منظورش اين بود كه ما بايد در صحنه باشيم و دختران بدحجاب يا بيحجاب را ارشاد كنيم. حال مراحل بالاترش هم اگر در ذهن او و طرف مقابلش بود با اين نوشته حكمش روشن ميشود.
خدمت ايشان و ساير همفكران و همميدانيهای ايشان عرض كنم كه شرط نهي از منكر اين است كه بدانيم كاري كه طرف مقابل انجام ميدهد منكَر است. خوب شايد آن دختر پيرو كساني است كه از آيات قرآن فهميدهاند كه پوشش سر مخصوص زنانِ مردانِ مؤمن و شامل زناني است كه خودشان مؤمناند. و شامل دختراني كه چيزي از دين نميدانند نميشود. و با اين حساب او منكَري انجام نداده تا شما او را نهي كنيد. شما بايد به جاي نهي او به صدا و سيما و نظاير آن امر كنيد كه ميزگرد علمي بگذارند تا اين بحث از نظر علمي روشن شود.
تازه شايد آن دختران براي فرياد عليه ظلم و فسادي كه ميبينند كه در كشور برخي چندشغله و برخي بيكارند، برخي اختلاسكننده و برخي گرسنهاند، براي مبارزه با اين وضع راه روسري برداشتن را برگزيدهاند تا توجه مسؤلان را به مشكلات كشور جلب كنند، نه اينكه مخالف پوشش باشند.نظير اينكه پيامبر(ص) در هنگام مبارزه با يهوديان بني النضير دستور داد درختان خرماي آنان بريده شود (سورۀ حشر، آيۀ5) در حاليكه خود پيامبر(ص) در اوقات ديگر از اين كار جلوگيري ميكرد، ولي در آن زمان مبارزۀ با ستمِ يهوديان اين اقتضا را داشت.
شايد دختران حس كردهاند امروزه كه مسؤلان كشوري كارهاي واجب مهم را رها كردهاند و به زيارت اربعين و روسري چسبيدهاند راه تنبه دادن آنان به واجبات مهمتر، برداشتن روسري باشد. و به عبارت روشنتر شايد جوانان دارند از بزرگترين منكَر نهي ميكنند و بايد به كمك آنان شتافت نه اينكه مقابلشان ايستاد و آنان را ارشاد كرد.
و به عبارت سوم شايد ما ندانيم كه امروز معروف و منكَر چيست چون در حوزه فقط امور خاصي به طلاب ياد ميدهند و طلاب از اقتصاد و مديريت و… اطلاعي ندارند، بنابراين احتياط اقتضا ميكند كه سكوت اختيار كنند و به بحث و درس خود بپردازند.
به ويژه با توجه به اينكه 43 سال كارهاي حوزويان ثمري نداشته و بلكه اوضاع را بدتر كرده است، پس خود را به كنار كشيدن مطابق احتياط است.
با مثالي سيستماتيك كردن فساد توسط حوزه را كمي توضيح ميدهم و بحث را خاتمه ميدهم. در سيستم حوزه، درصدي از نيازهاي طلبه با شهريه و ساير خدمات بر طرف ميشود و بقيه به عهدۀ خود افراد است تا از طريق منبر و محراب و روضه و نماز استيجاري و … تأمين كنند. با رفتن روحانيون در ارگانها و در نهادهاي قانونگذاري و بودجهاي اين سيستم به ساير ارگانها سرايت كرد و تقسيمكنندگان بودجه به هر اداره و سازمان و ارگاني قسمتي از نيازش را دادند و بقيه را بايد خودشان تهيه ميكردند، ولي آنان منبر و روضه و نماز استيجاري نداشتند، به همين دليل مثلا سرباز بقيه نيازش را از قاچاقچي گرفت و چون حد مشخصي نداشت و ناظري نبود و كنترل نميشد به فساد كشيده شد. آموزش و پرورش همينگونه شد و دانشگاهها و مدارس دولتي از مردم پول گرفتند و راههای تقلب و اختلاس و فروش نمره و فروش سؤال و تست و.. باز شد. رانتخواري و فروش اطلاعات متداول شد و… به طور كلي سهم عمدۀ فساد كشور از اين طريق به حوزه منتسب است و احتياط اقتضا ميكند كه ديگر كسي را ارشاد نكنيم تا اثر معكوس نداشته باشد.
مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادیترین کارکردهای نظام حقوقی در…
نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحرانها در…
تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…
اخیرا مقاله ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…
یکی از شاخههای بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطهی فکری است…
به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…