مفهوم فساد مدیریت هرچند در ابتدا داراي مفهومي اخلاقي و ارزشي بود، ولي بهتديج از معناي اخلاقي آن كاسته شده و امروز بهعنوان مفهومی با تعريف معين در علوم مديريت عمومي، اقتصاد توسعه و يا علوم سياسي استفاده ميشود. بنابراین هرچند فساد مدیریت در ابتدا در پیامدهای فلاسفهاي همچون ارسطو به معني گنديدگي، تباهي و فرسايش حکومت ها به كار ميرفت، ولي بعدها گستره معناي اين واژه دگرگون شد. در متون گوناگون سياسي و اجتماي معاصر گاه معناي گستردهتر و گاه محدودتر از واژه فساد مدیریتی-اقتصادی مورد استفاده قرار ميگيرد.
فساد مدیریت از منظر اقتصادی در شرايطي رخ ميدهد كه عرضه برخي از خدمات منحصراً ازسوي يك مؤسسه و يا سازمان صورت گيرد و امكان، شفافیت، پاسخگویی، رقابت يا جايگزيني براي عرضه آن خدمت وجود نداشته باشد. شرط ديگر ظهور فساد مدیریت امكان نابرابر بهرهبرداري از رانتخواري و فقدان يا ضعف نظارت عمومي بر دستگاههاي اداري از سوی جامعه مدنی و رسانه های مستقل است.
اصلیترین و ملموسترین مصادیق فساد مالی در حاکمیت ولایی شامل رشوه، اخاذی، اعمال نفوذ، سوء استفاده از اختیارات و وظایف شغلی، استفاده غیرمجاز از اموال دولتی، تملک غیر قانونی دارایی ها،خویشاوند سالاری، پارتیبازی، رفیقگرایی، و لطفورزی، رانتجویی و اختلاس دانست. از آن رو که فساد مدیریتی-اقتصادی فرایندی پنهان، پویا و پیچیده است و فعالیتی مجرمانه تلقی میشود، طبیعی است که بخش عمده آن آشکار نیست..
فساد مدیریت به مثابه مانع ناکارآمدی اقتصادی
دلایل گوناگونی بهره وری پایین و همچنین ناکارآمدی اقتصادی ایران را- به شکل رشد ناچیز و ناپایدار اقتصادی توضیح میدهد. یکی از دلایل همانا فساد گسترده در نظام مدیریت و اداری کشور است. تجربه کشورهای جهان نشان میدهد از نظر اقتصادي فساد مدیریت بطور مستقيم و غيرمستقيم، پنهان و آشكار داراي پيامدها به روي کارآمدی اقتصادی و متغيرهايي همچون سرمايهگذاري، رشد اقتصادي، هزينههاي دولت است. این پیامدها پیچیده و البته چند سویه و پویا است برای مثال افزايش فساد مدیریت موجب كاهش نرخ سرمايهگذاري ميشود، چون هزينههايي همچون رشوه، عقبافتادن امور اداري، سرمايهگذاريها، گمركي و مشكلاتي ناشي از فساد در ديوانسالاري هزينههاي پروژههاي سرمايهگذاري را افزايش و زمان بهرهبرداري را نيز طولانيتر ميكند. یا مثلا وجود فساد مدیریت همچنين ميتواند ريسك و مخاطره سرمايهگذاري در مقابل توقف احتمالي يا كارشكني ازسوي مأمورين دولتي را افزايش دهد و درنتيجه بازده نهايي سرمايه را كاهش دهد. بنا به پژوهشهای برخی از کارشناسان كشورهايي كه توانستهاند مقام خود را در ردهبندي بينالمللي فساد مدیریت بهبود داده از مقام 6 به 8 (بهترين مرتبه مقام 10 است) صعود كنند، نيم درصد به رشد اقتصادي آنها افزوده شده است. از سوي ديگر فساد مدیریت هم در درآمدهاي دولت مؤثر واقع شده و ميتواند كاهش آن را موجب شود. چرا كه خدماتي كه ميبايست به قيمت دولتي عرضه شود، ازسوي كارگزاران عرضه شده و درآمدي كه ميبايست به صندوق دولت واريز شود در اختيار آنها قرار ميگيرد. اما فساد مدیریت به روي هزينههاي بودجه دولت نيز مؤثر است. پژوهشهاي مبتني بر دادههاي آماري نشان ميدهد كه افزايش فساد مدیریت اقلام هزينههاي سازنده و زيربنايي بودجه را كاهش ميدهد و در عوض هزينههاي غيرضروري را افزايش ميدهد. نمونه چنین فسادی مسافرت های لوکس مدیران، هزینه های بی فایده و استخدام اعضای باند مدیران است.
علی طیبنیا، وزیر اقتصاد دولت یازدهم، چند سال پیش در تایید مطالبی که آمده بود گفته بود:«شرکت دولتی یعنی منبع تولید رانت، سفر خارجی، عضویت در هیأت مدیره، حقوق نجومی، مَفسده و استخدام هر کسی که این افراد لازم دارند، به همین دلیل است که به جای هزار نفر در یک شرکت دولتی، پنج هزار نفر استخدام میشوند که این استخدامها هم به اعتبار ارتباطات دوستی و فامیلی صورت میگیرد».
در عرصه سازماندهي نيروها نيز فساد مدیریت داراي تأثيرات مخربي است. از جمله اينكه فساد مدیریت مانع شايستهسالاري شده و بوروكراسي و نظام ديوانسالار به سازماني متشكل از متملقين و ذوبشدگان در رهبران ريز و درشت دستگاه حکومتی تبديل ميكند و بدین ترتیب فرقه و باندهای قدرت تشکیل میشود. دستگاه اداري و ديوانسالاري به علت ويژگي خاص خود نميتواند مناسبات فرقهاي را بپذيرد و دستگاه اداري به چاه ويل دفن اعتبارات دولتي براي ارتزاق باندهای قدرت تبديل خواهد.
رانتبری و فساد در چارچوب حاکمیت ولایی
در محیط اقتصادی فاسد رانتی بسياري از افراد و گروهها نه به دلیل کار و کوشش و یا نوآوری، تولید و خلاقیت بلکه به دلیل نزدیکی به مراکز و هسته های قدرت به امتیازات و درآمدهایی دست می یابند که در راه كسب آن كمتر تلاش و كوششي را تحمل نمودهاند. بدین ترتیب نظام فاسد رانتی ارتباط وثیق بين تلاش و كوشش و دستاوردها را از بین میرد و مشوق های کار و کوشش نیز از نظام پاداش حذف شده و انطباق به معیارهای حاکم، تملق، چاپلوسی و تظاهر جایگزین میشود. بدین ترتیب توزیع منابع و مناصب بر پایه نزدیکی به قدرت حاکم جایگزین تلاش و خلاقیت شده و جای آنها را می گیرد. توزیع امتیاز و رانت در میان خودی های اعضای باندهای قدرت و شیفته قدرتمداران در ایران به شیوه های گوناگونی صورت می گیرد که برخی از آنها عبارتند از:
توزیع فرصت های آموزشی در دانشگاه ها و مراکز آموزشی در میان بسیجیان و نیروهی سپاه و سایر محافل سرکوبگر
توزیع انواع بورسیه در داخل و خارج ایران (توزیع امکانات در میان بیش از 3000 دانشجوی بورسیه در دوره احمدی نژاد و کامران دانشجو، یا تقلب در کنکور و جذب دانشجویان در میان اعضای حشد الشبعی)
توزیع فرصت های شغلی در میان گروه های یاد شده(استخدام اعضای ارگانهای نظامی و شبه نظامی در موسسات و هیئت های علمی دانشگاه ها)
توزیع مناصب بالای مدیریت در میان همین گروه ها
پرداختهای حقوق های نجومی در میان وابستگان به حاکمیت(نمونه حقوق های نجومی)
توزیع منابع مالی به شکل وام کم بهره از طریق موسسات بانکی و مالی وابسته به ارگانهایی نظامی و شبه نظامی
توزیع امتیاز مجوزهای خاص و انحصاری واردات کالا
توزیع زمین و مستغلات و مسکن(نمونه املاک و مسکن های نجومی توزیع شده از سوی شهرداری تهران، بنیاد مسکن)
توزیع مجوزهای تاسیس واحدهای اقتصادی در عرصه توزیع و واردات کالا
خویشاوند سالاری در توزیع امکانات(نمونه: برادران خامنه ای، برادران دانشجو، لاریجانی، فریدون، خزعلی، جنتی، یزدی، احمدی نژاد، رفسنجانی و غیره).
بهکارگیری و سوء استفاده از رانت اطلاعات و ارتباطات از سوی باندهای قدرت
رانت اقتصادی در چارچوب بحث این یادداشت به معنای به دست آوردن سود و درآمد در فرایند غیر شفاف، بدون ایجاد ارزش افزوده درونزا بر پایه افزایش بهره وری و کارآمدی و با استفاده از تأثیر و قدرت سیاسی بدون داشتن توانایی، تخصص و توانمندی فنی است. به طور سادهتر، رانت اقتصادی به هر نوع فعالیت اقتصادی اطلاق میشود که به صورت غیرمشروع و بدون رقابت و در شرایط اشتغال نامتعارف منابع عمومی و دولتی صورت میگیرد.
رابطه عمیقی میان ناکارآمدی اقتصادی، سقوط مشروعیت سیاسی و کاهش مشارکت عمومی در عرصه عمومی سیاسی وجود دارد. افزایش فساد همزمان که ناکارآمدی اقتصادی را کاهش میدهد، مشروعیت سیاسی را هم کاهش میدهد. در همین راستاست که مشارکت عمومی در عرصه عمومی سیاسی نیز کاهش می یابد، چه با کاهش مشروعیت انگیزه سازمانهای مردمنهاد و تشکلات جامعه مدنی برای مشارکت در حل معضلات اجتماعی کاهش مییابد.
مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادیترین کارکردهای نظام حقوقی در…
نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحرانها در…
تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…
اخیرا مقاله ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…
یکی از شاخههای بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطهی فکری است…
به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…