چندی است که اصطلاح «رژیم اشغالگر» باب شده و شماری از افراد مخالف و برانداز «جمهوری اسلامی ایران» به گشادهدستی از آن استفاده می کنند. البته میدانیم که رضا پهلوی و اعوان و انصارش، این اصطلاح را باب کرده و یا به آن دامن زده و میزنند.
اما راستی، معنای «اشغال» و طبعا «رژیم اشغالگر» در این تعبیر چیست؟ تا آنجا که لغت و اصطلاح اجازه میدهد میتوان گفت: اشغال به معنای آن است که فردی یا گروهی بیگانه و خارجی به صورت عدوانی (به تعبیر حقوقی آن) و در واقع بدون مجوز قانونی جایی را بگیرند و آنجا را در اختیار خود بگیرند. مثلا فردی از اهالی محل یا همسایه و یا حتی یکی از اعضای خانواده، با اعمال زور و فشار و به نحو غیر قانونی و نامشروع، وارد خانه شخصی ما شود و صاحبخانه را اخراج کند و در نهایت (حتی با وجود حضور صاحبخانه) خانه شخصی را اشغال کند و در آن ساکن شود. با این همه، اشغال و اشغالگری مصطلح، عمدتا به وضعیتی اشاره دارد که فرد یا نیروهای بیگانه و خارجی، با زور سرنیزه (مثلا جنگ و تهاجم نظامی)، وارد سرزمینی شود و آن را با زور در اختیار بگیرد و خود در جای صاحبخانه بنشیند و در نهایت خود را صاحبخانه و مالک زمین یا محله و یا کشور بنامد. مانند آنچه که در چند قرن گذشته عموم کشورهای اروپایی کردند و با تهاجم نظامی و لشکرکسی به گستره غیر غربی (آسیایی یا آفریقایی و یا آمریکای لاتین) سرزمین ها و کشورها و مردمان بومی را کشته و اسیر کرده و یا عملا وارد خانه پدری و آبا اجدادی شان شده و همه چیز را تسخیر کرده و از آن خود کردند. از باب نمونه می توان به هجوم اروپاییها به سرزمین نوپدید قاره اروپای شمالی اشاره که اینان با راه انداختن جنگ و درگیری های خونین مستمر و برنامه ریزی شده توانستند بومیان سرخپوست آن نواحی را نابود کرده و خود، حتی با نابودی تمدن کهن مایایی، بر آن سرزمین پهناور چنگ انداخته و به تدریج تمدن نوین اروپایی خود را بنیاد نهادند؛ اکنون از بومیان تقریبا نشانی نیست و یا حتی غیر متمدن شمرده می شود. یا نمونه ای روشن و اخیر از مفهوم اشغال و اشغالگری را میتوان در تأسیس «دولت اسرائیل» دید که حداقل با معیارهای سازمان ملل بخشی از این سرزمینها «اشغالی» شمرده میشود و شگفت این که هنوز در ادبیات رسمی رسانهای و حقوقی جهانی از «فلسطین اشغالی» یاد میشود!
حال بدعتگذاران وطنی بگویند مرادشان از نظام اشغالی در ایران کنونی چیست؟ بعید است که مدعی باشند که در انقلاب ۵۷ خارجی ها بودند که چند دهه در ایران مبارزه کرده و در نهایت رژیم پهلوی را برانداخته و رژیم تازه ای را بنیاد نهاندند. اگر کسی جز این فکر می کنند، لطفا دلیل یا دلایل خود را اراده کند.
واقعیت است که اولا در انقلاب ۵۷ هیچ عنصری خارجی دخالت نداشت؛ هرچه بود داخلی بود و اراده و تصمیم مردم ایران (خوب یا بد)؛ و ثانیا، کسانی که در پی وقوع تغییرات رادیکال و انقلابی به قدرت رسیدند و نظام جدید را با همه ایرادها و اشکالات نظری و عملی تأسیس کردند و تا این لحظه ادامه دادند، ایرانی بودند و دارای تابعیت و شناسنامه و پاسپورت ایرانی (و در آن زمان دولت شاهنشاهی پهلوی) بوده اند. حال باید پرسید اینان چگونه و به چه معنا اشغالگری بوده و هستند؟
ممکن است به نوع افکار و اعمال حاکمان جدید اشاره شود. بله، می توان صدها ایراد گرفت، اما آیا این بدعملیها آنان را مصداق اشغالگری میکند؟ اگر چنین باشد، انقلابیون پیش از انقلاب ایران نیز میتوانند و هنوز هم میتوانند رضاشاه و محمدرضا شاه پهلوی و دولت هایشان را اشغالگر بدانند! آیا مدعیان اشغالگری جمهوری اسلامی، چنین فکری را میپذیرند؟
در حال تمامی کسانی که پس از صفویه در ایران حکومت کرده و تشکیل سلسله و دولت دادهاند، بهرغم این که بسیاری از آنان ریشه و تباری در اقوام و قبایل غیر ایرانی داشتهاند، ایرانی و خودی بودهاند. این در حالی است که هیچیک از آنان دارای گفتار و رفتار عادلانه مهم و قابل دفاعی نداشتهاند.
مقدمه در دو دهه اخیرِ پساانقلاب ۵۷، دو جریان فکری نئولیبرال که از یک سو،…
خبر هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا، در جامعهای که دههها زیر سایه تنش،…
به مناسبت بیست و نهم خرداد سالروز مرگ علی شریعتی متفکر بزرگی که بیش…
درامد: آنچه که در این نوشتار ملاحظه میکنید، حاشیهای است بر یک گفتوگو در…
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…