رفتار جمهوری اسلامی در قبال پذیرش این جایزه قابل پیشبینی است. قاعدتا نعل وارونه میزند که سیاسی است و جایزه نوبل را به نرگس دادهاند تا رهبری جنبش زنان باشد و نمیگوید که چون شایستگی این رهبری را داشت به او نوبل دادهاند. جابهجا کردن رابطه علت و معلول سیاست همیشگی و رمز غلبهی موقت جمهوری اسلامی بر معترضان و مخالفان است.
اما احتمالا اینبار موفق نخواهد شد. پس از برنده چینی، نرگس دومین فردی است که از داخل زندان این جایزه را میبرد. یعنی نرگس همین الان داخل زندان است و فرصتی برای حصر و زندانی شدن او وجود ندارد. اینجا دست حریف خالی است.
از طرفی دیگر، جنبش «زن، زندگی، آزادی» علائم حیاتی دارد و این علائم حیاتی مخصوصا در عرصه رسانه و شبکههای اجتماعی غلبهی چشمگیری بر جمهوری اسلامی دارد. یعنی حکومت نمیتواند روایت و قاعدهی خود را به مخاطبان بفروشد.
نرگس محمدی برای خیلیها یادآور شایستهترین نام برای این جایزه و این رهبری است. حتی فراتر از جنبش زنان جایی استوار و قابل اطمینان هم برای نرگس در رهبری جنبش اعتراضی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی وجود دارد و رهبری او گامی مطمئن به سوی پیروزی است. این جایزه بر همه مبارک است مخصوصا بر نرگس محمدی، تقی رحمانی، علی و کیانا.
مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادیترین کارکردهای نظام حقوقی در…
نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحرانها در…
تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…
اخیرا مقاله ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…
یکی از شاخههای بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطهی فکری است…
به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…