بیانیه صدها آکادمیسین‌ فمینیست و جمعی از فلاسفه و اساتید دانشگاه

«صدای یک انقلاب فمینیستی را در ایران بشنوید»

زیتون- صدها آکادمیسین‌ فمینیست و جمعی از فلاسفه و اساتید دانشگاه، با انتشار بیانیه‌ای، ضمن اعلام «همبستگی فراملیتی» با  اعترضات ایران، آن را را یک «انقلاب فمنیستی» خواندند.

این بیاینه به امضای  افراد سرشناسی مانند جودیت‌باتلر، ژاک رانسی‌یر، سارا احمد، شیلا بن‌حبیب و اَلنکا زوپانچیچ رسیده است.‌

امضاء‌کنندگان بیانیه می‌گویند «ما باید این مبارزات را قطعه‌ای از یک زنجیره ببینیم و با تصدیق این‌که مبارزات ما مبارزاتی مشترک است نبرد را ادامه دهیم. لازمه‌ی ایجاد و حفظ چنین زنجیره‌ای پذیرفتن ماهیت مشترک مبارزاتی است که زنان و دیگر به‌حاشیه‌رانده‌شدگان دارند در کشورهایی چون ایران و زیر سیطره‌ی حکومت اسلامی کنونی‌اش تجربه می‌کنند».

این بیانیه به زبان انگلیسی منتشر شده‌است.

ترجمه این بیانیه که برای انتشار در اختیار زیتون قرار گرفته است که در ادامه می‌آید.

روز ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲ مهسا (ژینا) امینی، یک زن ایرانی کُردِ ۲۲ساله را پلیس امنیت اخلاقی جمهوری اسلامی ایران وحشیانه کُشت. بعد دستگیری به‌خاطر حجاب به‌اصطلاح «نامناسب» چندین بار به سرش کوبیده بودند.

این فقط یکی از انبوهِ جنایت‌هایی حکومتی بوده که حاکمیت مبتنی بر آپارتاید جنسیتی ایران عامدانه و ‌به‌شکلی نظام‌مند مرتکب شده. از زمان وقوع این قتل حکومتی تا همین الان، مردم بسیاری شهرهای ایران درگیر اعتراضات بوده‌اند.

این خیزش، خیزشی به وسعت کل کشور، علیه نه‌فقط قتل وحشیانه‌ی مهسا بلکه در مخالفت با اساس حکومت اسلامی بوده. خواسته‌ی معترضان رسا و‌ روشن است: پایان دادن به حاکمیت حکومتی مذهبی که جلوه‌ای از خشونت چندجانبه‌اش علیه به‌حاشیه‌رانده‌شدگان جامعه به‌روشنی در مرگ مهسا هویداست.

در برابر این وحشت‌افکنی و سرکوب، ما شاهد انقلابی فمینیستی در ایران هستیم که جرقه‌اش را خشم از قتل مهسا (ژینا) امینی زد. معترضان با الهام از آن‌چه کُردها گفتند، شعار می‌دهند «زن، زندگی، آزادی».

خیزش‌های مردمی، بدن‌های بی‌حجاب رقصان، و معترضانی که نمادهای حجاب را آتش می‌زنند به‌مدد ارتش‌هایی از ترول‌ها که حکومت پشتیبان‌شان است، قطع‌های مکرر اینترنت، گازهای اشک‌آور، دستگیری‌های گسترده، و کشتار وحشیانه با خشونت تمام سرکوب می‌شوند.

اما دورتادور دنیا گروهی وسیع‌تر از دانشگاهیان و فعالان سیاسی و اجتماعی عمدتاً در برابر آن‌چه در ایران دارد می‌گذرد، هنوز ساکت‌اند. بحران ایران بین دو دیدگاه تقلیل‌دهنده اما مسلط و مستقر در رسانه‌ها و هم‌چنین جوامع دانشگاهی گیر افتاده.
از یک ‌طرف تاریخ دیرپای سرکوب استعماری همپای ظهور تازه‌ی گفتمان‌های بیگانه‌هراسانه، نژادپرستانه، و ضد حقوق زنان و اقلیت‌های جنسی در غرب، مسایلی چندوجهی چون حجاب را به «مسئله‌هایی فرهنگی» تقلیل داده‌اند.

مشخصاً همین قضیه مانع شده تا چهره‌هایی مترقی در کشورهای جهان‌اولی قاطع و رسا با مبارزات مردم خاورمیانه و دیگر کشورهای مسلمان همراه شوند، بی‌ترس از این‌که موضع‌گیری‌شان خوراک تبلیغاتی ایدئولوژی‌های ضد حقوق زنان و اقلیت‌های جنسی در غرب بشود.

از طرف دیگر یک رویکرد به‌اصطلاح مترقی اما نوشرق‌نگرانه هم هست که آینده و عاملیت ساکنان کشورهای غیرغربی، به‌خصوص مردمان خاورمیانه و شمال افریقا را ندیده گرفته. این دیدگاه‌ها موجب شده مقاومت‌های فمینیستی و دگرباشانه‌ی ایرانیان نه مطالعه و نه از منظر سیاسی جدی گرفته شود.

سرکوب لایه‌لایه و مبارزات‌شان ناشناخته مانده و به چشم نمی‌آیند مگر آن‌که مبارزات‌شان را گره بزنند به مسائل موردتوجه غربی‌ها یا خودشان را با آن‌چه نوشرق‌نگران انتظار دارند، تطبیق دهند.

علیه و ورای این گرایش‌های تقلیل‌دهنده، ما، گروهی از فعالان دانشگاهی فمینیست، از جمعیت‌های فمینیستی بین‌المللی می‌خواهیم برای ایجاد همبستگی‌ای فراملیتی با زنان و به‌حاشیه‌رانده‌شدگان در ایران به ما بپیوندند.

جایگاه مبارزات خواهران ما در ایران در متن تحول تاریخی مناسبات قدرت در جوامع به‌اصطلاح اسلامی و بحران معاصر مرتبط با مناسبات بازتولید ‌اجتماعی در نظام سرمایه‌داری جهانی است.

تأکید ما بر برنامه‌ای دگرباش-فمینیست‌محور، ضدسرمایه‌داری، و ضدفاشیستی است که مبارزات هم‌پیمانان‌مان در ایران را به مسائلی مختص جوامع جهان‌اولی تقلیل نمی‌دهد. به‌عکس، ما باید این مبارزات را قطعه‌ای از یک زنجیره ببینیم و با تصدیق این‌که مبارزات ما مبارزاتی مشترک است نبرد را ادامه دهیم. لازمه‌ی ایجاد و حفظ چنین زنجیره‌ای پذیرفتن ماهیت مشترک مبارزاتی است که زنان و دیگر به‌حاشیه‌رانده‌شدگان دارند در کشورهایی چون ایران و زیر سیطره‌ی حکومت اسلامی کنونی‌اش تجربه می‌کنند.

حالا حیاتی‌تر از همیشه است که همبستگی فراملیتی مؤثری نشان بدهیم‌ با زنان و دیگر به‌حاشیه‌رانده‌شدگان در ایران.

جودیت‌باتلر، ژاک رانسی‌یر، سارا احمد، شیلا بن‌حبیب، اَلنکا زوپانچیچ، و صدها دانشگاهی دیگر.

مترجم: بهرنگ رجبی

متن انگلیسی و اسامی امضاء‌کنندگان بیانیه را در این‌جا ببینید.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

5 پاسخ

  1. این یک انقلاب فمنیستی نیست و نخواهد بود،برابری امری جدا و کاملا متناقض با فمنیست است،هر نوع تحرک بدون مبارزه برای برابری حقوق اجتماعی و انسانی زن و مرد از بیخ باطل است،واژه مردسالاری از زمان انقلاب ۵۷ باطل شد چون مرد نان بیار،مهریه بده،خرجی بده،غذا بده،پوشاک بده،پول کافی شاپ بده وتامین کننده امنیت زن بود و درواقع این زن سالاریست که در حال نابودیست

    1. آقای امیر کاملا مشخص است که معنی فمنیسم را درست نمیدانید. مواردی که به عنوان زن سالاری
      و مسئولیت مرد ذکر کردید چیزی شبیه مسئولیت نگهداری یک سگ کوچولو بی دست و پا در خانه است . اتفاقا کاملا متضاد با فمنیسم است که به زن و مرد یکسان و به عنوان انسانهای صاحب تفکر و مسئول -که در صورتی که حکومت اجازه دهد خودشان میتوانند نان بیار باشند- نگاه میکند

  2. این دانشگاهیان بجای اعلامیه های بی معنی نظیر این اعلامیه که سعی در تقلیل مبارزات ضد حکومت دینی در ایران به انقلابی فنینیستی دارد بهتر است کمی در مورد ایران و تاریخش مطالعه کنند!

    1. هر نوع مبارزه.. ضد حکومت دینی .. ضد فاشیسم .. ضد سرمایه داری .. بدون مبارزه برای برابری حقوق اجتماعی و انسانی زنان امری ابتر و در ماهیت حامل نوعی دروغ است. فقط مردسالاری رسوب کرده در تربیت و فرهنگ اشخاص منکر چنین امریست .

      1. این یک انقلاب فمنیستی نیست و نخواهد بود،برابری امری جدا و کاملا متناقض با فمنیست است، هر نوع تحرک بدون مبارزه برای برابری حقوق اجتماعی و انسانی مرد و زن از بیخ باطل است،واژه مرد سالاری از زمان انقلاب ۵۷ باطل شد چون مرد نان بیار،مهریه بده،نفقه بده،هزینه فرزند و زن بده،غذا بده،پوشاک بده،مسکن بده،پول کافی شاپ بده و تامین کننده امنیت زن بود و درواقع این زن سالاریست که در حال نابودیست

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

بیانیه صدها آکادمیسین‌ فمینیست و جمعی از فلاسفه و اساتید دانشگاه

از زمان آغاز روند مدرنیزاسیون در ایران توسط رضاشاه، یکسان‌سازی در پوشش و لباس و کشف حجاب تبدیل به ابزاری سیاسی برای ایجاد اصلاحات و تغییرات سیاسی- اجتماعی گردید. اجبار در پوشش لباس رسمی و

ادامه »

۱- اخیراً با یکی از دوستان ایرانی ساکن ایالت پنسیلوانیا درباره انتخابات میان دوره‌ای در امریکا صحبت می‌کردم. می‌گفت به جمهوری‌خواهان رأی داده است.

ادامه »

به گواه تمامی شواهد، امید به تغییر وضعیت در میان معترضین بالاست. از سویی تداوم اعتراضات که از ویژگی‌های جنبش‌های انقلابی است و در این حرکت نیز مشاهده می‌شود، خود تاییدی بر وجود عنصر امید در این حرکت است…

ادامه »