۱– پس از آخرین گام کودتای ۱۴۰۰، فضایی جدید در سپهر سیاست‌ورزی ایجاد شده است. مشارکت ملی زیر ۵۰ درصد واجدین شرایط به‌همراه دوگانگی و دو دستگی که در جامعه مدنی و اصلاح طلبان و نیروهای تحول خواه نمایان شد، اصلی ترین عوامل فهم و درک تحولات آتی در حاکمیت یکپارچه رهبر جمهوری اسلامی و وفادارانش است. رصد و فهم آنچه در فضای حاکمیت یکپارچه رخ خواهد داد، نیازمند زمانی کمینه یک‌ساله است تا مبتنی بر کارنامه دولت جدید، روندها را تشخیص داد که کشور به کدام سمت و سو میل و سیر خواهد کرد. بسته شدن بیشتر فضا و تشکیل حکومتی پلیسی؟ یا تلاش برای باز کردن فضای اقتصاد و سیاست و جامعه برای نشان دادن کارآمدی و حل ابربحران‌های کشور؟ از این‌رو به‌جای پرداختن زودهنگام به آن سطح، باید به سراغ تحولات جامعه مدنی و اصلاح طلبان رفت، چرا که تحولات آن تا اندازه زیادی، شکل نهایی خود را پیدا کرده است. سطور پیش رو، بخشی از این پرداختن است و نشان دادن نقشه راهی برای آینده آن.

۲- پس از بیانیه ناسا ناظر به عدم حمایت از نامزدهای موجود، در دو حرکت مجزا، نخست ۱۳ حزب کوچک و تک نفره با صدور بیانیه‌ای از شرکت در انتخابات و رأی به همتی دفاع کردند و سپس در حرکتی مشکوک، مدیران مسئول چند روزنامه اصلاح‌طلب به دیدار رئیسی رفتند و از وی حمایت کردند. بیانیه‌ای با امضای ۱۸۵ نفر منتشر شد. (غیرتشکیلاتی‌ترین کار را بهزاد نبوی رییس ناسا انجام داد که حتی پیش از اعلام تصمیم این نهاد ویدیویی در حمایت از همتی منتشر مرد و سواترین حرکت را حزب ندای ایرانیان به نمایش گذاشت. حزب از همتی حمایت کرده ولی سخنگوی حزب در دیدار با رییسی حضور داشت.) شرکت سران اصلاح طلب از خاتمی و کروبی تا جهانگیری و حسن خمینی در انتخابات و از سوی دیگر، عدم شرکت قاطبه بدنه جنبش سبز که به تأسی از رهبر محصور جنبش، مهندس موسوی، در خانه نشستند و اسیر این صحنه آرایی خطرناک نشدند.

این شکاف مهم، پس از عدم حمایت ناسا از روندهای موجود، نشانه جدی از انشعاب و شکافی غیرقابل پرشدنی در رأس اصلاح طلبان است. نتیجه انتخابات هرچه می شد، این شکاف باقی خواهد ماند و پیروزی یا شکست همتی، جز پررنگتر کردن آن نقشی نمی داشت. اگر پیروز می شد، مدعیان پیروزی وی، یاران سابق خود را به نادانی سیاسی متهم می کردند و حال هم که شکست خورده، کسانی که در ناسا به عدم مشارکت فراخوانده اند، مدعی صحت تحلیل از یک سو و از سوی دیگر البته متهم به دست داشتن در شکست همتی از سوی طرفداران مشارکت خواهند بود. ازینرو شکاف رخ داده، جدی است و نشانه های آنرا از همان فردای انتخابات ۹۶ و فریبکاری‌های شیخ فریبکار، حسن روحانی، می شد در فضای اصلاح طلبان رصد کرد. پیگیری ادبیات طرفداران هر دو سوی طیف در توییتر و فضای مجازی، جدی بودن اختلاف را به روشنی نشان می دهد.
طرفداران مشارکت در انتصخابات اخیر به سرکردگی حزب کارگزاران و روسای منفعت طلبش، و طرفداران عدم مشارکت به رهبری حزب اتحاد صف بندی آینده این جبهه سیاسی را نمایندگی خواهند کرد. بیانیه ۱۸۵ نفری طرفداران مشارکت و رأی به همتی و بیانیه ۱۱۰ نفری در تحریم انتخابات نماد اصلی این دو جریان است. جایگاه معنوی و سیاسی سیدمحمد خاتمی که کوشید در میانه این دو جریان قرار گیرد، البته محل توجه است و اینکه در انتخابات شرکت کرد، امر مهمی است هرچند با شناخت ما از روحیه های محافظه کارانه وی، مشارکتش در انتخابات حتمی بود.
در سوی دیگر ماجرا، اما احزابی که به عدم مشارکت و اعلام حمایت از همتی روی آوردند، گام نهایی و البته محتوم بازگشت به جنبش سبز و جامعه مدنی را پیش روی خود خواهند داشت. جایگاه شخصیتی چون مصطفی تاج زاده و صراحت و شجاعت وی در نقد وضع موجود و باعث و بانی اصلی آن یعنی نهاد ولایت مطلقه فقیه، ظرفیت و توانی است برای ورود به سیاست ورزی جامعه محور و البته حضور صریح و شفاف در نقد روندهای ساختاری، بن بست های جدی، میل تام و تمام رأس قدرت به خلافت فقهی و دیکتاتوری نظامی / امنیتی با روپوش مشروعیت اسلامی.

۳- آینده سیاسی ایران پس از انتصخابات اخیر، متشکل از دو نیروی کلی است: طرفداران وضع موجود (اصولگرایان و اصلاح طلبان به رهبری سیدمحمد خاتمی و احزابی که در انتصخابات شرکت کردند) و طرفداران گذار خشونت پرهیز و مدنی از وضع موجود (مجموع تحول خواهان، جنبش سبز و اصلاح طلبانی چون تاج زاده و اغلب اعضای حزب اتحاد  که با عدم مشارکت در انتصخابات اخیر، پایانی بر اصلاح طلبی در چارچوب نظام را اعلام می کند). این صف بندی جدید، فضای مبهم و غبارآلود سالهای اخیر را روشن تر می کند و جایگاه و وزن دو نیروی سیاسی درگیر در این فضا را مشخص تر نمایندگی خواهد کرد. سیدمحمد خاتمی در این فضا برای مردم تفاوتی با دیگر اصولگرایان که در نمایش انتخابات مشارکت می کنند ندارد و برای مردم دوگانه اصولگرا/ اصلاح طلب پس از جنبش سبز به کمترین میزان تفاوت رسیده است. اما در سوی تحول خواهان، جدا از جایگاه معنوی رهبر محصور جنبش سبز که با بیانیه اخیرش، تکلیف آنچه به اسم انتخابات در جریان است، روشن کرد، تجمیع تمام کسانی که در این فضا، دست از مشارکت شسته اند، اصلی ترین کارویژه خواهد بود برای ساماندهی نیروها و همنظری در روشهای گذار خشونت پرهیز به فردای جمهوری اسلامی.

۴– بدنه اجتماعی این جریان جدید و جدی البته بسیار متنوع و حاوی و حامل فرصتهای بی‌شمار ساماندهی و همکاری است. از زندانیان سیاسی و خانواده هایشان، خانواده های کشته شدگان دی ۹۶ و آبان ۹۸ تا روشنفکران و روزنامه نگاران و فعالان سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه. پس از پایان این نمایش انتصخاباتی، مجموعه تحریم کنندگان و رأی ندادگان، اصلی ترین پایگاه و جایگاه طرفدار گذار خشونت پرهیز و مدنی به فردای نظام مستقر خواهند بود.
سخنرانی امروز رهبر نظام نیز بار دیگر نشان داد مشارکت پس از کودتای شورای رهزنان قانون اساسی، اصلی ترین دغدغه ذهن دشمن محور وی است و تلاش می کند هرچه در توان دارد برای بالا نشان دادن تعداد آرا به کار گیرد، ولو در نهایت با عددسازی و انتخاب سازی آنچنان که در کودتای ۸۸ رخ داد. این دغدغه، بهترین نشان دهنده اولویت سیاسی و اخلاقی جنبش تحریم است و اگر این بار این هم‌افزایی بی نظیر، به سر منزل مقصود برسد، فرصتهای فراوانی برای پیشرانی امر سیاسی جامعه محور فراروی جامعه مدنی و طبقات اجتماعی قرار خواهد داد.

بازگشت به صفحه اول