برگزیده‌ها

بیداری و رستاخیز ملت

وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

این روزها، از یکطرف شاهد « بیداری و رستاخیز» ملتِ ستم‌ کشیده و صبور ایران هستیم که مصمم تراز جنبش‌های ۴۷ سال گذشته به میدان آمده و از طًرف دیگر، حاکمیتی که با رگبار بستن بر مردمان معترض « چنگ و دندان» تیزتری از خود نشان می‌دهد.

بدیهی است ملتی دست خالی دربرابر حاکمیتی تا دندان مسلح، جز «جان جوانان وخون خود» اسلحه دیگری ندارد، اما تاریخ نشان داده سرانجام «خون بر شمشیر پیروز می‌شود» وپرپرشدن پرندگان پرواز را به خفتگان یادآور می‌شود.

به قول فروغ :«دلم گرفته است، دلم گرفته است، کسی مرا به مهمانی گنجشک‌ها نخواهد برد، پرواز را به خاطر بسپار، پرنده رفتنی است». در این بن بست تاریک، با گشودن رگبار سرب و ساچمه به سینه‌ها و چشم‌ها، به قول همو: «آغاز فصل سرد که چراغ‌های رابطه تاریکند» به کجا و به نور و گرمای چه کسی پناه توان برد؟ این غزل حافظ وصف حال بی تفاوت‌های امروز ماست:

چشمت به غمزه مارا، خون خورد و می پسندی جانا روا نباشد، خونـــــــریز را حمایت

در این شب سیاهم، گم گشت راه مقصــــــــــود از گوشه‌ای برون آی، ای کوکب هدایت

این جانسپردگان با خونشان سرزمین خشک شده از خیانت، خشونت، خشک مغزی، و خرابی ایران را آبیاری می‌کنند، و همچون نسیم بهاران، نوید آزادی از انجماد سرد و زمستانی استبداد فقاهتی و دین دولتی سر می‌دهند و سرود حاکمیت ملت برسرنوشت خویش را می‌خوانند.

ولی فقیه فرمانده این کشتار، مدعی پیروی از ولایت امام علی است، اما آن پیشوا در منشور حکومتی خویش هنگام اعزام مالک اشتر برای اداره سرزمین تازه مسلمان مصر توصیه موکد کرد:

«از خون و ریختن به ناحق آن حذر کن، که هیچ عاملی همانند خونِ ناحق کیفر الهی را نزدیک، تبعات آنرا عظیم، زوال نعمت‌ را تسریع و سقوط حکومت را نزدیک نمی‌گرداند. و خداوند سبحان روز قیامت داوری دراعمال بندگان را از خون‌های به ناحق ریخته شده آغاز خواهد کرد، پس مبادا با ریختن خون حرام، پایه‌های حکومت خویش تقویت کنی که این‌کار حکومت را تضعیف وسست و بنیاد آن را برکنده به دیگری منتقل می‌سازد» (۱).
کشتار هموطنان جان به لب رسیده معترض به نابسانی‌های اقتصادی و سیاسی و بی لیاقتی و چپاول کارگزاران نظام در این چند روزه، دل ملت ایران را پرخون کرده و چون هیچ راه مسالمت آمیز قانونی برای آنان باقی نگذاشته و آزادی انتقاد را از ملت سلب کرده‌اند، جز پناه بردن از شر ولایتمداران به بیگانگان راه نجاتی نمی‌یابند.

تاریخ گواه پیروزی نهایی ملت‌های جان برکف و متحد در برابر دیکتاتورهاست. این سنت الهی است که هرگاه در راه حق بایستند، تنگناهای بلا برآنان گشوده می‌گردد و از ذلت به عزت و از ترس به امنیت می‌رسند.

از طرفی این روزها در آستانه «مبعث» پیام آور رحمت هستیم. « بعثت» به فارسی همان رستاخیز و برانگیختگی از خواب گران است، صدام حسین و حافظ اسد در عراق و سوریه مدعی برانگیختگی تحت لوای « حزب بعث» بودند و شاه نیز « حزب رستاخیز» را تاسیس کرد. اینک پرونده هرسه بسته شده و ملت‌ها به تجربه دریافته‌اند که جز آزادی و میدان رشد و شکوفایی دادن به ملت، هیچ رستاخیز و رشد و توسعه واقعی تحقق نخواهد یافت.

روز شنبه سالروزدرخشش آن «کوکب هدایت» است که حافظ برون آمدنش را آرزو می‌کرد، سالروز نه تولد، نه رحلت، که به اختیارخودش نبود، بلکه سالروز«بعثت»، یعنی برانگیخته شدن مردی است که جرقه بیداری به دل مردمانی جاهل زد و با ایجاد الفت و اتحاد میان کسانی که قرنها به قتل و غارت و خرافات مشغول بودند، آنان را به عزت و آبرو و استقلال رساند (۲).

هر برانگیختگی تحت شرایط و زمینه‌های ویژه‌ خود تحقق می‌یابد؛ دانهِ دردل خاک، به شوق افلاک، در پرتو آفتاب، استعداد جوانه زدن و جولان دادن را، تا درختی بالنده و بارور شدن به فعلیت می‌رساند. این اتفاقی استثنائی نیست، تقدیری عمومی و ابدی است؛ ملت‌های مشتاق، مصمم و متوکل نیز هرگاه به شوق آفتاب از زمین ذلت سربرآرند، به آزادی، آبادی، استقلال، عزت و انسانیت می‌رسند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- إِیَّاکَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْکَهَا بِغَیْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ أَدْعَی لِنِقْمَهٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَهٍ وَ لَا أَحْرَی بِزَوَالِ نِعْمَهٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّهٍ مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ بِغَیْرِ حَقِّهَا وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُکْمِ بَیْنَ الْعِبَادِ فِیمَا تَسَافَکُوا مِنَ الدِّمَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَلَا تُقَوِّیَنَّ سُلْطَانَکَ بِسَفْکِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِکَ مِمَّا یُضْعِفُهُ وَ یُوهِنُهُ بَلْ یُزِیلُهُ وَ
۲– انفال ۶۳- وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ ۚ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِى ٱلْأَرْضِ جَمِیعًا مَّآ أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـٰکِنَّ ٱللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ ۚ إِنَّهُۥ عَزِیزٌ حَکِیمٌ

Recent Posts

کمی «زر» بزنیم

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

ترومای جمعی در ایران؛ تحلیل روان‌شناسی اجتماعی سه فاجعه هم‌زمان

جامعه ایران از دی‌ماه تاکنون با سه بحران هم‌زمان و عمیق روبه‌رو شده است: سرکوب…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

بازخوانی انتقادی صورت‌بندی فکری محمد حنیف‌نژاد در افق رهایی و انسداد تاریخی

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

نقد یک خطای معرفتی دین‌ستیزان

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

جمهوری، جمهوریت و سلطنت موروثی

در این نوشتار کوتاه تلاش می‌شود که بین سه مفهوم «جمهوری»، «جمهوریت» و نیز «سلطنت»…

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

چرا فاشیسم به صحنه جهانی بازگشت؟

قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵