جماعتی که نه دغدغه دانش دارند و نه غم استاد. زهر در کاسه دانشجو میکنند و جگر طایفه علم را میسوزاند، از کوی دانشگاه تا اعتراضات ۸۸ و پیش و پس از آن تا به اکنون بارهای بار، لاابالی کردهاند و دفتر دانایی پاره کرده و با آتش عصیان و غایت جهل مشت بر پیکر اندیشه کوفته و حرمت دانشجو و استاد را شکستند و دانشگاه را خراب و از گرد و خاکستر خرابی آن تیمم کردند.
جماعت قلیلی که فراتر از قیممأبی، کعبه را پشت خداوندی خود گم کرده، و مدتهاست آهنگ خدایی کردهاند و خود را کارگشای دو جهان دانسته و حیات و ممات مردم را بهدست گرفته و علم و دانش و جایگاه رفیع دانشگاه را عمله و ملعبهی دست استبداد کرده و دیگر بار از حنجره دیو درونشان دمی نو برخاسته و دانشگاه را به غمی نو مبتلا نمودهاند. باغ و بهار دانش را به تطاول و تاراج خزان برده و از مزرعه وجودشان بذر و خوشه مصیبت به جامعه نشان دادهاند.
این جماعت اشتهایی عجیب دارند در ماهیتزدایی از نهادهای مدرن و مدنی. از مجلس و انتخابات گرفته تا هنر و فرهنگ و حتی نهادهای سنتی مانند حوزه.
میخواهند دانشگاه را از معنا و ماهیت و فلسفه وجودی تهی کنند. بدعتی که سالهاست جماعت اندیشهکش و قلمستیزان در دانشگاه رواج دادهاند، امروزه به اوج بداهت و فضاحت خود رساندهاند امروزه با اخراج استادان عالم و جذب خارج از قاعدهی سرهنگهای عرصه فرهنگ، دانشگاه را به تصرف خود در میآورند و به عرصه فتوحات خود میافزایند. و دانشجو را از پرسیدن و پوییدن باز میدارند.
منطق و عقل حکم میکند که از نهاد دانشگاه جز خردورزی تمنای دیگری نداشت اکنون که تیر طعنه و سنگ فتنه نهاد علم و استادان دانشگاه را آماج حمله قرار داده باید اندیشهی دیگر کرد و رای دیگری. و باید جلوی این ستم آشکار ایستاد و تا توانایی هست این خواست عمومی را طلب باید کرد .
به قول حضرت سعدی:
هنوز با همه دردم امید درمان هست
که آخری بود آخر شبان یلدا را .
مقدمه در دو دهه اخیرِ پساانقلاب ۵۷، دو جریان فکری نئولیبرال که از یک سو،…
خبر هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا، در جامعهای که دههها زیر سایه تنش،…
به مناسبت بیست و نهم خرداد سالروز مرگ علی شریعتی متفکر بزرگی که بیش…
درامد: آنچه که در این نوشتار ملاحظه میکنید، حاشیهای است بر یک گفتوگو در…
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…