دستاوردهای سیاسی ایرانی‌تباران اروپا؛ آیا سیاست نیز نزد ایرانیان است؟

زیتونمحمدرضا سرداری: دستاوردهای ایرانی‌تباران در عرصه سیاست اروپا همچنان خبرساز است. این بار یاسمین فهیمی به ریاست بزرگترین اتحادیه کارگری در این کشور رسید؛ مقامی که برای نخستین بار به یک زن در آلمان تعلق یافته است. فهمیی از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ دبیرکلی حزب سوسیال دموکرات، قدیمی‌ترین حزب آلمان را به‌عهده داشت؛ حزبی که هم‌اکنون دبیرکل آن، اولاف شولتس، عنوان صدراعظمی آلمان را یدک می‌کشد.

چندی پیش نیز امید نوری‌پور یکی از دو رهبر حزب سبز آلمان شد. نوری‌پور پس از ۱۵ سال فعالیت در این حزب توانست خود را به مقام دبیرکل برساند. حزب سبز آلمان از جمله احزاب ائتلافی در دولت آلمان است که اداره وزارت امور خارجه و اقتصاد را در دست دارد.
کمی پس از انتخاب امید نوری‌پور، یک ایرانی‌تبار دیگر نیز به مقام دبیرکلی حزب دموکرات آزاد آلمان انتخاب شد. بیژن جیرسرایی سیاستمدار ۴۵ ساله پس از مدتها حضور در بوندستاگ توانست به این مقام برسد. حزب دموکرات آزاد آلمان هم از احزاب ائتلافی دولت آلمان است و اداره وزارت حمل و نقل را بر عهده دارد.

علاوه بر آلمان، همواره کم نبوده است تعداد ایرانی‌ها و ایرانی‌تبارهایی که در سطح ملی و محلی در اروپا به مقامات سیاسی مهم دست یابند. مسعود قره‌خانی، سیاستمدار ۳۹ ساله ایرانی-نروژی، امروزه پارلمان یکی از توسعه‌یافته ترین و ثروتمندترین کشورهای جهان را اداره می‌کند.

در سوئد نیز خشایار فرمانبر و اردلان شکرابی وزارتخانه های تامین اجتماعی و انرژی این کشور صنعتی اروپا را اداره می کنند و در پارلمان این کشور ۱۰ ایرانی تبار حضور دارند. در هلند و دانمارک نیز ایرانیان زیادی عضو شوراهای شهر و محله شده‌اند.
خارج از اتحادیه اروپا نیز تعداد ایرانی‌تباران در عرصه سیاست کشورهای قدرتمند جهان کم نبوده است. اما راز موفقیت ایرانی تباران در عرصه سیاست کشورهای توسعه یافته چیست؟

ایرانی‌تباران، نسل دوم مهاجران

نگاهی اجمالی به گذشته ایرانیان و ایرانی‌تباران ذکر شده نشان می دهد که اکثر آنان در خانواده هایی رشد کرده‌اند که پس از انقلاب مجبور به ترک وطن ترک شدند. هر چند «یاسمین فهیمی» که از پدری ایرانی و مادری آلمانی متولد شد در این میان استثناء است.

بیژن جیره‌سرایی، دبیر کل حزی دموکرات آزاد، کمپینی را برای لغو توافق‌نامه‌ای قدیمی میان ایران و آلمان کلید زده است که به دادگاه‌های آلمان اجازه می‌دهد بر مبنای قوانین ایران ازدواج و طلاق را ثبت کنند

یاسمین که اکنون ۵۴ ساله است هیچگاه پدرش را ندید چون پیش از آنکه متولد شود؛ او را در یک صحنه تصادف از دست داده بود. مادرش به تنهایی او را بزرگ کرد. او در سیستم آموزشی آلمان رشد و نمو پیدا کرد. از دانشگاه وارد فعالیت های سیاسی شد و در یکی از احزاب اصلی آلمان فعالیت کرد و نهایتا مزد زحمات خود را گرفت با ۸۸ درصد آراء به مقام دبیرکلی حزب رسید و اکنون با ۹۰ درصد آراء ریاست بزرگترین سندیکای کارگری آلمان را با بیش از ۶ میلیون عضو در دست گرفته است. او با وجود آنکه هیچ خاطره ای از ایران و حتی پدر ایرانی خود ندارد اما به رادیو دویچه‌وله گفته است تبار ایرانی‌اش در شکل گرفتن شخصیت او نقش داشته است.

امید نوری‌پور اما بخش زیادی از کودکی خویش را در ایران سپری کرده و در نظام آموزشی جمهوری اسلامی درس خوانده است. هر چند او در آلمان تحصیلات دانشگاهی خود را رها کرد، اما با حضور موثر در عرصه اجتماعی و عضویت در انجمن ها و موسسات مختلف سیاسی، فرهنگی و هنری در آلمان موفق شد نام خویش را بر سر زبان ها اندازد.

بیژن جیره‌سرائی نیز هم همچون امید نوری‌پور بخشی از دوران کودکی خویش را در ایران گذارنده و در نظام آموزشی جمهوری اسلامی دوران تحصیلات ابتدایی خود را پشت سر گذاشته است.

مسعود قره‌خانی اما فقط ۵ سال داشت وقتی خانواده‌اش به نروژ مهاجرت کردند. با این وجود او هنوز رنجی را که خانواده اش برای رسیدن به نروژ را تحمل کردند، فراموش نکرده است و به خوبی به یاد دارد که وقتی به نروژ رسیدند حتی «یک دلار» هم نداشتند. او البته فراموش هم نکرد که امسال در پیامی به زبان فارسی نوروز را به سرزمین مادری تبریک بگوید.

مسعود قره‌خانی
مسعود قره‌خانی

از چپ تا راست، گرایش سیاسی ایرانی تباران در احزاب اروپایی

دیدگاه ایرانی‌تبارانی که از در عرصه سیاست اروپا درخشیده اند نیز البته یکدست نیست و این را می توان در پیوستن آنان به احزاب اروپایی و سیاست‌هایی که آنان دنبال می کنند، به روشنی ملاحظه کرد. نگاهی به سوابق خانوادگی ایرانی‌تباران مطرح در عرصه سیاست اروپا نشان می دهد که گرایش سیاسی خانواده‌ها در شکل گیری شخصیت سیاسی آنان بی تاثیر نبوده است. برخی ایرانیانی که به خاطر وابستگی به جریان سلطنت طلب به اروپا مهاجرت کرده‌اند؛ فرزندان آنان به احزاب راست افراطی پیوسته‌اند. نمونه آن کشورهای دانمارک و هلند است که موضع‌گیری مهاجرستیزانه آنان در احزاب دست‌راستی بارها مسئله‌ساز شده است.

اما ایرانیان بسیاری نیز به احزاب سبز اروپا پیوسته‌اند. در هلند پیشتر یکی از نمایندگان فعال این حزب در پارلمان زنی ایرانی بود. در حال حاضر نیز یک ایرانی دبیرکل حزب سبز آلمان است و رئیس پارلمان نروژ نیز گرایش به طبقه کارگر دارد.

آمنه کاکاباوه، که در ۱۹ سالگی به سوئد پناهنده و از  سال ۲۰۰۸ از طرف حزب چپ سوئد نامزد و به عنوان یکی از نمایندگان شهر استکهلم وارد پارلمان این کشور شد، صدایی برای زندانیان سیاسی و فعالان زن ایرانی، کردها و فلسطینیان در پارلمان و مطبوعات سوئد شده است. تک‌رأی سرنوشت‌ساز آمنه اولین نخست‌وزیر زن را در سوئد به قدرت رساند.

آمنه کاکاباوه
آمنه کاکاباوه (چپ) در کنار نخست‌وزیر سوئد

آیا حضور ایرانیان، اتحادیه اروپا را به ایران نزدیک می کند؟

حضور ایرانیان در مراکز تصمیم‌گیری اروپا همواره بر مناسبات ایران و اروپا در ۴۰ ساله اخیر تاثیر داشته است. این تنها حضور ایرانیان در مناصب قدرت نبوده، بلکه فعالیت و لابی ایرانیان نیز بارها نقش تعیین کننده ایفا کرده است. اما از نظر نباید دور داشت که ایرانی‌تبارانی که در عرصه سیاست اروپا حضور دارند، از زاویه منافع احزاب خویش نیز به مسائل ایران می نگرند. برخی فعال‌تر و برخی نیز تا کنون ساکت بوده‌اند.

در این میان« بیژن جیره‌سرایی» از جمله سیاستمدارانی است که بارها درباره مسئله نقض حقوق بشر در ایران موضع‌گیری کرده است. به گزارش رادیو فردا وی یک‌بار نیز به ایران سفر کرده و در دیداری با مسئولان جمهوری اسلامی رعایت حقوق بشر را به آنان یادآور شده است. وی همچنین از دولت آلمان خواسته تا در سیاست خود نسبت ایران، نقض حقوق بشر و حقوق زنان را لحاظ کند و کمپینی را برای لغو توافق‌نامه‌ای قدیمی میان ایران و آلمان کلید زده است که به دادگاه‌های آلمان اجازه می‌دهد بر مبنای قوانین ایران ازدواج و طلاق را ثبت کنند. و یا مسعود قره‌خانی با ارسال پیام ویدیویی از جایگاه رئیس پارلمان نروژ نوروز را به ایرانیان تبریک می گوید. امید نوری‌پور از دبیران حزب سبز آلمان اما حاشیه های دیگری نیز دارد. او که در دانشگاه هسن آلمان فقه تحصیل و البته آن را نیمه‌کاره رها کرده است، از گنجانده شدن شرع در قوانین آلمان تا جایی که مغایر قانون اساسی نباشد، دفاع می کند. این نوع مواضع امید برخی از ایرانیان را نسبت به وی حساس کرده و برخی حتی او را وابسته به جمهوری اسلامی می خوانند. به‌ویژه پس از آنکه شایع شد وی قرار است وزیر امور خارجه آلمان شود.

رشد ایرانی‌تباران در سیاست اروپا و آینده سیاسی ایران

صرف‌نظر از این‌که ایرانی‌تباران سیاستمدار در اروپا چه گرایش سیاسی دارند، حضور پررنگ آنان در کانون‌های تصمیم‌گیری در اتحادیه اروپا می‌تواند برای آینده ایران آموختنی باشد. هر چند ایرانیان معمولا در عرصه‌های علمی، اقتصادی و فرهنگی دستاوردهای بزرگی در کشورهای توسعه یافته داشته‌اند، دستاوردهای سیاسی ایرانی‌تباران می تواند این پیام را نیز داشته باشد که هر ایرانی در میدان سیاست هم می تواند بازیگر موفقی باشد، اگر بستر قانونی و اجتماعی برای او فراهم شود. و این دستاوردها نشان می‌دهد که ایرانیان می توانند حکمرانان خوب و دموکراتی باشند، اگر قواعد دموکراسی و حکمرانی را از پایه به درستی فرا بگیرند و در کشور خویش تمرین کنند.

به اشتراک گذاری بر روی telegram
تلگرام
به اشتراک گذاری بر روی twitter
توییتر
به اشتراک گذاری بر روی facebook
فیس بوک
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
واتزاپ

مطالب دیگر

2 پاسخ

  1. بسیاری از ایرانیان خصوصیت بسیار زشت حسادت را دارند و از ترقی و پیشرفت هموطنانشان ناراحت میشوند. البته همرام این خصوصیت چنین افرادی عقده شخصی هم دارند زیرا عموما خود در زندگی بسیار نا موفق هستند. نمونه اش شخصی است ترسو که حتی جرات کامنت دادن با نام خود را ندارد اما پشت واژه هایی که احتمالا معنایش را هم نمیداند مثل پادوی ناتو قایم میشود. اخر ادم حسابی پادوی ناتو اصلا معنایش چیست؟. مگر نانو بقالی دریانی است که پادو داشته باشد؟

  2. نه هنر نزد ایرانیان است و نه سیاست. به این الفاظ نژادپرستانه دل خوش نکنید.
    علت اینکه در صحنه سیاسی غرب از این ها استفاده میشود، روحیات خود کم بینی، نداشتن حس میهندوستانه و آمادگی برای بهرهبرداری های شخصی از منابع عمومی و آمادگی خدمت به قدرت بالاتر می باشند.
    احزابی که تین چند نفر در راس آن قرار گرفته اند از دید اکثریت جامعه آلمان، ضد میهن، جنگ طلب، خودفروش و دزدند.
    کمی در خیابانهای شهرتان با مردم گپ بزنید متوجه می شوید. این جماعت احزاب آلمانی را رسما پادوهای بی ارزش امریکا و ناتو کردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یادداشت روز

اندیشه

آخرین مطالب