برگزیده‌ها

نه به عوام‌زدگی! در اهمیت محتوای حکمرانی، نه شکل آن

وطن عزیزمان باز هم معرکة درگیری شده است. این نوبت، برخی برای «شکل»ی دیگر از حکمرانی و حکومت شعار می‌دهند. این گونه می‌نماید که هنوز هم تصور می‌کنیم اگر برچسب و علامت تجاری لباس‌هایمان را تغییر بدهیم، افکار و گفتار و رفتارمان اتوماتیک‌مان عوض خواهند شد. در این نوشتار کوتاه می‌کوشم به یکی از وجوه بنیادین مشکلات تاریخی‌اجتماعی‌مان اشاره کنم، که بدون جدی گرفتن و رفع آن بی‌گمان گرهی از کار فروبسته جمعی‌مان باز نخواهد شد.

فرض کنیم که درگیری‌های کنونی فرو بخوابد، خواه حکومت فعلی اعتراضات را مهار کند یا اعتراضات به سرنگونی حکومت فعلی و آمدن گروهی جدید در جایگاه حکمرانی بینجامد. مشکلات حل می‌شوند؟ اصلاً آن مشکلات چه بودند؟ چرا شکل گرفتند؟ راه‌حل اصولی رفع آن مشکلات تعویض پرسنل حاکم و تغییر صاحبان مناصب حکومتی است؟

حدود دویست سال است که (از دوران قاجار تا کنون) ایرانیانی آگاه و دلسوز به نواقص و مشکلات کشور در بستر دنیای جدید آگاه شده و در جستجوی راه‌هایی برای رفع و حل آنها بوده‌اند. از عباس‌میرزا و میرزاتقی‌خان گرفته تا تک‌تک فهمیدگان وطن‌دوست زمان حاضر. در عصر تنظیمات و سپس انقلاب مشروطه، این آگاهی به دست آمد که کشور در مقایسه با دیگر ملل نسبتاً پیشرفته «عقب‌مانده» است و (بدتر) پر از «ظلم و تبعیض». مشکل اصلی را «استبداد رأی» و «سوءمدیریت» در حکمرانی و راه برون‌رفت از این مشکل را در ایجاد نظامی جدید در حکمرانی یافتند. نظام جدید حول «قانون»، «حقوق مردم» و «ادارة امور عمومی بر اساس آرای عمومی» شکل می‌گرفت. خوشبختانه، تشخیص مشکل و راه‌حل (هر دو) محتوایی بود، نه شکلی.

هزاران هزار تأسف که به علل و دلایل گوناگون ـ از موانع ساختاری و فرهنگی و اجتماعی گرفته تا دست‌اندازی قدرت‌های خارجی به کشور و پیامدهای جنگ جهانی برای ایران ـ نه تنها سنت استبداد رأی در حکمرانی تضعیف نشد که راه برون‌رفت از مدیریت ناکارآمد و عقب‌ماندگی کشور نیز در پیش‌گرفتن حکمرانی اقتدارگرایانه دیده و پی گرفته شد. نظام حکمرانی پسا‌مشروطه در کشور به سوی مدیریت درون‌زا (متناسب با زیست‌بوم ایران) پیش نرفت و شکاف‌هایی جدی در جامعه (به‌ویژه شکاف میان مردم و حکومت) رخ نمودند. مخالفان پس از کامیابی در براندازی آن نظام حکمرانی کوشیدند راهی درون‌زا (مبتنی بر دارایی سنتی اکثریت جمعیت کشور) برای مدیریت و پیشبرد امور پیش بگیرند. به‌گواهی وضعیت موجود و آمار در عرصه‌های اصلی زندگی، ایشان در این مدیریت موفق نشدند.

متأسفانه، همچنان محتوای حکمرانی (متشکل از «حاکمیت قانون»، «حقوق ملت» و «ادارة امور عمومی بر اساس آرای عمومی») در محاق است. عناصری جدید نیز به این محتوای ضروری و بنیادین حکمرانی کارآمد و موجَّه افزوده شده‌اند. مهم‌ترین آن عناصر همانا پذیرش رسمی «تکثر» در میان مردم و لزوم برقرای آن نظام حکمرانی است که امکان زندگی «صلح‌آمیز» و «بالنده» را در عین «تضمین تکثر» ممکن می‌کند.

بدین‌سان، آیا تغییر فرم و شکل حکمرانی و تعویض پرسنل و صاحبان مناصب حکومتی راهِ حل مشکلات بنیادین کشور است؟ چه تضمینی وجود دارد که وقتی گروهی جدید قدرت سیاسی و اداری را به دست بگیرند به آن ضوابط و اصول محتوایی حکومت وفادار باشند و وفادار بمانند؟ اساساً، چگونه می‌توان صاحبان مناصب حکومتی را به رعایت اصول بنیادین یک حکمرانیِ کارآمد و موجَّه وادار کرد؟ منصفانه و صادقانه، آیا مشکل اصلی و حیاتی ما مردم ایران چنین چیزی نیست؟

کاملاً قابل فهم است که عموم مردم، به علل و دلایل روان‌شناختی، غالباً نه قادرند و/یا وقت دارند که به تحلیل بنیادین امور بپردازند و نه عموماً راه‌های برون‌رفت اصولی و کارآمد به ذهن‌شان خطور می‌کند. عموم مردم، به‌گواهی اتفاقات مکرر در جوامع انسانی (جمهوری وایمار و سربرآوردن زمامدارانی مانند هیتلر را هرگز نباید از نظر دور داشت  و فراموش کرد)، در مواقع اضطراری و در تنگناهای جدی زندگی راه‌حل و گشایش را در ظهور یک منجی می‌بینند و تصور می‌کنند با برآمدن یک رهبر مقتدر همه مشکلات حل خواهند شد. چنین است؟ تاریخ حیات جمعی انسان چنین تصور و تخیلی را تأیید می‌کند؟

بی‌گمان، نخبگانِ وطن‌دوست نباید عوامانه بیندیشند و عمل کنند. مشکل محتوایی حکمرانی را با تغییر شکلی و فُرمی حکومت نمی‌توان حل کرد. چه باید کرد که صاحبان مناصب حکومتی وادار به رعایت اصول حکمرانی کارآمد و موجَّه بشوند؟ بیایید از «عوام‌زدگی» بپرهیزیم و حتی در میانة غوغا و بحران به «تشخیص» دقیق مشکلات و راه‌های «درمان» اصولی آنها بیندیشیم و دست‌کم درباره‌شان گفتگو کنیم!

Recent Posts

اعتبار فرآیندی محاکم؛ پاشنه آشیل انسجام داخلی و دیپلماسی بین‌المللی

  مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادی‌ترین کارکردهای نظام حقوقی در…

29 آگوست 2026

قدرت، دریا و ایران؛ کالبدشکافی یک روایت ژئوپلیتیک

نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحران‌ها در…

29 آگوست 2026

تجربه دینی و بحران درک واقعیت در جهان مدرن

تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…

29 آگوست 2026

نقدی بر «انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر»

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…

29 آگوست 2026

فلسفه‌ی اخلاقِ باور در سیاست

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است…

29 آگوست 2026

یادمانده‌هایی از آشنایی با زنده یاد ابراهیم یزدی

  به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…

29 آگوست 2026