یادداشت

اقتصاد سیاسی «بدعت مقدس»

۱. مقدمه
پیدایش، پویش و فرسایش مناسک، آیین‌ها و سنت‌های مذهبی، و در اینجا مذهب شیعه اثنی‌عشری، جزئی از فرهنگ جامعه است و دارای تاریخ درازآهنگی است. مناسک، آیین‌ها و سنت‌های مذهبی در زمینه و زمانه معینی از تاریخ فرامی‌رویند، سپس دگرگون می‌شوند و اگر دارای کارکرد باشند، کم یا بیش باقی می‌مانند و تثبیت می‌شوند. در همین راستا، مناسک مذهبی شیعه در قرون اخیر، به‌ویژه آیین‌های عزاداری و زیارت، همواره از اهمیت سیاسی و اجتماعی بسیاری برخوردار بوده‌اند.

۲. برآمدن حاکمیت ولایی و اوج گرفتن «بدعت مقدس» حکومتی
به دنبال سقوط سلسله پهلوی، ظهور نهادهای دینی-سیاسی و شکل‌گیری حاکمیت ولایی بر گفتمان حوزوی، به این آیین‌ها کارکردهای جدیدی بخشیده است. در این بستر، مناسکی چون راهپیمایی اربعین به پدیده‌هایی پیچیده با ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بدل گشته‌اند. بسیاری از این مناسک در منبع نخستین و اصلی اسلام یعنی قرآن و همچنین سنت نبوی و حتی قرن نخستین هجری و حیات امامان شیعی وجود نداشته، بلکه از ابداعات یا به زبان دیگر «بدعت‌های مقدس» به شمار می‌آیند که بعداً اختراع شدند. بنابراین، بسیاری از سنت‌هایی که «جاودانه» و «اصیل» پنداشته می‌شوند، در واقع «بدعت‌های مقدس» هستند که با تثبیت در فرهنگ، «عادی» شمرده می‌شوند. این سنت‌ها از طریق روایت‌سازی تاریخی، نمادسازی و آیین‌های تکرارشونده مشروعیت می‌یابند. راهپیمایی حکومتی اربعین نمونه‌ای روشن از چنین اختراعی است که با قدسی‌سازی بدعتی مدرن، به عنوان سنتی اصیل و ازلی بازنمایی می‌شود. در همین راستا، آنچه به نام «معنویت» عرضه می‌شود، در عمل به تجربه‌ای گرفتار در مناسبات کالایی، شبکه‌های اقتصادی و سازوکارهای قدرت تبدیل شده است. مطالعات مردم‌نگارانه و جامعه‌شناسی نشان می‌دهند که زیارت‌ها زمینه‌ساز جریان یافتن سرمایه، مبادلات اقتصادی و منافع سیاسی‌اند. پیاده‌روی‌های میلیونی یا عزاداری‌های جمعی، دارای ابعاد اقتصادی قابل‌توجهی‌اند که بر اقتصاد محلی و ملی مناطق زیارتی اثر می‌گذارند. زیرا مناسک و آیین‌های مذهبی در تاریخ همواره با دگرگونی‌های اجتماعی و سیاسی درآمیخته‌اند. آن‌ها صرفاً برآمده از تجربه‌های معنوی ناب نیستند، بلکه در پیوند با قدرت حاکم، گفتمان مسلط، اقتصاد و فرهنگ شکل گرفته، تثبیت می‌شوند و به حیات خود ادامه می‌دهند. در سنت شیعه نیز مناسکی همچون عزاداری و زیارت در گذر زمان ابعاد تازه‌ای یافته‌اند. پس از استقرار نظام ولایی، این آیین‌ها نه‌تنها به ابزارهای هویت‌ساز، بلکه به بسترهای بازتولید قدرت سیاسی و اقتصادی بدل شدند.

۳. چارچوب نظری: اقتصاد سیاسی مناسک به عنوان ابزار مسخ
اقتصاد سیاسی مناسک، چارچوبی انتقادی است که زیارت را از سطح تجربه فردی به عرصه‌ای ساختاری می‌برد: جایی که مناسک شیعی نه تنها شبکه‌های اقتصادی و سیاسی را بازتولید می‌کنند، بلکه زائران را در فرآیندی از مسخ اجتماعی و اقتصادی غوطه‌ور می‌سازند. در این چارچوب:

مناسک به عنوان بازارهایی پنهان عمل می‌کنند که باور و معنویت را با مناسبات کالایی سرمایه‌داری درهم می‌آمیزند.
زائران، به جای کنشگران معنوی، به مصرف‌کنندگان وابسته بدل می‌شوند که ظرفیت انتقادی‌شان توسط وابستگی‌های اقتصادی و اجتماعی سرکوب می‌گردد.
این فرایند، روابط قدرت ولایی را تثبیت می‌کند و هرگونه ظرفیت مقاومتی را خنثی می‌نماید.

۴. جریان‌های اقتصادی: کالایی‌سازی باور و مسخ زائران
۴.۱. جریان مستقیم کالا و خدمات
راهپیمایی اربعین و مناسک مشابه، به سیلابی از کالاهای آیینی (پرچم‌ها، لباس‌های سیاه، نمادهای مذهبی) و خدمات رفاهی (غذا، اسکان، حمل‌ونقل، درمان) تبدیل می‌شوند. این جریان‌ها نه تنها اقتصاد محلی را رونق می‌بخشند، بلکه منافع نهادهای مذهبی و حاکمیت را تأمین می‌کنند. زائران در این میان، به مشتریان اسیر بازار بدل می‌شوند؛ وابستگی اقتصادی‌شان به این شبکه‌ها، هرگونه انتقاد از سیستم را خاموش می‌کند و استمرار مناسک را به عنوان یک «اعتیاد مصرفی» تضمین می‌نماید.
۴.۲. کالایی‌سازی تجربه زیارتی
زیارت به «بسته‌های آماده مصرف» تبدیل می‌شود – تورهای سازمان‌یافته، هتل‌های استاندارد و خدمات خاص – که تجربه معنوی را به محصولی قابل خرید و فروش تنزل می‌دهد. زائر، که باید در جستجوی تعالی روحی باشد، به مصرف‌کننده‌ای منفعل بدل می‌گردد؛ جایی که معنویت تنها از طریق کالا تجربه می‌شود و رنج مقدس به بهانه‌ای برای گردش سرمایه تبدیل می‌گردد. این کالایی‌سازی، ایمان را از عمق فردی به سطحی مصرفی می‌کشاند و زائران را در چرخه بی‌پایان مصرف اسیر می‌کند.

۵. بازتولید قدرت: هژمونی سیاسی در پوشش معنویت
۵.۱. سازمان‌دهی زیرساخت‌ها و کنترل
مدیریت راهپیمایی‌های میلیونی نیازمند سرمایه‌گذاری کلان در حمل‌ونقل، امنیت و خدمات پزشکی است که توسط دولت ولایی و نهادهای وابسته انجام می‌شود. این کنترل، نه تنها تجربه زیارتی را تسهیل می‌کند، بلکه زائران را به سوژه‌های مطیع تبدیل می‌نماید؛ جایی که هر قدمی در مسیر، وابستگی به قدرت حاکم را تقویت می‌کند و ظرفیت مقاومت را از بین می‌برد.

۵.۲. شبکه‌های اجتماعی و سیاسی
نذورات، داوطلبی و خدمات رفاهی، سرمایه اجتماعی تولید می‌کنند که به نفع هژمونی ولایی مصادره می‌شود. زائران در این شبکه‌ها، روابط وابستگی ایجاد می‌کنند که استقلال فکری‌شان را نابود می‌سازد؛ همبستگی ظاهری، در واقع ابزاری برای بازتولید نظم موجود است.

۶. تجربه زیارتی: مسخ و از خودبیگانگی
اقتصاد سیاسی زیارت نشان می‌دهد که زائران در فرآیندی روانشناختی و اجتماعی مسخ می‌شوند:
ریاضت مقدس و رنج: دشواری راه و عزاداری‌ها، رنج را تقدیس می‌کنند و زائر را به پذیرش بی‌چون‌وچرای مناسبات قدرت عادت می‌دهند؛ این رنج، به جای ایجاد آگاهی انتقادی، به ابزاری برای سرکوب عقل تبدیل می‌شود.
همبستگی کنترل‌شده: جمعیت میلیونی حس تعلق ایجاد می‌کند، اما این تعلق در چارچوب روابط اجتماعی و سیاسی ولایی محدود می‌ماند و هر پتانسیل انقلابی را خنثی می‌کند.
بازتولید سوژه: زائر به سوژه‌ای دوگانه بدل می‌شود – اقتصادی (مصرف‌کننده کالا) و سیاسی (بازیگر در پروپاگاندا حکومتی) – که ایمانش به کالایی در خدمت قدرت تنزل می‌یابد. این مسخ، زائر را از خودبیگانه نموده و از معنویت دور می‌کند و او را در مناسبات کالایی اسیر می‌سازد.

۷. بررسی انتقادی: هم‌پوشانی قدرت و اقتصاد
بکارگیری اقتصاد سیاسی زیارت و راهپیمایی اربعین، می‌تواند لایه‌های پنهان آنها را برملا کند و نشان دهد که مناسک و آیین‌های مذهبی را نمی‌توان از بستر روابط اقتصادی و سیاسی جدا کرد.

ترکیب مذهب و بازار: مناسک به عرصه‌ای برای تولید ارزش اقتصادی تبدیل می‌شوند، جایی که معنویت تحت نفوذ منافع کلان قرار می‌گیرد و زائر به مهره‌ای در این بازی بدل می‌شود.
وابستگی و مسخ: جریان‌های اقتصادی، زائران را به وابستگانی فکری و اجتماعی تبدیل می‌کنند که ظرفیت انتقادشان نابود می‌شود.
هژمونی و کنترل: مدیریت مناسک، نظم ولایی را تثبیت می‌کند و زیارت را به ابزاری برای سرکوب نرم بدل می‌سازد.
تعارض معنویت و بازار: کالایی‌سازی، زائر را به «مصرف‌کننده معنوی» تنزل می‌دهد و ایمان را به تجربه‌ای بیگانه و مسخ‌کننده تبدیل می‌کند.

۸. نتیجه‌گیری
تحلیل اقتصاد سیاسی زیارت نشان می‌دهد که آیین‌هایی مانند راهپیمایی اربعین چیزی فراتر از مناسک عبادی‌اند:
زیرا آن‌ها میدان‌هایی برای گردش سرمایه‌اند.
ابزارهایی برای تثبیت گفتمان مستقر و هژمونی سیاسی نظام حاکم‌اند.
تجربه زیارتی را به تجربه‌ای مصرفی و مسخ‌کننده بدل می‌کنند.
«بدعت مقدس» در این معنا، نه راهی برای تعالی معنوی، بلکه ابزاری برای بازتولید اقتصاد رانتی و گفتمان و قدرت ولایی است. زائر، که می‌بایست سوژه‌ای آزاد در جستجوی معنویت باشد، در نهایت به کالایی در چرخه مصرف و ابزاری در خدمت مشروعیت سیاسی حاکمیت ولایی فروکاسته می‌شود

Recent Posts

اندیشه‌ اقتصادی علی شریعتی و اعتبارسنجی نقدهای نئولیبرالی

مقدمه در دو دهه اخیرِ پساانقلاب ۵۷، دو جریان فکری نئولیبرال که از یک‌ سو،…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

چرا تفاهم صلح با آمریکا را محتاطانه به فال نیک می‌گیرم؟

  خبر هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا، در جامعه‌ای که دهه‌ها زیر سایه تنش،…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

معنای زندگی به روایت شریعتی

  به مناسبت بیست و نهم خرداد سالروز مرگ علی شریعتی متفکر بزرگی که بیش…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

ماجرای پرمناقشه شریعتی و ساواک

  درامد: آنچه که در این نوشتار ملاحظه می‌کنید، حاشیه‌ای است بر یک گفت‌وگو در…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

کمی «زر» بزنیم

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

ترومای جمعی در ایران؛ تحلیل روان‌شناسی اجتماعی سه فاجعه هم‌زمان

جامعه ایران از دی‌ماه تاکنون با سه بحران هم‌زمان و عمیق روبه‌رو شده است: سرکوب…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵