یادداشت

خیابان، جمهوری‌خواهان، سلطنت‌طلبان

این مساله نیاز به گفتن ندارد که نظام ولایی حاکم بر ایران که ساختار سیاسی آن بر اساس استبداد دینی شکلگرفته، یک نظام شر آفرین است که رهایی از آن شرط لازم برای تحصیل آزادی، کرامت انسانی و زیست اخلاقی و   نیز تعامل سازنده و محترمانه با جهان است.

در متون و منابع فلسفی تعریف های متعددی از مفهوم شر ارائه می شود که همین امر اجماع بر سر تعریف دقیقآن را با دشواری مواجه کرده است.

با این وصف بخش بزرگ و قابل توجهی از فیلسوفان و متالهان با ارجاع به مصادیق عینی شر در باره این نکتهاتفاق نظر دارند که در جهان ما دست کم دو گونه شر که عبارتند از شر اخلاقی (moral  evil) و شر طبیعی(natural  evil) قابل شناسایی است.

از منظر فیلسوفان شر اخلاقی که برآمده از اراده آزاد انسانی است ناظر به افعالی چون تمامیت خواهی، سلطهجویی، شکنجه، قتل، تجاوز جنسی، دروغگویی، تهمت زدن، دزدی و فساد اقتصادی است، و شر طبیعی به پدیدههایی اطلاق

می شود مانند:  زلزله، سیل، قحطی و انواع بیماریهای طاقت فرسا و لاعلاج که به سیب عوامل طبیعی و فیزیکیخارج از دخالت انسان رخ می دهند.

حال اگر از شر طبیعی بگذریم می توان با استناد و استشهاد به شرور اخلاقی که فوقا اشاره شد، نظام ولایی رابدون کمترین مبالغه ای مصداق عینی شر اخلاقی توصیف نمود که در طول نزدیک به نیم قرن سلطه گری اش برجامعه ایران با اتخاذ رویکردهای مخرب و زیانبار در هر دو عرصه داخلی و خارجی تا توانسته مبادرت به تولید شرکرده است.

این شر آفرینی ویرانگر نظام ولایی که سرمایه های ملی کشور را پاک به باد فنا داده و نیز حیات مادی و معنویمردم را به فلاکت و تباهی کشانده به واقع چاره ای برای مردم باقی ننهاده جز آن که در هر فرصتی که بدست میآورند به خیابان بیایند و با تمام خشم و نفرت انباشته شده ندای نابودی نظام ولایی سر دهند.

یک نمونه آن همین خیزش اجتماعی اخیر است، خیزشی که از هفتم دی ماه با واکنش اعتراضی نسبت به وخامتشرایط اقتصادی و افزایش شدید هزینه های زندگی آغاز شد و سپس به سرعت با فراتر رفتن از مطالبات اقتصادی، معیشتی و صنفی ساختار سیاسی نظام ولایی را هدف قرار داده است.

پیام و مطالبه اصلی خیزش اعتراضی اخیر مردم جان به لب رسیده ، با تفطن به مضمون شعارهای ساختار شکنانهآن در یک کلام تاکید و تصریح مجدد بر ضرورت انحلال نظام ولایی و جایگزینی آن با یک نظام سکولار مبتنی بردموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی است.

در اینجا نگارنده ضمن حمایت تام و تمام از خیزش اعتراضی مردم ایران ، سه نکته را که گمان می بردطرح آنها درفرایند تحقق پیام و مطالبه فوق الذکر خالی از فایده نیست، به شرح ذیل صورت بندی می کند.

۱) اهمیت حضور در خیابان :

نخستین نکته این است که تجربه بیش از چهار دهه چالش با نظام ولایی اکنون این موضوع را برای همگان روشکرده که هر دو پروژه پیکار مسلحانه و اصلاحات به عللی که در این یادداشت جای طرح و بحثش نیست به کلی خطاو رویا پردازی بوده است.

از این رو نگارنده در همدلی با برخی تحلیلگران اجتماعی بر این باور است که شکست نظام ولایی و وادار کردن آنبه تسلیم در برابر اراده و خواست به حق مردم از حضور مردم در خیابان می گذرد. با این توضیح که حضور مردم درخیابان هنگامی راهگشا و موثر است که اولا گسترده، چشمگیر، مداوم و واجد برنامه ای مشخص باشد.

ثانیا مردم حاضر در خیابان به رغم خشم و نفرت عمیقی که از نظام ولایی دارند، شایسته است که حتی المقدور ازخشونت ورزی پرهیز نمایند. مبارزه اجتماعی و مدنی خشونت پرهیز نه تنها اقشار و طبقات بیشتری را به خیابان

می کشاند و نیز حمایت افکار عمومی جهان را بیش از پیش بر می انگیزد، بلکه موجب ایجاد شکاف در بین حاکمیتو نیرو های سرکوبگر می شود‌.

۲)  جمهوریخواهان و تشکیل آلترناتیو:

واقعیت غیر قابل انکار این است که بخش بزرگی از مردم معترض و ناراضی ایران و خصوصا فعالان مدنی و گروههای سیاسی جمهوریخواه بشمار می آیند که متاسفانه هنوز نتوانسته اند آلترناتیو خود را تشکیل دهند. فقدانآلترناتیو جمهوری خواهان بسیاری از مردم مخالف نظام ولایی را که ضمنا نظر مثبتی درباره استقرار مجدد نظامسلطنتی ندارند بلاتکلیف ، سرگردان و منفعل کرده است .

تشکیل این آلترناتیو به سهم خود می تواند هم مردم جمهوری خواه را فعال نماید و هم از انحصار قدرت در فردایپیروزی بر نظام ولایی ممانعت به عمل آورد .  این مسئله  فقدان آلترناتیو را باید یک مشکل و ضعف مهم و جدی جمهوریخواهان تلقی کرد که لازم است هرچه زودتر راه حلی برای رفع آن پیدا کنند.

به اعتقاد نگارنده اولین گام برای تشکیل چنین آلترناتیوی که لزوما باید در داخل کشور تشکیل شود، حمایت قاطع ازبیانیه هفده نفر از فعالان سیاسی، مدنی، و فرهنگی است که با عنوان ( نظام نامشروع جمهوری اسلامی رفتنیاست) در تاریخ دوازدهم دی منتشر شده است.

۳) مواجهه معقول و دموکراتیک و اخلاقی با جریان سلطنت طلبی :

تقریبا حدود بیست سال پیش بود که مرحوم ابراهیم یزدی در مصاحبه ای خطاب به حاکمیت گفت: ( کاری نکنید کهمردم ایران بسان مردم اسپانیا دوباره نظام سلطنتی برکنار شده را طلب کنند). این سخن هوشمندانه  ابراهیم  یزدیکه حاکمیت استبدادی آن را به سبب خودخواهی، غرور، و جهل نادیده انگاشت ، اکنون به واقعیت پیوسته است، چراکه اگر نه همه مردم اما بخش قابل اعتنا و بزرگی از آنان و به ویژه نسل جوان چنان که در خیزش اعتراضی اخیر بهوضوح می بینیم به حمایت از خاندان پهلوی برخاسته اند.

بنابراین جمهوریخواهان خواه ناخواه باید  نقش این جریان در تحولات سیاسی جامعه را به رسمیت بشناسند، زیراانکار آن نه ممکن است ونه مطلوب. از این رو  شیوه معقول و اخلاقی در مواجهه با جریان سلطنت طلبی به عنوانجریانی که پشتوانه مردمی دارد و از اعتماد بخشی از جامعه برخوردار است گفتگوی انتقادی  است، هرچند کهرویکرد غالب سلطنت طلبان با مخالفان خود غیر دموکراتیک و غیر اخلاقی است.

این نکته را هم بیافزاییم  که جریان سلطنت طلبی ولو این که خود به تنهایی موفق به کسب قدرت سیاسی شود و درآینده بخواهد به شیوه ای استبدادی کشور را مدیریت کند، باز هم بر نظام ولایی ارجح است، زیرا استبداد دینی بهگفته همه بزرگان و نیز تجربه نزدیک به نیم قرن زیست در ذیل نظام ولایی سنگین ترین و بدترین نوع استبداد است.

در خاتمه باید بگوییم که جامعه ایران که از انقلاب مشروطه تا کنون در آرزوی دستیابی به آزادی و استقلال و عدالتاجتماعی بسر می برد، روزی که چندان دور نیست بدان دست خواهد یافت

Recent Posts

اندیشه‌ اقتصادی علی شریعتی و اعتبارسنجی نقدهای نئولیبرالی

مقدمه در دو دهه اخیرِ پساانقلاب ۵۷، دو جریان فکری نئولیبرال که از یک‌ سو،…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

چرا تفاهم صلح با آمریکا را محتاطانه به فال نیک می‌گیرم؟

  خبر هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا، در جامعه‌ای که دهه‌ها زیر سایه تنش،…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

معنای زندگی به روایت شریعتی

  به مناسبت بیست و نهم خرداد سالروز مرگ علی شریعتی متفکر بزرگی که بیش…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

ماجرای پرمناقشه شریعتی و ساواک

  درامد: آنچه که در این نوشتار ملاحظه می‌کنید، حاشیه‌ای است بر یک گفت‌وگو در…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

کمی «زر» بزنیم

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

ترومای جمعی در ایران؛ تحلیل روان‌شناسی اجتماعی سه فاجعه هم‌زمان

جامعه ایران از دی‌ماه تاکنون با سه بحران هم‌زمان و عمیق روبه‌رو شده است: سرکوب…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵