راست افراطی؛ باز هم اعدام

شماری دیگر از زندانیان عقیدتی و امنیتی در ایران بدون طی مراحل دادرسی عادلانه اعدام شدند.
شهرام احمدی (متولد 1366) یکی از جان‌باختگان است. این جوان کرد و اهل سنت از اردیبهشت 1388 (هنگام سفر رهبر جمهوری اسلامی به سنندج) بازداشت شد، و حدود 34 ماه سلول انفرادی و شکنجه و فشار و خشونت را در شکل‌های گوناگون تحمل کرد. احمدی همچون دیگر متهمان، بدون برخورداری از وکیل، در دادگاهی غیرعلنی، با تکیه بر اعتراف‌های ابراز شده زیر شکنجه، به اتهام محاربه محکوم به اعدام شد.


طنز تلخ روزگار است که قاضی او و نگارنده، یکی بوده است: مقیسه. قاضی‌ای که مشهور است به تبعیت از نهادهای امنیتی ـ اطلاعاتی، و از پس کودتای انتخاباتی 1388 تا امروز، ازجمله مهم‌ترین منابع صدور حکم اعدام و زندان‌های طولانی‌مدت بوده است.
نویسنده وقتی جلسه‌ی اسف‌بار و غریب محاکمه‌ی خود را در سال 1389 به‌یاد می‌آورد، به‌قدر لازم از کیفیت دادگاه متهمانی چون زنده‌یاد شهرام احمدی مطلع می‌شود.
هر توضیحی درباره‌ی غیرقانونی و غیرانسانی بودن احکام اعدام صادره و اجرای آنها، تکراری و زیادی است. تنها در حاشیه‌ی این احکام ناقض حقوق بشر، دو نکته قابل اشاره است:
نخست، این پرسش مهم که چه جریانی از صدور و اجرای این احکام اعدام سود می‌جوید، و به چه انگیزه و با کدام هدف، آنها را در این وضع نابسامان کشور، در اولویت می‌داند. چه پیامدها و فوایدی مترتب بر این اعدام‌های مغایر با حقوق بنیادین انسانی برای پیگیران و بانیان و عاملان وجود دارد؟
به‌دشواری می‌توان در این مدعا تردید کرد: راست افراطی (جریان خشونت‌پیشه، تمامیت‌خواه، صلح‌ستیز و گفت‌وگوگریز) به عزم افزایش تهدید علیه جامعه مدنی در حال تقویت و جان گرفتن، و با هدف ارعاب مخالفان (به‌ویژه در این مورد اخیر، کنشگران منتقد در جامعه اهل سنت و کرد کشور)، و نیز به قصد خودنمایی برای دولت‌های غربی ـ که با «جیغ» اعلام می‌کند قدرت مسلط در مناسبات سیاسی و امنیتی داخل کشور است ـ بار دیگر چنین اقدام مغایر با حقوق بشری را در دستور کار قرار داده است.
نکته‌ی دوم، اهمیت اقدام متناسب با موضوع (ستاندن جان شماری از شهروندان ایران بدون طی مراحل دادرسی منصفانه) توسط دولت اعتدال‌گرا و نیز کنشگران مدافع حقوق بشر و دغدغه‌دار دموکراتیزاسیون است.
هرگونه سکوت و مماشات در برابر چنین کردارهای خشن و غیرقانونی و غیرانسانی، به‌معنای تشجیع راست افراطی برای پیگیری پروژه‌ها و راهبردهای اقتدارگرایانه و خشونت‌طلبانه‌اش خواهد بود.
اگر اتهامی متوجه اعدام‌شدگان بوده، چرا فرآیند دادرسی عادلانه در مورد آنان رعایت نشده است؟

واکنش تاریخی رهبران جنبش سبز
همین‌جا، یادکرد از واکنش تاریخی رهبران جنبش سبز به اعدام پنج زندانی کرد در اردیبهشت 1389 پندآموز به‌نظر می‌رسد.
میرحسین موسوی پس از اعدام فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان، و در اوج سرکوب و اختناق برآمده از کودتای 1388 با انتشار بیانیه‌ای شجاعانه و ماندگار، اعلام کرد: «اعدام ناگهانی پنج نفر از شهروندان کشور بدون آنکه توضیحات روشن‌کننده‌ای از اتهامات و روند دادرسی و محاکمات به مردم داده شود شبیه روند ناعادلانه‌ای است که در طول ماه‌های اخیر منجر به صدور احکام شگفت‌آور برای عده زیادی از زنان و مردان خدمتگزار و شهروندان عزیز کشور ما شده است.»
میر جنبش سبز افزوده بود: «وقتی قوه قضائیه از طرفداری مظلومان به سمت طرفداری از صاحبان قدرت و مکنت بلغزد مشکل است که بتوان جلوی داوری مردم را در مورد ظالمانه بودن احکام قضایی گرفت. چگونه است که امروز محاکم قضایی از آمران و عاملان جنایت‌های کهریزک و کوی دانشگاه و کوی سبحان و روزهای 25 و 30 خرداد و عاشورای حسینی می‌گذرند و پرونده‌های فساد‌های بزرگ را باز نشده می‌بندند و به‌صورت ناگهانی در آستانه ماه خرداد، ماه آگاهی و حق‌جویی، پنج نفر را با حواشی تردید‌برانگیز به چوبه‌های دار می‌سپارند؟ آیا این است آن عدل علوی که به‌دنبالش بودیم؟»
شیخ آزاده و سبز، مهدی کروبی نیز با ابراز تأثر از اعدام ناگهانی پنج زندانی سیاسی در زندان اوین و ابراز مخالفت با «رواج یافتن چنین برخوردهایی»، گفته بود: «اعدام اين افراد در شرايطی صورت گرفته است که هيچکس از چند و چون پرونده آنها خبر ندارد و جرم آنها به‌دليل علنی نبودن دادگاه و عدم رعايت آيين دادرسی و قانون، برای هيچکس محرز نشده است.»
وی بی اطلاعی وکلای اعدام شدگان و اجرای احکام اعدام پیش از اعلام قبلی را «بسی متاسف کننده» دانسته و افزوده بود که این ماجرا «نشان از آن دارد که عدالت ناياب است و رويه فعلی هيچ تناسبی با موازين شرعی و قضايی ندارد.»
کروبی با انتقاد از اقدام دستگاه قضایی اضافه کرده بود: «معلوم نيست آقايان خود را درچه جايگاهی می‌بينند که به‌راحتی و بدون درنظرگرفتن عاقبت کار چنين حکم می‌دهند. البته وقتی جان آدميزاد چنان ارزان شود که عده‌ای را به صرف يک اعتراض مدنی در خيابان به گلوله ببندند چنين رفتارهای خارج از رويه‌ای نيز رواج می‌يابد.»
با چنین مواضع تاریخی، رهبران جنبش سبز دچار حصر خانگی شدند.
تردید نباید کرد جریانی که مسبب اصلی اعدام‌های اخیر و بانی و مجری آن است، همان جریانی است که قریب به 2000 روز است موسوی و کروبی و رهنورد را بی برگزاری هیچ دادگاهی بازداشت کرده و در حبس خانگی، محصور ساخته است.
گام نخست برای پاسداشت حقوق شهروندان ایران، کنار گذاشتن مرزهای «خودی ـ غیرخودی» و دفاع از حقوق بنیادین و اساسی یک‌یک ایرانیان، صرف‌نظر از مذهب و قومیت و جنسیت و آیین و عقیده‌ی ایشان است. این مهم، بی‌گمان محتاج کمیت و کیفیتی از شجاعت و انصاف و نوع‌دوستی است که رهبران جنبش سبز نشان داده‌اند.

Recent Posts

اعتبار فرآیندی محاکم؛ پاشنه آشیل انسجام داخلی و دیپلماسی بین‌المللی

  مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادی‌ترین کارکردهای نظام حقوقی در…

29 آگوست 2026

قدرت، دریا و ایران؛ کالبدشکافی یک روایت ژئوپلیتیک

نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحران‌ها در…

29 آگوست 2026

تجربه دینی و بحران درک واقعیت در جهان مدرن

تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…

29 آگوست 2026

نقدی بر «انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر»

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…

29 آگوست 2026

فلسفه‌ی اخلاقِ باور در سیاست

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است…

29 آگوست 2026

یادمانده‌هایی از آشنایی با زنده یاد ابراهیم یزدی

  به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…

29 آگوست 2026