«جمهوری اسلامی؛ نه شایسته بقا و نه قادر به ادامه حیات»؛ قطعنامه تشکل‌های صنفی و مدنی مستقل ایران

قطعنامه تشکل‌های صنفی و مدنی مستقل ایران به مناسبت روز معلم و روز جهانی کارگر

زیتون – ۱۵ تشکل‌ «صنفی و مدنی مستقل ایران» به مناسبت روز ملی معلم و روز جهانی کارگر با انتشار قطعنامه‌ای بر تحقق «مطالبات حداقلی» خود تاکید کردند.

نهادهای امضاکننده با اشاره به اهمیت نقش طبقه کارگر ایران در شکل‌دهی تحولات سیاسی آتی کشور، ۱۲ خواسته خود در جهت بهبود شرایط کشور را دوباره اعلام کردند.

این تشکل‌های صنفی و مدنی بهمن‌ماه سال گذشته با انتشار «منشور‌ مطالبات حداقلی» خواستار آزادی «فوری و بی‌قید و شرط» تمام زندانیان سیاسی و آزادی «بی‌قید و شرط» عقیده و بیان و اندیشه در کشور شده بودند.

آن‌ها همچنین بر لغو فوری صدور مجازات مرگ، برابری حقوق زنان با مردان، عدم دخالت دادن مذهب در سیاست، تامین ایمنی کار و امنیت شغلی، و لغو قوانین تبعیض‌آمیز تاکید کرده‌ بودند.

این قطعنامه که یک‌شنبه، دهم اردیبهشت، منتشر شد از «کارگران و معلمان، زنان، دانشجویان و عموم توده‌های ستمدیده مردم ایران» خواست با «سازمان‌یابی در تشکل‌ها و شوراهای محیط کار و محلات، مبارزات خود را برای گذر از شرایط ضد انسانی موجود و شکل دهی به آینده‌ای مبتنی بر تحقق خواست‌های آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانه، متکی به اراده و اتحاد و همبستگی خود سازند.»

متن کامل این بیانیه  در ادامه می‌آید:

قطعنامه تشکلهای صنفی و مدنی مستقل ایران به مناسبت روز معلم و اول ماه مه روز جهانی کارگر

روز معلم و مراسم اول ماه مه امسال را در حالی برگزار می‌کنیم که کارگران، معلمان، زنان، دادخواهان، ملت‌های تحت ستم، دانشجویان، بازنشستگان و عموم توده های ستمدیده مردم ایران در مصافی تاریخی و زیر و رو کننده با سیستم ضد انسانی حاکم بر کشور قرار گرفته اند و به رغم سرکوب خونینی که حکومت طی هشت ماه گذشته انجام داده است جنبش انقلابی مردم ایران همچنان زنده و پویاست و روزی نیست که مردم به جان آمده در هر سو از جغرافیای سیاسی ایران با هر زبانی در خیابان و محل کار و زندگی حکومت را آماج اعتراضات تحول خواهانه خود قرار ندهند.

حکومتی که در مدارس دختران جوان و نوجوان را هدف حملات شیمیایی قرار می‌دهد و زنان را به مثابه ستون اصلی یک جامعه انسانی علاوه بر محروم کردن از پایه ای ترین حقوق انسانی شان در خیابان مورد ددمنشانه ترین حملات جسمی و روحی قرار می‌دهد، فساد و غارتگری بخش مهمی از موجودیت آن است، حتی به مدت یک هفته قادر به مهار تورم و گرانی نیست و یک جامعه نود میلیونی را در کشوری ثروتمند غرق در فقر و فلاکت کرده است و معلم، کارگر، سینماگر، هنرمند، فعال مدنی و سیاسی، پیر و جوان و همه پیکره جامعه در مقابلش قرار دارند نه شایسته بقاست و نه قادر به ادامه حیات است.

دیگر بر هر ناظر روشن بینی پر واضح است که‌ در پی نزدیک به هشت ماه خیزش سراسری مردم ایران، اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور به روال سابق باز نخواهد گشت و جنبش انقلابی مردم ایران به پیشروی خود تا ایجاد تغییرات بنیادین در کشور ادامه خواهد داد.

بر متن این شرایط عینی و بشدت متلاطم و متحولی است که مدتهاست جناحهای مختلف طبقه حاکم بر ایران چه در پوزیسیون و چه در اپوزوسیون سراسیمه تر از هر دوره تاریخی دیگری دست بکار بند و بست با قدرتهای جهانی و رقم زدن تحولات سیاسی از بالای سر مردم ایران شده اند تا همچنان به سبک و سیاق گذشته، اینبار نیز آزادیخواهی و برابری طلبی مردم ایران را قربانی مطامع ضد انسانی خود و غارتگران و جنایتکاران بین المللی کنند.

اما آن پدیده ای که امروز در صحنه تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران جاری است، جنین رشد یافته انقلابی را در خود دارد که می تواند سرآغاز یک انقلاب بزرگ اجتماعی در ایران و منطقه خاورمیانه باشد و تاریخی نوین را در این منطقه مهم و استراتژیک از جهان کنونی رقم بزند.

به همین دلیل هم است که ما در منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی و مدنی با تاکید به عینیت تاثیر گذاری عمیق جنبشهای اجتماعی بر تحولات جاری و آتی کشور، وجوه سلبی و اثباتی اعتراضات بنیادین مردم ایران را در پی اعتراضات سراسری به قتل جنایتکارانه #ژینا_امینی در جای جای این منشور بر شمرده و اعلام کرده ایم که پرچم اعتراضات بنیادینی که امروز در ایران بدست زنان، دانشجویان، دانش آموزان، معلمان، کارگران، دادخواهان، هنرمندان، رنگین کمانی ها، نویسندگان و عموم توده های ستمدیده مردم ایران بر افراشته شده است اعتراضی است علیه زن ستیزی، ناامنی پایان ناپذیر اقتصادی، بردگی نیروی کار و فقر و فلاکت و ستم طبقاتی، تبعیض جنسیتی و ملی و مذهبی، و انقلابی است علیه هر شکلی از استبداد مذهبی و غیر مذهبی که در طول بیش از یک قرن گذشته بر ما مردم ایران تحمیل شده است.

اگر چه منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی و مدنی در میانه ی خیزش سراسری #زن_زندگی_آزادی و از متن و دل جامعه سر بر آورده است و قطب نمای مبارزات همین امروز ما برای شکل دهی به ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آینده ایران است با این حال با توجه به کل شرایط و اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی و سیاسی حاکم بر کشور، ما بر این باوریم که طبقه کارگر ایران با قرار گرفتن در مرکز ثقل تحولات سیاسی آتی، قادر خواهد شد افق رهائی بخش و تاریخی خود را بطور حداکثری به پیش برد.

ما با حمایت از اعتصاب گسترده کارگران پروژه‌ای نفت و گاز و پتروشیمی، بار دیگر و به مناسبت #روز_معلم و #روز_جهانی_کارگر، با قرار دادن مطالبات دوازده‌گانه‌ی منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی و مدنی، به مثابه خواست‌های حداقلی خود در این قطعنامه،کارگران و معلمان، زنان، دانشجویان و عموم توده های ستمدیده مردم ایران را فرا میخوانیم با سازمان‌یابی در تشکلها و شوراهای محیط کار و محلات، مبارزات خود را برای گذر از شرایط ضد انسانی موجود و شکل دهی به آینده ای مبتنی بر تحقق خواستهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه، متکی به اراده و اتحاد و همبستگی خود سازند.

۱. آزادی فوری و بی‌قید و شرط همه زندانیان سیاسی، منع جرم انگاری فعالیت سیاسی و صنفی و مدنی و محاکمه علنی آمرین و عاملین سرکوب اعتراضات مردمی.

۲. آزادی بی‌قید و شرط عقیده، بیان و اندیشه، مطبوعات، تحزب، تشکل‌های محلی و سراسری صنفی و مردمی، اجتماعات، اعتصاب، راهپیمایی، شبکه های اجتماعی و رسانه های صوتی و تصویری.

۳. لغو فوری صدور و اجرای هر نوع مجازات مرگ، اعدام، قصاص و ممنوعیت هر قسم شکنجه روحی و جسمی.

۴. اعلام بلادرنگ برابری کامل حقوق زنان با مردان در تمامی عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی، امحا و لغو بی قید و شرط قوانین و فرم‌های تبعیض آمیزعلیه تعلقات و هویت های جنسی و جنسیتی، به رسمیت شناختن جامعه‌ی رنگین کمانیِ “ال‌جی‌بی‌تی‌کیوآی‌ای‌پلاس”، جرم زدایی از همه تعلقات و گرایشات جنسیتی‌ و پایبندی بدون قید و شرط به تمامی حقوق زنان بر بدن و سرنوشت خود و جلوگیری از اعمال کنترل‌ مردسالارانه.

۵. مذهب امر خصوصی افراد است و نباید در مقدرات و قوانین سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور دخالت و حضور داشته باشد.

۶. تامین ایمنی کار، امنیت شغلی و افزایش فوری حقوق کارگران، معلمان، کارمندان و همه زحمتکشان شاغل و بازنشسته با حضور و دخالت و توافق نماینده‌های منتخب تشکل‌های مستقل و سراسری آنان.

۷. امحا قوانین و هرگونه نگرش مبتنی بر تبعیض و ستم ملی و مذهبی و ایجاد زیرساخت‌های مناسب حمایتی و توزیع عادلانه و برابر امکانات دولتی برای رشد فرهنگ و هنر در همه مناطق کشور و فراهم کردن تسهیلات لازم و برابر برای یادگیری و آموزش همه زبان‌های رایج در جامعه.

۸. بر چیده شدن ارگانهای سرکوب، محدود کردن اختیارات دولت و دخالت مستقیم و دائمی مردم در اداره امور کشور از طریق شوراهای محلی و سراسری. عزل هر مقام دولتی و غیر دولتی توسط انتخاب کنندگان در هر زمانی باید جزو حقوق بنیادین انتخاب کنندگان باشد‌.

۹. مصادره اموال همه اشخاص حقیقی و حقوقی و نهادهای دولتی و شبه دولتی و خصوصی که با غارت مستقیم و یا رانت حکومتی، اموال و ثروت‌های اجتماعی مردم ایران را به یغما برده ‌ند. ثروت حاصل از این مصادره‌ها، باید به فوریت صرف مدرن سازی و بازسازی آموزش و پرورش، صندوقهای بازنشستگی، محیط زیست و نیازهای مناطق و اقشاری از مردم ایران شود که در دو حکومت جمهوری اسلامی و رژیم سلطنتی محروم و از امکانات کم‌تری برخوردار بوده‌اند.

۱۰. پایان دادن به تخریب‌های زیست محیطی، اجرای سیاستهای بنیادین برای احیای زیرساخت‌های زیست محیطی که در طول یکصد سال گذشته تخریب شده‌اند و مشاع و عمومی کردن آن بخش‌هایی از طبیعت،(همچون مراتع، سواحل، جنگل‌ها و کوهپایه‌ها) که در قالب خصوصی سازی حق عمومی مردم نسبت به آن‌ها سلب شده است.

۱۱. ممنوعیت کار کودکان و تامین زندگی و آموزش آنان جدای از موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده. ایجاد رفاه همگانی از طریق بیمه بیکاری و تامین اجتماعی قدرتمند برای همه افراد دارای سن قانونی آماده به‌کار و یا فاقد توانایی کار. رایگان سازی آموزش و پرورش و بهداشت و درمان برای همه مردم.

۱۲. عادی سازی روابط خارجی در بالاترین سطوح با همه کشورهای جهان بر مبنای روابطی عادلانه و احترام متقابل، ممنوعیت دستیابی به سلاح اتمی و تلاش برای صلح جهانی.

از نظر ما مطالبات حداقلی فوق با توجه به وجود ثروت‌های زیر زمینی بالقوه و بالفعل در کشور و وجود مردمی آگاه و توانمند و نسلی از جوانان و نوجوانانی که دارای انگیزه فراوان برای برخورداری از یک زندگی شاد و آزاد و مرفه هستند، به فوریت قابل تحقق و اجراست.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

اتحاد بازنشستگان

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت( ارکان ثالث)

صدای مستقل کارگران گروه ملی فولاد ایران(اهواز)

شورای کارگری بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی(بستا)

سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه

کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری ایران

انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه

ندای زنان ایران

شورای بازنشستگان ایران

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری

کانون مدافعان حقوق کارگر

سندیکای نقاشان استان البرز

اتحادیه آزاد کارگران ایران

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

2 پاسخ

  1. بنظر اینجانب -که حالا معلوم هم نیست خیلی درست باشه- ایران امروز ما نیاز یا حتی ظرفیت یک انقلاب ۵۷ دیگه نداره. در عوض تجربه انقلاب مشروطه بما نشون میده که با هماهنگی و همصدایی همه ایرانی های تحول خواه میشه حاکمیت فربه مستبد رو به پذیرش امری که برای همه کارساز باشه ترغیب کرد. مشروطیت نه رژیم سلطنتی رو سرنگون کرد و نه سلطان رو. هیچ رهبر کاریزماتیک ( بخوانید کلاش) و نورانی هم نداشت. درست مثل امروز که میشه گفت کسی دیگه توان ایستادن در چنین مقامی رو نداره. در عوض یه سیستم فاسد ولی تضعیف شده ای رو داریم که آماده است به یک راه حل میانه ای که اونها رو معدوم و منکوب نکنه توجه نشون بده. در این وضع این موارد باید داده و اخذ بشه:

    گذشت های ملت:
    – قبول عفو عمومی: ایران با دیدگاه های انتقام جویی نمی تواند از این مصیبت عظما عبور کند. درصد آدمهایی که مستقیما از این نظام آسیب دیدن به جمعیت ایران هر جور که حساب کنیم خیلی زیاد نیست. در این وضعیت تحول افریقای جنوبی در گذار مسالمت آمیز باید مورد توجه قرار گیرد.
    – قبول امکان حضور فعالان سیاسی مذهبی در عرصه سیاستورزی در ایران:‌ مذهبیون ایران مثل تمام کشورهای متمدن جهان باید بتوانند با ارایه برنامهُ برای جلب آرای مردم و کسب قدرت تلاش کنند. هیچ منطقی نیست که بتوان بخشی از مردم را از این حق آنها منع کرد.
    – پذیرش دستاوردهای مردم ایران از سال ۱۳۵۷ تا امروز: با دروغ و منفی بافی نباید بخشی از تاریخ این کشور را مخدوش و هزاران فن سالار فعال در این سالها را سرخورده کرد. اگر ایران دستاوردهایی در امور هسته ای و نظامی و علمی و کلا توسعه ای در سالهای بعد از انقلاب داشته نباید و نمی توان آنها را از تاریخ کشور پاک کرد ولی همیشه میتوان هزینه آنها را نقد کرد. پاک کردن بخشی تاریخ برای یک ملت نوعی خود زنی است. احترام به خود گام اول برای تقویت عرق ملی است.

    خواست های ملت:
    – اصلاح قانون اساسی:‌در یک گفتگوی ملی با قدرت حاکمه مردم یا نمایندگان جناح های سیاسی باید بتوانند خواست خود مبنی بر اصلاح قانون اساسی را به کرسی بنشانند. این اصلاحات مانند مشروطه باید به محدود کردن قدرت در حیطه اختیار مردم باشد. قطعا رای آگاهانه مردم به اصلاحات قانون اساسی یک امر ضروری است. اگر اکثریت مردم ایران یک جمهوری اسلامی با ولایت مطلقه فقیه را هم خواستند نمی توان بر آن آشفت.
    – ادغام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یک ارتش ملی محافظ مرزها: هر چند که این امر می تواند در غالب تغییر قانون اساسی عملیاتی شود ولی بدلیل قدرت سپاه حتی پیش از آن باید ضمانت اجرایی و عینی مبنی بر توقف عملیات مالی و سیاسی سپاه اخذ و مشاهده شود. اعلام رسمی تعلیق عملیات داخل و برون مرزی سپاه یک خواسته منطقی است.
    – نظارت و حکمیت سازمان ملل بر روند تحولات فوق برای جلوگیری از تقیه و تقلب الزامی است.

  2. ملتهای تحت ستم؟! ما در ایران یک ملت بیشتر نداریم که تحت ستم است و آن هم ملت ایران است. ملت یا Nation در قاموس سیاسی مجموعه شهروندان یک کشور است نه اعضای یک قوم و نژاد یا دین و مذهب و طبقه. ما یا با هم نجات میابیم یا هیچیک.کم هم افرادی وجود ندارند که دارای پدر و مادری از اقوام مختلف باشند و طبق این تعریف جایگاهی ندارند و مورد تبعیض قرار خواهند گرفت،در صورتی شهروند کامل ایران هستند. لطفاً با پیش کشیدن این حرفها پای تجزیه‌طلبان را به صف مخالفان حکومت باز نکنید.اینان مخالف جمهوری اسلامی نیستند.مخالف ادامه حیات ایران هستند و دارای اشتراکات فراوانی با خود جمهوری اسلامی هستند و بارها برای سرکوب هم میهنان ستمدیده و میهن‌پرست مرزنشین بهانه به دست جمهوری اسلامی داده‌اند.

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

مقدمه من در ماهیّت استبدادی جمهوری اسلامی پس از ادخال ولایت فقیه توسط مجلس خبرگان اول — حتی ولایت فقیه غیر مطلقه— هیچ حرفی ندارم. ایران مثل یک بیماری است که سرطان خون یا ویروس

ادامه »

پس از مرگ مشکوک رییسی در سقوط بالگرد، بار دیگر بازی تحریم/مشارکت در بین بخشی از نخبگان البته با طنینی متفاوتر از نمونه های

ادامه »

انتشار یادداشتی از سوی استاد محمد مجتهد شبستری مرا بر آن داشت تا به دلیل علاقه به ایشان و حساسیت

ادامه »