند مسئله همه ی زنان نیست ،سنت ما ست زن با مرد فرق دارد و غیره
    پیرامون ماجرای شطرنج باید گفت که درایران بخشی از افراد جامعه که قدرت و زور دولت را هم دارند شیوه ی زیست مورد نظر خود را به همگان تحمیل می کنند . رژیم چارچوب های تحمیلی را قرار داده است و اجازه نمی دهد بیرون از آن ها کسی دم بزند . رژیم حتا می کوشد این قواعد را به بیگانگان نیز تحمیل کند
    طنز مسئله این است برخی کسان که مدعی مخالفت با تحمیل و اجبار هستند تا کسی می خواهد به این مقررات تحمیلی اعتراض کند یا پا از این چارچوب ها ی رژیم بیرون گذارد برمیآشوبند و فریاد بر می آورند که اعتراض نکنید وگرنه اجبار بیشتر و چار چوب ها تنگتر میشود و این چنین ناخواسته در دام رژیم می افتند . دم نزنید که بدتر نشود . به جای اعتراض به رژیم ومخالفت با مقررات زن ستیز جمهوری اسلامی به زن با اصولی که تن به حجاب اجباری نداد و مسابقه را تحریم کرد می تازند به جای اغتراص به فاطمه کوماندوهای لیسانسیه چماق بدست به مسیح علی نژاد خمله میکنند
    ….

  2. آقای تبریزی!
    آیا مخالفت با اجبار زنان غیرمسلمان به پوشیدن حجاب،صحبت از پرتقال بجای سیب است؟! بعد هم شما جوری از سنت ها و فرهنگ اصیل ایرانی می گویید که انگار حجاب اجباری یکی از آن هاست. اینکه بخشی از مردم جامعه ما طرفدار حجاب آنهم ازنوع اجباری اش هستند، دلیل نمی شود که آن را به عنوان سنت و فرهنگ اصیل ایرانی جا بزنید. دیگر اینکه دغل بازی و دروغگویی قدرت های بزرگ(ازجمله روسیه) ربطی به آزادی و حقوق بشر که یک حق عام همه-بشری است ندارد. همانطور که علم و دانش اروپایی و غربی را نباید با آن دغل بازی ها قاطی کرد.

    1. ظاهرا منظورم را درست بیان نکرده ام. من با عمده ی نظرات شما موافقم. بحث من چیز دیگریست.
      ازادی و حقوق بشر را به انهایی بگوئید که از قاره ای به قاره ای دیگر لشکر کشی می کنند و در عروسی و عزای مردم, بر سر انان بمب می ریزند و میگویند که این collateral damage بود!
      بحث علم و دانش را که ملل مسلمان از پیشقدمان ان و مبنای دوره ی روشنگری در اروپا بوده اند, را نیز با این بحث قاطی نکنید.
      بنده با حجاب اجباری و ..مخالفم. اما modesty و عفت و نجابت و پوشش معقول از سنن اصیل ایرانی و اسلامی ملت ماست, لا اقل قاطبه ی ان.

  3. آتنا دائمی خطاب به آنهایی که می گویند مسئله حجاب مربوط به خارج نشینان است ، گفت: من آتنا دائمی از داخل ایران با شما صحبت میکنم خطابم به آنهاییست که میگویند مسئله حجاب مربوط به خارج نشینان است… کسی که خود خارج نشین بود و برای دولت تدبیر و امید در انگلستان تبلیغ میکرد، به ایران آمد و با لباس و حجاب بنفش رای داد، به ورزشگاه رفت و برای ورود زنان به ورزشگاه تجمع کرد و بازداشت شد ، خارج نشینان به او کمک کردند تا آزاد شد و پرونده ش بسته شد حالا میگوید که مسئله حجاب مربوط به خارج نشینان است و زنان داخل ایران دغدغه حجاب ندارند. به عنوان یک زن در ایران این دغدغه را دارم هرگز همچو تو بدون ترس از گشت ارشاد طعم آزادی را نچشیدم ، هرگز مثل تو باد را لای موهایم احساس نکردم کسی بودم که قاضی به من گفت مخالفت تو با حجاب اجباری مخالفت با حکم صریح قرآن است و تو توهین به مقدسات کردی حکمت اعدام است. کسی هستم که مدتی پیش مطلبی با عکس بدون شالم منتشر کردم فورا سپاه برایم پیغام داد که کشف حجاب کردی منتظر عواقبش باش و منتظرم… در زندان بودم مرا به دفتر بند نسوان اوین خواستند گفتند حفاظت زندان گفته اند تو بدحجابی یا حجابت را رعایت میکنی یا اجازه ملاقات به تو نمیدهیم گفتم به خاطر مخالفت با حجاب اجباری بازجویی شدم در حکم چهارده سالم تاثیر داشته و از موضع خود کوتاه نمی آیم ! نرگس محمدی را که میشناسی؟ کف دستش نوشت طرح حجاب و عفاف مساویست با خشونت علیه زنان ، اسید پاشی ها که یادت هست؟؟ به خاطر حجاب بود نرگس و دوستانش تجمع کردند در اعتراض به اسید پاشی ها و تعدادی از آنها بازداشت شدند، میدانی نرگس به چند سال زندان محکوم شده؟؟؟ خبر داری که در ایران با حدود سه میلیون زن که حجاب اجباری را رعایت نکردند برخورد شده؟؟ خبر داری که حدود چهل هزار اتومبیل توقیف شده؟؟ این ها آمار و ارقامیست که دولت اعلام کرده!! آن سه میلیون زن هم خارج نشین بودند و دغدغه حجاب نداشتند؟؟ کسی صحبت از تحریم ورزش ها نکرد ما خواهی نخواهی تحریم شده ایم ، فوتسال زنان در انزلی یادت هست؟؟؟ باشگاهشان تعطیل شد چون بودجه نداشتند ، والیبال زنان یادت هست؟ هیچ کس نمیدانست همچین تیمی وجود دارد و قرار است مسابقه بدهند… این زنان ورزشکار هستند که از سوی دولت و رسانه تحریم شده اند وگرنه نیاز نبود کسانی که عشق به دوچرخه سواری دارند عکس ها و فیلم هایشان را در فضای مجازی منتشر کنند و بگویند ما میخواهیم دوچرخه سواری کنیم! صدای دادخواهی زنان از حجاب اجباری گوش دنیا را کر کرده و تو چقدر از اوضاع مملکت خویش بی خبری که اینچنین دیگران را متهم میکنی!!! کاش ما هم همچو تو رسانه ای داشتیم تا صدایمان را به گوش دنیا برسانیم…!! من پرونده ام بسته نشد و با هفت سال حکم باید به زندان برگردم چون مستقلم ! فراموش نکن در هر صورت ما همه درد مشترکیم!

  4. کسانی که به کمپین موفق ازادی های یواشکی انقاد می کنند و به اسم گیر می دهند، خودشان در این ۳۷ سال به غیر از اینکه دغدغه این نیست، فعلا چکار کرده اند؟ حقیقت این است که تنها کسی که صادقانه و با پشتکار پیگیر این مسئله بوده در سال های اخیر، شخص خانم علینژاد بوده و علت موفقیت این کمپین هم ارتباط با مردم عادی و خواست از داخل ایران بود، هر چند که روشنفکران و فمنیست های خیلی مبارز در اتاق های تاریک فکر مبارزات مهم و نامرئی خودشان هستند!

    اگر هم کسی نگران تحریم ورزش در ایران است باید بگویم با این نعل وارونه زدن هیچ وقت ورزش در ایران آزاد نخواهد شد، می خواهند فوتبال مردان را هم خذف کنند، دروغ نگویید که زنان ما زیر سایه حجاب و بیرق جمهوری اسلامی به موفقیتی دست پیدا کردند، بعد از ۳۸ سال خانم علیزاده با مشقت موفق به کسب مدال شد، از ایشان فقط استفاده ابزاری شد برای تبلیغ بیشتر خفقان و حجاب! وارد بازی حکومت نشوید، ما امروز اعتراض می کنیم تا فردا خانم علیزاده مجبور به ترک وطن نشود! با خودتان صادق باشید تا وقتی جمهوری اسلای هست، ورزش زنان به جایی نخواهد رسید و نسل کیمیا ها باید پشت تحریم داخلی همیشه برقرار بسوزند……

  5. جناب تبریزی!
    “هنجارهای پذیرفته شده بین المللی یعنی “حمله نکردن به سفارتخانه های خارجی”، یعنی “عدم اجبار زنان غیرمسلمان به پوشیدن حجاب”، یعنی “جلوگیری نکردن از ورود زنان به استادیوم های ورزشی” یعنی “گروگان نگیری” یعنی “قاچاقچی خرده پا را اعدام نکردن”، یعنی “جلوی کنسرت موسیقی مجوز دار را نگرفتن”، یعنی…………….

    1. من راجع به سیب حرف زدم و شما پرتقال! من با موارد فوق که شما ذکر کردید مشکلی که ندارم هیچ, بلکه صد در صد موافقم. منظورم این بود که از اونطرف پشت بام نیفتیم. همین! ما هم ملتی هستیم با فرهنگ و تاریخ و دین و سنت های خودمان. همه چیز را تسلیم هنجار های بین المللی که گاه بانیان و پاسداران ان چه بسا دروعگویان و غداره بندان بین المللی و حق وتو داران, قانون جنگل, هستند, نکنیم.

  6. با درود
    خانم مسیح علی‌نژاد کار نسنجیده‌ای کردند و پاسخ‌هایی که اخیراً به مخالفان خود می‌دهند نسنجیده‌تر است
    با شلوغ‌بازی و سخنرانی در اتحادیه ایکس و شورای ایگرک مشکل ایرانیان حل نمی‌شود.
    به نظرم ایشان فقط به کار ژورنالیستی خود بپردازند می‌توانند موفق‌تر باشند.

  7. ظاهرا از دید نویسنده بزرگترین مانع برای خروج زنان ایران از انزوا این است که زنان غربی نمی خواهند حجاب اجباری را بپذیرند. هر عقل سلیم و بی غرضی این نکته را درک میکند که بزرگترین مانع برای پیشرفت ورزش و سایر فعالیت های اجتماعی زنان موانعی است که حکومت دینی برقرار کرده. فقط مقایسه وضعیت ورزش زنان و حضور آنها در سیاست و هنر در قبل و بعد از انقلاب باطل بودن ادعای نویسنده در اینکه حجاب کلید پیشرفت زنان بوده است را عیان میکند. حقوق زنان فقط شامل حق برگزاری مسابقات در کشور خود برای چند بانوی شطرنج باز نمی شود. محدودیت هایی که به واسطه اجرای شریعت دینی از سوی حکومت بر ورزش زنان اعمال میشود ابعادی بسیار بزرگتر دارد. نتیجه گیری انتهایی مطلب که ممکن است حکومت به واسطه عدم شرکت چند ورزشکار زن غیر ایرانی مسابقات را ملغی و محدودیت بیشتر بر زنان ورزشکار اعمال کند بیشتر به شوخی شبیه است.

  8. می گویند حسن صباح ،به اندازه پوست گاوی از مساحت قلعه الموت را خرید و سپس انرا به صورت نوار بسیار نازکی دراورد و دور قلعه کشید و انرا تصاحب کرد!!روزی هم که زنان تهران علیه حجاب اجباری اوایل انقلاب به خیابان ها ریختند ،بسیاری از گروه های سیلسی چپ و مذهبی چه از نوع خالص ان چه بزرگواران نهضت آزادی با استدلات مختلفی از اینکه حجاب در الویت نیست…فعلا بایستی با امپریالیسم مبارزه کرد…انداختن یک تکه پارچه به سر چه اشکالی دارد از یک طرف با نوشتار و گروه های بسیج شده از طرف تند روها با شعار یا روسری ..یا توسری و با استفاده از چاقو و زنجیر و اسید و فحش های رکیک حجاب را جا انداختند…متاعقب ان حق طلاق و حضانت و …از زنان سلب شد و تعدد زوجات و صیغه بر قرار گشت و زن محکوم به اجازه از شوهر یا پدر برای خروج از خانه شد ..وووو…برداشتن حجاب اجباری شروع بازگشت حقوق انسانی زنان است وگرنه مطابق رساله های عملیه علما ،بزرگترین حق زنان گرفتن نففه و در خدمت مردان بودن است..از هر وسیله ای که بتوان به آزادی پوشش رسید باید استفاده کرد …

  9. دیدگاه نویسنده قابل تامل و منطقی به نظر می رسد و نتیجه گیری وی نیز به همچنین. اما یک نکته اینجا مطرح است: اگر بخواهیم خط استدلالی وی را به دیگر عرصه های مشابه نیز تعمیم دهیم آن وقت نقض غرض می شود. مثلاً قرار است بازی فوتبال ایران و کره جنوبی روز تاسوعا برگزار شود. اگر استدلال نویسنده را بپذیریم پس باید فیفا به خاطر آنکه مبادا جمهوری اسلامی از این ببعد جلوی سفرهای خارجی تیم ملی فوتبال مردان را بگیرد، یا با تغییر روز مسابقه موافقت کند، یا اجازه دهد در روز انجام مسابقه، برخلاف مقررات فیفا، رژیم مراسم روضه خوانی و سینه و زنجیر زنی در میدان آزادی برگزار کند و مردم نیز بجای کف و سوت و خوشحالی صلوات بفرستند و گریه کنند! بالاخره جمهوری اسلامی باید روزی بفهمد که اگر می خواهد با جهان مراوده داشته باشد باید هنجارهای پذیرفته شده بین المللی را بپذیرد. خلاص.

    1. “هنجار های پذیرفته ی بین المللی”, از جمله ی اخر متن فوق, اگر با هنجار های انسانی و دینی و اخلاقی ما جور در نیاید چطور؟ وقتی ما نپذیریم, یعنی بخشی از جامعه ی بین المللی نپذیرفته! ظاهرا شما طرفدار آزادی هستید. پس زور که نیست! از لج با حکومت و خرابکاری هایش, نباید خود باخته و تسلیم شد. ابر قدرتها برای خود, در مسائل جهانی, به ناحق, حق وتو دارند. ما هم لا اقل برای ملتمان در داخل حق وتو قائل شویم. دین اسلام بخش اصیل و ماندگاری از فرهنگ ایران و بلکه جهان است. با زور و ظلم حاکمان ظالم مخالفت کردن درست, اما دین و ارزش های اخلاقی جامعه اگر کم رنگ و کم رنگ تر شود, هویت فرهنگی جامعه به کجا خواهد رسید؟

      1. این هنجار های انسانی دین اسلام ۳۷ ساله دکتر از روزگار مردم در آورده. لازم نیست خیلی باهوش باشیم تا بفهمیم اجرای قهری شریعنچت جز ضرر هیچ چیزی نداره

        1. بنده هم نگفتم اجرای قهری شریعت! اما گفتم جایی هم برای رعایت هنجار ها, بشیوه ی معقول بگذاریم. این وظیفه ی پدران و مادران و دلسوزان جامعه و سلامت انست که ببینند شیوه ی اجرای بهینه چیست.

  10. کاملا با نظر شما موافق هستم،
    این مسیح فکر میکند،تنها مشکل زنان در ایران فقط حجاب است؟اون ….

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

یادداشت روز

اندیشه

آخرین مطالب