برگزیده‌ها

ترامپ، مدل تغییر ونزوئلا، و لویاتانی به اسم سپاه پاسداران

از الگوی ایده‌ال دونالد ترامپ برای ایجاد تغییرات در جمهوری اسلامی با عنوان مدل ونزوئلا یاد می‌شود، روشی که با برکناری مادورو از قدرت و جایگزینی او با رودریگز (معاون پیشین او) در ونزوئلا بکار رفت. این روش اصلاح‌طلبی ساختاری با تکیه بر نیروی نظامی است، چیزی که ترامپ از آن با عنوان «صلح از طریق قدرت» هم یاد کرده است. مقاله جدید وبسایت پولتیکو که در ادامه سخنان جنجالی او پیش از سوار شدن به هواپیما منتشر شد، شیوه ترامپ (و مارک روبیو به عنوان معمار این ایده) در انطباق الگوی ونزوئلا بر ایران را توضیح می‌دهد.

پولتیکو نوشته دستگاه سیاست خارجی دولت ترامپ در روزهای پیش رو می‌خواهد محمدباقر قالیباف را تست کند. اگر این تست جواب داد و قالیباف اهل معامله و سازش با آمریکا (و اسرائیل) درآمد، او خواهد شد رهبر رودریگز ایران. اگر نه آمریکا دنبال نفر بعدی در حاکمیت ایران خواهد بود تا زمانی که به این نتیجه دشوار برسد. از توییت‌های دیروز و روزهای قبلی محمدباقر قالیباف (کسی که خودش را در معرفی در توییتر «سرباز امام شهید» خوانده) برمی‌آید او و نیز بسیاری سرداران سپاه و بدنه سپاه اهل معامله و سازش با آمریکا و اسرائیل نیستند و بر طبل جنگ‌طلبی می‌کوبند.

اجرای الگوی ونزوئلا برای تغییرات ساختاری در ایران محتاج یک بستر فرهنگی کمتر غرب‌ستیز و آمریکاستیز در بدنه حاکمیت است که بتواند با حکومت آمریکا در حکمرانی همکاری بکند. این شیوه وقتی در ایران اصلاح‌طلبان و اعتدالیون سرکار بودند، یعنی دوره اصلاحات سید محمد خاتمی یا دولت تدبیر و امید حسن روحانی، احتمالا بهتر جواب می‌داد تا امروز که در قیاس با آن دوره‌ها (برغم پزشکیان) اصولگرایان در ساختار قدرت ایران بیشترین نفوذ را دارند.

خود دونالد ترامپ هم در دوره اول ریاست‌جمهوری خویش با خروج از برجام، بازگرداندن تحریم‌ها و اعمال فشارحداکثری بر اقتصاد که موجب کاهش شدید ارزش ریال برابر دلار شد، آنهم زمانی که دولت دوم حسن روحانی بر سر کار بود، جناح ضدآمریکایی/عاشق روسیه/جبهه پایداری را در حاکمیت ایران قوی‌تر کرد. خودکرده را تدبیر نیست آقایان ترامپ و نتانیاهو! شاید بشود گفت در نتیجه خروج از برجام حدود ده سال قبل بخشی از بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبی پهلوی‌گرا شده‌اند و آنچه از اصلاح‌طلبی باقی مانده هم ضعیف‌تر است و هم رگه‌هایی جدی‌تر از آمریکاستیزی دارد.

پس با این حساب لابد رضا پهلوی گزینه خوبی برای آمریکا و اسرائیل خواهد بود؛ او هم از غرب حرف‌شنوی دارد و هم بر خلاف نیروهای داخل نظام، لیبرال دموکراسی سکولارغربی را بدون قید وشرط می‌پذیرد. (بحث در مورد خود آقای پهلوی است نه هواداران ایشان)
مشکل اصلی رضا پهلوی از دید دولت آمریکا در الگوی ونزوئلا آنست که داخل ساختار قدرت در بروکراسی کنونی جمهوری اسلامی پایگاهی ندارد، امری که شرط انتخاب شدن به عنوان رهبر گذار در مدل ونزوئلایی است. پس تحمیل او به رهبری حتی می‌تواند باعث آشوب جدی در کشور شود.

ساختار نظامی-امنیتی ایران در این سالها، ذیل رهبری علی خامنه‌ای به عنوان سر لویاتان، انقدر با اسلامگرایی ولایی پرشده که حتی به حرف کسانی چون حسن روحانی و جواد ظریف و محمد خاتمی گوش نمی‌دهد، چه برسد به آقای پهلوی! برغم همه اینها بعید نیست مقصود دونالد ترامپ از رهبر دوران گذار در سخنان مناقشه‌انگیز دیروزش در فرودگاه حسن روحانی باشد، گرچه در وضعیت فعلی بزرگ‌ترین مانع بر سر انتصاب فردی معتدل به رهبری مثل او مخالفت سپاه پاسداران خواهد بود.

سپاه و ولایت فقیه همچون لویاتان
می‌شود از منظر فلسفه سیاسی گفت سپاه پاسداران یک لویتان است که اسم رمزش خامنه‌ای و ولایت فقیه است. اگر ولی فقیه سر این لویاتان یا اژدهای مستبد است، بدنه آن نهاد سپاه پاسداران با دهها هزار موشک و پهپاد می‌باشد.
ابتدای این جنگ تصور می‌شد خامنه‌ای یک فرد است. الان معلوم شده خامنه‌ای پادشاهی بوده که با شیوه تربیتی بسیار خاص و در محیط‌های «عقیدتی-سیاسی» به شدت ایدئولوژیک و بسته، و با پول نفت و امکانات فراوان حکومتی که به شیوه مطلقه اداره می‌کرده، خودش را در دهها هزار سپاهی، بسیجی و حتی آخوند تکثیر کرده است.
لویاتان سپاه و ولایت فقیه این روزها خودش را پشت نمادهای ملی‌گرایانه ایرانیان/ایران باستان نیز پنهان می‌کند. گذار به دموکراسی در ایران بدون رام شدن این اژدهای دریایی ممکن نیست. رام کردن این اژدها کاری جمعی و زمان‌بر و البته محتاج به فشار بسیار از سوی جامعه مدنی ایران و همکاری جامعه بین‌المللی است.
تصویر مربوط به پشت جلد کتاب لویاتان توماس هابز، تاریخ نشر۱۶۵۱

سپاه و بنیادگرایی اسلامیستی-لنینیستی خامنه‌ای
در تحلیلی مشابه می‌شود گفت سپاه پاسداران نهادی با ایدئولوژی چپ پست‌مدرن و ضدامپریالیستی است (بنگرید به هواداران سپاه در کشورهای غربی) که عقاید آخرالزمانی شیعه و ولایت فقیه را به آن اضافه کرده باشی و سقفی ثابت از بودجه کشور و میلیاردها دلار پول نفت به پایش ریخته باشی تا بتواند صدها هزار مهمات جنگی بسازد و امکانات متعدد تاسیس کند. این نهاد هم پول نفت دارد و هم ایدئولوژی. باوری جدی هم به حق حاکمیت مردم ایران ندارد چون ایدئولوژی آن ولایت مطلقه فقیه است.
محصول ایدئولوژی سپاه کسانی مثل امیرحسین ثابتی، احمد نادری و سایر نمایندگان مجلس دوازدهم از جبهه پایداری است. مثلا احمد نادری، نماینده مجلس از جناح تندرو، درگیری‌های منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا از سال ۲۰۱۱ تاکنون را در چارچوب نوعی نبرد تمدنی-آلکساندر دوگینی می‌بیند و معتقد است سه تمدنِ اسلامی (با محوریت ایران)، ارتدکس (با محوریت روسیه) و کنفوسیوس (با محوریت چین) در خط گسل سوریه و عراق در تقابل با تمدن غرب (به محوریت ایالات متحده آمریکا) قرار گرفته‌اند و این تقابل، نظم آینده در سطح جهانی را تعیین خواهد کرد.
او اخیرا پس از مرگ علی خامنه‌ای در مصاحبه‌ای گفت هر صدایی که در وضعیت کنونی خواهان مصالحه و آتش‌بس میان ایران و آمریکاست را باید خفه کرد! چنین افرادی شده‌اند اکثریت مجلس و نظام حکمرانی، چون نظارت استصوابی شایسته‌سالاری را در ایران نابود کرده است.

برآیند
از میان بردن ایدئولوژی و نهاد سپاه، بر خلاف تصور دولت آمریکا و اسرائیل کار دو سه هفته جنگ نیست. چون ایدئولوژی است احتمالا نابودی کامل آن هرگز یا جنگ میسر نباشد (مثل حماس و حزب‌الله لبنان) ولی اگر به اندازه کافی از او پول و اسلحه گرفته شود شاید زمانی به دموکراسی برای ایران متقاعد شود.
تحریم انتخابات‌ها در سال‌های گذشته استراتژی غلطی از طرف اپوزیسیون سکولار ایران بوده که تفکر جبهه پایداری و سپاهی را حتی بیشتر تقویت کرده است و بعد جنگ باید از آن پرهیز کرد.
می‌شود گفت سپاه پاسداران مانند یک طریقت مذهبی بسیار متعصب و تا دندان مسلح است؛ مانند اینکه جریان فتح‌الله گولن یا یکی از طریقتهای صوفی بنیادگرا در تورکیه را، به علاوه تزریق عقاید ضدامپریالیستی و مارکسیستی-لنینیستی، تا دندان مسلح کرده باشیم! اگر سازمان مجاهدین خلق پیروان خودش را مغزشویی می‌کرد، به نظر چند برابرش را خامنه‌ای این سالها با سپاهیان کرده است، از طریق امکاناتی چون اداره عقیدتی سیاسی سپاه و غیره.
تا سپاه متحول یا منحل نشود (که آنهم وابسته به انحلال ولایت فقیه است) ایران روی دموکراسی به خود نخواهد دید. این فرایند آسان نخواهد بود و قطعا بسیار بیش از چند هفته جنگ زمان خواهد برد.
مرگ خامنه‌ای ولی باعث شده ماهیت درونی سپاه بر دنیا صریحتر آشکار شود. برخی به اسم چپگرایی ضدامپریالیستی و ملی‌گرایی دوست ندارند این نکات طرح بشود، ولی نمی‌شود سکوت کرد.
همزمان امیدواریم اپوزیسیون و دستگاه سیاست خارجی آمریکا و اسرائیل درسهای بزرگی بگیرند از شیوه واکنش به مرگ خامنه‌ای و الگوی ونزوئلا. خروج آمریکا از برجام در دوره اول ترامپ (پیمانی که جبهه پایداری و حکومت راستگرای اسرائیل و نتانیاهو مخالفان اصلی آن بودند)، به تضعیف بخش میانه‌رو حکومت و تقویت بیشتر ایدئولوژی رادیکال سپاهی منجر شد و درسی است که جمهوریخواهان آمریکا و حکومت راستگرا و متعصب اسرائیل لازم است، گرچه خیلی دیر، از وقایع ایران بگیرند.
برغم همه اینها، آیا همچنان ممکن است حسن روحانی رودریگز ایران باشد.

Recent Posts

اندیشه‌ اقتصادی علی شریعتی و اعتبارسنجی نقدهای نئولیبرالی

مقدمه در دو دهه اخیرِ پساانقلاب ۵۷، دو جریان فکری نئولیبرال که از یک‌ سو،…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

چرا تفاهم صلح با آمریکا را محتاطانه به فال نیک می‌گیرم؟

  خبر هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا، در جامعه‌ای که دهه‌ها زیر سایه تنش،…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

معنای زندگی به روایت شریعتی

  به مناسبت بیست و نهم خرداد سالروز مرگ علی شریعتی متفکر بزرگی که بیش…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

ماجرای پرمناقشه شریعتی و ساواک

  درامد: آنچه که در این نوشتار ملاحظه می‌کنید، حاشیه‌ای است بر یک گفت‌وگو در…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

کمی «زر» بزنیم

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

ترومای جمعی در ایران؛ تحلیل روان‌شناسی اجتماعی سه فاجعه هم‌زمان

جامعه ایران از دی‌ماه تاکنون با سه بحران هم‌زمان و عمیق روبه‌رو شده است: سرکوب…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵