توضیح: شما خواننده‌ی یکی از نوشته‌های میهمانِ سایت زیتون هستید. این گفتگو توسط «سایت شفقنا» تولید و در تاریخ «۳۱اردیبهشت ۱۳۹۵» منتشر شده است. مطلب اصلی را «اینجا» می‌توانید بیابید.ما پیشنهاد می کنیم مطالب را از منابع اصلی دنبال کنید.

***

* امروزه استفاده از فضای مجازی در ایران بسیار زیاد است و حتی برخی از مردم بیشترین وقت خود را در فضای مجازی سپری می کنند. شبکه های اجتماعی عموما دوستی کوچکی هستند که توسعه پیدا می کنند و معمولا افرادی که دوست هستند به طور کلی نزدیک به هم هستند در کنار هم قرار می گیرند و کم کم تبدیل به سوپر گروه می شوند که نشر دهنده افکار آن گروه هستند. آنچه مورد بحث ما است تاثیر شبکه های اجتماعی و توسعه ارتباطات بر رویکرد اخلاقی جامعه است. به نظر شما این تاثیرات چقدر است؟ اصلا شبکه های اجتماعی می تواند بر رویکرد اخلاقی جامعه تاثیر گذار باشد یا نه؟
انتظاری: به نظر من شبکه های اجتماعی هم تاثیر مثبت روی اخلاق و رویکرد اخلاقی در جامعه دارد و هم تاثیر منفی. تاثیر منفی از آن جهت است که یک شرایطی فراهم می کند که افراد از آن قالب های اجتماعی که به صورت رو در رو دارند و مسایلی را رعایت می کنند خارج می شوند و در یک شرایط گمنامی و یا بی پردگی ابراز وجود می کنند که می تواند تاثیر منفی روی رویکردهای اخلاقی داشته باشد. بالاخره افراد جامعه منویات و نفسانیاتی دارند که نیاز به کنترل دارد که افراد در فضای واقعی و بیرونی هوی ها و خواهش های نفسانی خود را سرکوب و یا مدیریت می کنند در واقع جامعه از طریق کنترل اجتماعی به افراد کمک می کند که خواهش های خود را مدیریت کنند ولی وقتی در فضای اجتماعی قرار می گیرند به خودشان اجازه می دهند که به راحتی به این خواهش ها پاسخ دهند. پس شرایطی به وجود می آید که خودخواهی های آدم ها برجسته تر شود وقتی که خودخواهی ها و فردگرایی های مرضی در افراد رشد پیدا کند طبیعتا مخرب اخلاق می شود و می تواند شرایطی به وجود آورد که اخلاق را در جامعه تضعیف کند. جامعه ما جامعه ای است که به شدت فقر ارتباطات دارد و ارتباطات در جامعه ما بسیار ضعیف است و این ضعف کانال های ارتباطی، خود عامل بسیاری از مسایل و بیماری های اجتماعی است. پس شبکه های اجتماعی کمک می کند که تا حدودی آن ضعف کانال های ارتباطی برطرف شود که مردم از مشکلات یکدیگر آگاه شوند. یکی از عواملی که آدم ها غیر اخلاقی عمل می کنند این است که اطلاعاتی از دیگران ندارند پس فقط اطلاعات خودشان را می بینند و بر اساس تجربه خودشان عمل می کنند. پس وقتی مردم از مشکلات و نیازهای هم آگاه شوند به دنبال آن، گرایش های اخلاقی هم در جامعه تقویت می شود. در واقع شبکه های اجتماعی عملا نقش دوگانه دارند هم اخلاق را تقویت می کنند هم می توانند اخلاق را تضعیف کنند. البته این تضعیف اخلاق هم به نوبه خودش خیلی نا مبارک نیست چون اکثر اوقات مردم جامعه به دلیل رودربایسی که دارند دیگران را رعایت می کنند و این رعایت کردن در اثر رودربایسی خیلی اخلاقی نیست. در واقع مردم در این حالت ملاحظات دوستان خود را دارند و چون کنترل اجتماعی قوی است اخلاق را رعایت می کنند. یعنی رعایت ادب و رعایت احترام دیگران الزام دارد اگر رعایت نکنند برایشان هزینه دارد ولی همین افراد وقتی وارد فضایی می شوند که نا آشنا هستند و دیگران برای آنها غریبه به حساب می آیند به راحتی به خودشان اجازه می دهند کار غیر اخلاقی انجام دهند. مثلا جلو در ورودی کلی به هم تعارف می کنند اما در خیابان به صورت خیلی نابهنجار از یکدیگر سبقت می گیرند که این ناشی از همین خسیسه است، که در فضای واقعی آشنا هستند و بحث آبرو مطرح است اما جایی که آبرو در کار نیست افراد راحت به خود اجازه می دهند هر کاری دوست دارند انجام دهند. در واقع این طرف قضیه خیلی اخلاقی نیست زیرا وقتی که رفتارتان از سر اجبار باشد آن رفتار را نمی توان اخلاقی به حساب آورد بر عکس وقتی شرایط آزاد فراهم شود و افراد آزادی عمل داشته باشند و رفتار نامناسب انجام ندهند و یا دیگران را در رفتار خود به حساب آورند آن وقت رفتار آنها اخلاقی محسوب می شود. از این جهت می توان گفت شبکه های اجتماعی علی رغم اینکه کنترل اجتماعی را تضعیف می کنند امکان فعل اخلاقی را بیشتر از گذشته فراهم کنند.
* پس می توان گفت همه این مسایل و استفاده بیش از حد از فضای مجاری ناشی از این است که در جامعه ایران فضاهای عمومی و رو در رو کم است و مردم به ناچار به این فضاها پناه می برند تا خلقیات خود را رواج دهند؟
انتظاری: بله. وقتی کنترل اجتماعی خیلی بالا رود عملا افراد جامعه عطش پیدا می کنند که در یک جایی آزادی عمل پیدا کنند. مشکلی که در جامعه ما وجود دارد این است که فضاهای گفت و گو نداریم. مثلا در مدارس ما معلم صحبت می کند و بچه ها باید گوش دهند، به مسجد که می روند خطیب مسجد حرف می زند و بقیه گوش می دهند و یا تلویزیون گوینده است و مردم فقط شنونده پس فعالیتی نیست بلکه فقط انفعال وجود دارد. در فضای رسانه ما عمدتا فضای انفعالی حاکم است و عملا به دلیل این فضای انفعالی مردم همیشه عطش دارند تا در جایی فرصتی پیدا کنند و فعال شوند. علت این گرایش زیاد به شبکه های اجتماعی و یا فضای مجازی این است که این عطش وجود دارد. معمولا هم اگر این شبکه های اجتماعی فیلتر نشوند بعد از دوره ای این عطش تا حدودی فرو کش و شرایط نرمال تری پیدا می کند. مردم باید آداب رفتار کردن را یاد بگیرند و احساس کنند خدا همه جا ناظر است و در آن شرایط ممکن است بهتر از گذشته عمل کنند.
* چرا فضاهای گفت و گو در جامعه ما کم است. آیا نظارت غلطی در این زمینه وجود دارد که فضاهای موجود در جامعه یک سویه شده است مانند نمونه هایی که از مسجد و مدارس مثال زدید؟
انتظاری: فضای سنتی ما اینطور نبود و امکان گفت و گو فراهم بود. خطیب مسجد که سخنرانی می کرد افرادی که پای منبر بودند هم با خطیب مسجد تعامل داشتند اما وقتی تکنولوژی مدرن وارد شد یعنی شبه مدرنیته وارد جامعه شد شرایط تغییر کرد. در جامعه ما همه چیز با هم تناسب داشت ولی وقتی شبه مدرنیته را وارد کردیم چینش هایی که در جامعه وجود داشت دچار بد ریختی شد یعنی به هم ریختن و یک بدقوارگی در جامعه به وجود آمد. مثلا مردم در مسجد با هم تعامل داشتند ولی وقتی میکروفن و ابزار صوتی آمد و صدای خطیب را دویست برابر کرد دیگر صدا به صدا نمی رسید پس این تکنولوژی نقش خطیب را تشدید کرد و توازن بین گروه های مختلف را در مسجد به هم ریخت. یعنی کسی که دعا می کند میکروفن دستش می گیرد و دعایی را می خواند بقیه هم یا باید آن دعا را بخوانند یا باید بروند، یعنی آن فضای تعاملی در مسجد از بین رفت. البته منظورم این نیست که تکنولوژی بد است بلکه منظورم این است که تکنولوژی مسجد را تخریب کرد الان مسجد به دو دسته تقسیم شده است یکی صاحبان ابزار صوتی و دیگر فاقدان ابزار صوتی هستند. آنهایی که صاحبان ابزار صوتی هستند بر مسجد حکمرانی می کنند و عملا فاصله خیلی زیادی با فاقدان ابزار صوتی دارند به همین دلیل هم جوانان کمتر به مسجد اقبال دارند. حالا همین اتفاق عملا در بخش های دیگر حاکم است. ما مدرن نشدیم بلکه بدل مدرنیته را وارد جامعه کردیم که فضاهایی را تخریب کرد. این تقلید گلچین شده نبود بلکه بدون توجه کپی کردیم.
*در کشور سایت هایی را داشتیم که فضای رسمی اخبار را منتشر می کردند الان شبکه های اجتماعی مطالب را شفاف تر از سایت هایی که وجود دارند می نویسد بنابراین مردم از سایت ها به سمت فضاهای مجازی رفتند این مساله را چطور ارزیابی می کنید. آیا این باعث می شود خرده فرهنگ موجود در جامعه بر فرهنگ های قالب جامعه غلبه پیدا کنند؟
انتظاری: کلا ما ضعف کانال های ارتباطی داریم کانال های ارتباطی باید متنوع باشند به این معنا که صدای گروه های مختلف اجتماعی شنیده شود. تلویزیون عملا رسانه گروه های خاصی است، یکی هنرمندان و کارمندان یعنی صدای کارمندان و هنرمندان در تلویزیون خوب شنیده می شود اما صدای زرگر ها وارونه شنیده می شود، صدای نجار ها اصلا شنیده نمی شود صدای باغبان و روستاییان و حتی جوانان هم اصلا شنیده نمی شود. ما گروه های اجتماعی مختلفی داریم که باید صدایشان جایی انعکاس پیدا کند. جامعه نرمال جامعه ای است که صدای همه گروه های اجتماعی را بشنویم صدایشان امکان انعکاس داشته باشد و آدم ها بتوانند از یکدیگر مطلع شوند. مثل سیستم عصبی بدن که اگر بخش های مختلف بدن از طریق سیستم عصبی به هم مرتبط نباشند اتفاقی گوشه بدن افتد مغز نمی تواند فرمان دهد تا مشکل حل شود. همین مساله هم در جامعه حاکم است. گروه های مختلف و متنوع اجتماعی داریم که باید انعکاس پیدا کنند. اگر صدا و سیما نقش خود را درست ایفا کند و یک رسانه ملی باشد البته نه ملت به معنای کلی بلکه ملت به معنای جزیی، یعنی گروه های مختلف جامعه ملی را پوشش دهد بخشی از مشکلات حل می شود. البته من معتقد نیستم مشکل کامل حل می شود، همه گروه های اجتماعی باید رسانه شود. گروه اجتماعی زیادی در کشور داریم مثلا ارامنه، اصلا ارامنه کجا هستند! زرتشتی ها، اهل تسنن، لر، کرد و… اینها همه گروه های اجتماعی متنوع و مختلفی هستند که بالاخره مسایل و مشکلاتی دارند که باید انعکاس پیدا کند باید یکدیگر را ببینیم و ملاحظه کنیم وقتی همدیگر را نمی بینیم خب ملاحظه هم نمی کنیم و فعل اخلاقی رخ نمی دهد. به نظرم ما با فقر رسانه ای روبه رو هستیم عملا شاید طراحان شبکه های اجتماعی با علم به این که چنین فقری در جامعه ایرانی وجود دارد آن را طراحی کردند ولی اگر مشکلات رسانه ها و کانال های ارتباطی را رفع کنیم آن وقت مساله مرضی در قالب شبکه های اجتماعی تجلی پیدا نمی کند.
* با آمدن شبکه های اجتماعی به طور کلی فضای ارتباطی جامعه تغییر پیدا کرده است. فضای شبکه های اجتماعی جامعه بیشتر برای نقد اجتماعی از زبان طنز استفاده می کند زبان طنز چقدر در بهبود رفتار افراد جامعه موثر است؟. مثلا می خواهیم ریا کاری را مورد نقد قرار دهیم از زبان طنز استفاده می کنیم. آیا اینکه به حالت طنز یک کاری مورد نقد قرار گیرد موجب تغییر آن کار می شود یا برعکس آن کار در جامعه خیلی عادی قلمداد می شود؟
انتظاری: همیشه در طول تاریخ از زبان طنز برای نقد استفاده شده است. طنز اساسا برای نقد شکل گرفته است و در واقع این هنر ایرانی بوده که همواره تلاش کرده بسیاری از مسایل و مشکلات را در مواجهه با قدرت و برای اینکه از گزند قدرت های حاکم در طول تاریخ در امان بماند به طنز بیان کند. زبان طنز این کارکرد را دارد که افراد را متوجه می کند ولی از سوی دیگر بعضی از طنز ها می تواند یک نظریه اجتماعی را تولید کند تا امری را بر ساخته کند.
* در شبکه های اجتماعی معمولا ناظری وجود ندارد ناظر خود مردم هستند که تذکر اخلاقی می دهند و یا به سمت رفتار غیر اخلاقی پیش می روند این نوع رفتار چه تاثیری در رفتار خارج از فضای مجازی آدم ها می گذارد شخصیت مردم آنچه در خارج است و آنچه در فضای مجازی است متفاوت می شود پس رفتار آنها را باید بر مبنای کدام یعنی فضای مجازی یا خارج از فضای مجازی شناخت؟
انتظاری: هم فضای مجازی متاثر از فضای واقعی است یعنی نوع مناسباتی که در فضای واقعی داریم در فضای مجازی انعکاس پیدا می کند و متقابلا نوع عملکرد ما در فضای مجازی در محیط واقعی هم انعکاس پیدا می کند. اساسا می توان گفت فضای اجتماعی، چه واقعی و چه مجازی امروزه بیشتر یک فضای انعکاسی است هویت ما هم همینطور است ما یک هویتی در فضای واقعی داریم اما وقتی وارد فضای مجازی می شویم هویت دیگری پیدا می کنیم این هویتی که پیدا می کنیم انعکاسی از هویت واقعی ما است و بر عکس در محیط واقعی هم هویت ما انعکاسی از هویت مجازی ما است به دلیل اینکه این فضاها با هم مرتبط هستند پس ممکن است افراد در دوره ای دچار دوگانگی شخصیتی شوند ولی بعد به مرور زمان این دو گانگی از بین می رود.
* اینکه نظارت دست خود افراد است می تواند تاثیر مثبتی داشته باشد یا منفی؟ دولت چه نظارتی در این زمینه دارد؟
انتظاری: دولت ظاهرا نظارت هوشمند دارد ولی من معتقد هستم به جای اینکه دولت در امر نظارت تصدی گری کند باید سیاستگذاری کند تا مردم خودشان نظارت داشته باشند. مثلا دولت در مورد مساله حجاب یک جوری عمل کرده که مردم خودشان مساله را رها کردند تا دولت مواظب آنها باشد که این بدترین نوع نظارت است. نظارت باید از سوی خود مردم اتفاق افتد پس دولت نباید کاری انجام دهد که باعث تعطیلی مردم شود. باید مردم را توانمند کنیم یعنی هر کاری که می کنیم باعث تقویت مردم شود نه تعطیل شدن آنها. این نوع نظارت، نظارت واقعی است. اینکه مثلا شما مواظب باشید دختری چند تار مویش بیرون نباشد و بعد کاری به او نداشته باشید که نظارت نیست بلکه یک نوع کنترل رفتاری است. امر به معروف و نهی از منکر ولایت مؤمنین بر همه هست ولایت مؤمنین یعنی سرپرستی یعنی چون احساس سرپرستی نسبت به دیگران داریم امر به معروف می کنیم و احساس سرپرستی هم، همه جانبه است نه اینکه فقط مواظب باشیم موی دختران بیرون نباشد بلکه اگر مشکلات اقتصادی هم دارند باید حل کنیم. اگر مردم دچار مشکلات و بیماری هستند باید نگران آنها هم باشیم وقتی نگران آنها نیستیم و فقط نگران بخشی از رفتار جامعه هستم این عملا امر به معروف و نهی از منکر و نظارت نیست و کسی هم آن را نمی پذیرد و در مقابل آن، از خود مقاومت نشان می دهد. فضای مجازی هم همینطور است من باب اینکه آدم ها نسبت به همنوع خودشان مسوولیت دارند و جامعه را از خودشان می دانند پس انحراف در یک گروهی باعث انحراف بقیه می شود و مشکلات به وجود می آید از این جهت باید مردم یاد بگیرند بر هم نظارت داشته باشند و این نظارت مستلزم این است که حتما آموزش داده شوند یعنی دولت باید در این زمینه آموزش دهد و به جای اینکه خودش در امر نظارت درگیر شود، به مردم یاد دهد درست نظارت کنند. دولت نماینده مردم است درست است نمی تواند از مردم خیلی جلوتر باشد و درست است که دولت ما دولت دینی است اما دولت دینی هم نمی تواند قوانینی را اعمال کند که نزد مردم مشروعیت ندارد. مثلا فرض کنید اگر مردم شراب خوار باشند دولت نمی تواند خیلی در مورد منع مشروبات الکلی اقدام جدی انجام دهد مگر اینکه فرهنگ شراب خواری اصلاح شود کما اینکه در دوره های مختلف تاریخ ما وجود داشته است یا مساله حجاب و پوشش هم همینطور است. ۷۰ درصد زنان جامعه ما یا بد حجاب هستند و یا بی حجاب و یا پوشش هایشان شرعی نیست خب وقتی اینطور است پس چرا نیروی انتظامی اینگونه برخورد می کند! همان عوامل نیروی انتظامی که می خواهند با مساله پوشش برخورد کنند شاید اقوام و نزدیکان خودشان هم همین گونه پوشش داشته باشند. باید توجه داشته باشیم که دولت خودش نمی تواند در برخی موضوعات رسما تصمیم بگیرد و شرایط را تغییر دهد بلکه باید زمینه های آن فراهم شود و خصوصا اینکه نوع اقدامات باعث نشود که مردم خودشان را رها کنند. دولت در زمینه های زیادی از جمله جنگلبانی سازمان جنگلبانی را تاسیس کرد اما در نتیجه می بینیم که تمام جنگل ها تخریب می شوند.
* چرا؟
انتظاری: چون مردم خودشان از جنگل ها مراقبت می کردند ولی این کار دولت باعث شد که مراقبت از بین رود عملکرد دولت و ورود او بدون در نظر گرفتن پیوست های اجتماعی و فرهنگی و هر اقدامی بدون در نظر گرفتن پیوست های اجتماعی و فرهنگی قاعدتا محکوم به شکست است و عملا نمی تواند آن هدف هایی که مورد نظر است را برآورده کند و باعث از بین رفتن حس مشارکت مردم می شود. بنابراین دخالت دولت در همه امور باید با لحاظ ارتقاء مشارکت مردمی باشد نه با از بین بردن مشارکت مردم .
* مطرح کردید که رویکرد نظارتی که دولت اتخاذ کرده است رویکرد درستی نیست و باعث می شود روندی که همیشه در پیش می گیرد جواب منفی داشته باشد پس این نظارت در شبکه های اجتماعی باید چگونه باشد و هم اکنون با نظارت دولت به چه سمتی می رود؟
انتظاری: من معتقدم نظارت باید وجود داشته باشد نباید فاقد نظارت باشیم ولی اقدام نظارت باید موجب خود بانی افراد شود یعنی افراد خودشان نگهبان خودشان باشند. اگر اقدام نظارتی باعث از بین رفتن خود بانی در افراد شود مشکلاتی را ایجاد می کند. ممکن است موقتا شما کنترل داشته باشید تا مردم درست رفتار کنند اما بلافاصله بعد اینکه فرصت پیدا کنند عکس العمل نشان می دهند پس نظارت دولت باید باعث خود بانی افراد و تقویت حس مشارکت شود. ما به نظارت عمومی نیاز داریم مردم باید به هم تذکر دهند و جامعه باید این فضا را داشته باشد. ما فکر می کنیم در کشورهای غربی کسی کاری به کسی ندارد در حالی که آدم ها مرتب به هم تذکر می دهند و اگر تخلفی وجود داشته باشد گزارش می دهند اما در میان جامعه ما نه تنها این جس وجود ندارد بلکه اگر کسی بخواهد گزارشی هم دهد کسی نیست این گزارش را تحویل بگیرد.
منبع: وب سایت شفقنا

بازگشت به صفحه اول