دختر عبدالکریم سروش از بدرفتاری با همسر زندانی‌اش پرده برداشت؛ «هرگز نمی بخشمت بازجو!» 

زیتون – ستوده سروش، فرزند عبدالکریم سروش، در نامه‌ای به شرح بازداشت و شکنجه همسرش، علیرضا ارادتی، پرداخته و می‌نویسد:«هرگز نمی بخشمت بازجو!»

به نوشته خانم سروش، پس از بازداشت خشن همسرش در مقابل دیدگان دخترش «تنها چند بار اجازه دادند تلفن های کوتاهی در حضور بازجو به منزل بزند. گاهی با صدای لرزان گاهی با صدای خوب با ما صحبت می‌کرد.»

خانم سروش همچنین از وعده‌های دروغین آزادی به همسرش خبرداد و نوشت:«چه جگری سوزاند از دخترم آن بازجو و چه اشک‌ها که دخترم نریخت.دختر کوچک ترم هم به وعده دروغین آن مامور چشمش به انتظار دیدن پدرش خشک شد.»

دختر عبدالکریم سروش، روشنفکر دینی مخالف حکومت، در ادامه می‌نویسد:«با این وعده‌ها همسرم را نیز همراه ما شکنجه دادند. در آخرین تلفنی که زد گفت از او خواسته اند تا مصاحبه کند.»

وی در پایان و خطاب به بازجوی همسرش می‌گوید:«این نوع مسلمانی را من تا به حال ندیده‌ بوده‌ام. دروغ می‌گویند و نماز می خوانند.»

علیرضا ارادتی، پزشک داروساز، هفدهم آذر در محل کار خود بازداشت شد و از آن پس در زندان اوین محبوس بوده‌است.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

2 پاسخ

  1. در مورد رضا پهلوی بسیاری از اصلاح طلب ها به ژن او ایراد می گیرند ولی در خبر رسانی خودشان دختر سروش استفاده می کنند
    به عنوان یک ایرانی چرا باید دختر فلانی بودن اهمیت داشته باشد. اگر حقوق اش نقض شده آن را خبر رسانی کنید
    نسبت به افراد دیگر که هزینه داده اند مورد ایشان مضحک هست آن هم با خبر همسر دختر فلانی!

    واقعا که خدا خر را می شناخت به اش شاخ نداد

  2. هرگز نمیبخشت زیتون
    چون کامنتها را سانسور میکنی
    چرا این ملی مذهبی ها هنوز به قدرت نرسیدند
    کامنت ها را سانسور می‌کنند!

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

دکتر بیژن عبدالکریمی جزو معدود اندیشمندان و فلسفه‌ورزانی است که اغلب تلاش می‌کند اخلاق‌مدارانه، در اندیشه‌ورزی و کنشگری‌اش، با پرهیز از رادیکالیسم و اتخاذ رویکرد بینامرزی، میان گفتمان‌های مختلف و متضاد ایرانی، نوعی سازش و

ادامه »

بسیاری از شهروندان و بازیگران اقتصادی اعم از مصرف‌کننده، سرمایه‌گذار، تولیدکننده از خود می‌پرسند که چرا با هر تکانه در بازار ارز، قیمت‌ها در

ادامه »

«دحترِ هفت-هشت ماهه‌ای سرش را گذاشته است روی شانه‌ی چپِ مادر، سرش روی شانه‌ی راست‌ش خم شده است و پنداری

ادامه »