احمد مسعود نشانی از «امید» است

افغانستان همان طالبان که نیست، رزمنده‌های مقاومت هم هستند. ملابرادر که فقط نیست که، احمد مسعود است، دره‌ی پنجشیر است و صحنه‌ای که تن به تسلیم نمی‌سپارد. تن به تحجر نمی‌دهد. امید خلق می‌کند و افق‌ها را هم‌چنان روشن نگه می‌دارد. از یأس و استیصال می‌گریزد. تن به فرار و گریز که نمی‌دهد هیچ؛ بل‌که می‌ماند و راه پیش پای خلق افغانستان می‌گذارد. و نمی‌گذارد که تصویر افغانستان به آن طیاره‌ی کذایی خلقِ فراری از دست طالبان خلاصه شود.

می‌ماند و پنجه در پنجه طالب می‌افکند. می‌ماند و طالبان را از فتح‌الفتوح باز می‌دارد. می‌ماند و همه‌ی معادلات و بده و بستان‌های پشت پرده‌ را مضحکه‌ی مقاومت و پایداری خود می‌کند. می‌ماند و جهانی از استعمارِ به رنگِ عرب و ترک و پشتو و غرب را لنگِ مبارزه‌ی خود می‌کند. نقشه‌های یاری‌گران منطقه‌ای و این‌ور و آن‌ورِ طالبان را نقشِ بر آب می‌کند. آن‌ها را آچمز می‌کند. به مقاومت‌شان، رخ و روی آن‌هایی را که حمایت از مقاومت را جعلِ به حمایت از دیکتاتورهای منطقه می‌کنند را رسوا می‌کنند.

احمد مسعود و دره‌ی پنجشیر اسم رمزِ مقاومت این حول‌وحوش است. نشانِ عزم و اراده و همتی است که ایستاده بر پاهای خویش می‌خواهد نقش خویش را بر تاریخ این حول‌وحوش حک کند. می‌خواهد عزم و همت خود را در دشمنی با هر آن‌چه از تحجر و انحصار و فرقه‌گرایی است را تشخص بخشد. هویتِ آن را از دست تطاول حامیان طالبان رها کند. و طالبانی را که خیالِ برساختنِ سقف معیشت بر ستون‌های شریعت دارند را از استیلا و هجوم و یورش و تأسیس بازدارند.

این منطقه و این حول‌وحوش، از آن‌ها که بیانات‌شان را صدای خدا انگاره می‌کنند و آن‌را چون حُکمی لایتغیر بر سرنوشت ملت‌ها حاکم می‌کنند؛ کم نیست. ولی دستش از احمد مسعودها هم خالی نیست که به پایداری و مقاومت خود، عزم دارند که حصر از پای ملت‌ها بردارند و از استیلا شدن سیاهی و نکبت مانع شوند.

احمد مسعود رد و نشانی از نقطه‌ی امید است. تلئلوی آن همت بلندی است که عزم می‌کند راه بر بازسازی جهالت و تحجر در این منطقه‌ی افسون‌زده بر بندد. مجاهدتی است از برای ترمیم انگیزه و همت، تا ملتی از تاریخِ شکست‌های خود، به فتح و پیروزی بیرون بیاید و وطن را زمزمه‌ی خلق خود بکند. احمد مسعود نشان از آن پدری دارد که انگاری می‌گفت:«آن‌قدر همت بلند دارم که تمام غم‌های جهان قامت رسای مرا خم کرده نمی‌تواند و با اندک امکاناتی می‌توانم جامعه و زندگی را دچار تحول سازم.»

Recent Posts

کمی «زر» بزنیم

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

ترومای جمعی در ایران؛ تحلیل روان‌شناسی اجتماعی سه فاجعه هم‌زمان

جامعه ایران از دی‌ماه تاکنون با سه بحران هم‌زمان و عمیق روبه‌رو شده است: سرکوب…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

بازخوانی انتقادی صورت‌بندی فکری محمد حنیف‌نژاد در افق رهایی و انسداد تاریخی

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

نقد یک خطای معرفتی دین‌ستیزان

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

جمهوری، جمهوریت و سلطنت موروثی

در این نوشتار کوتاه تلاش می‌شود که بین سه مفهوم «جمهوری»، «جمهوریت» و نیز «سلطنت»…

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

چرا فاشیسم به صحنه جهانی بازگشت؟

قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵