زیتون: «کلاب‌هاوس در زیتون» ستونی است روزانه که به اتاق‌های سیاسی این شبکه اجتماعی سرک می‌کشد…

***

قطار فساد قالیباف همچنان می‌تازد

روز گذشته باز هم کلاب هاوس بی‌خیال قالیباف نشد. نقش اول بزرگترین مفاسد اقتصادی معاصر ایران که تا به امروز حتی یک گوشه از چکمه‌اش بابت این افشاگری‌ها گِلی نشده،  باز هم احتمالا به همان روش همیشگی سعی کرد از مهلکه فرار کند و به نظر می‌رسد موفق هم بوده. درحالی که کلاب هاوسی‌ها هنوز در اتاق‌هایشان در حال تفسیر این اتفاق بودند، ناگهان خبرگزاری ایرنا متوجه شد که در مورد قالیباف اشتباه فکر ‌کرده و آن خبر و جداول را از خروجی‌اش حذف کرد و پس از آن طی یک بیانیه‌ای همه تقصیرها را گردن خبرنگارِ اقتصادی از همه جا بی‌خبرش انداخت. پس از چند روز سکوت تیم قالیباف در این مورد و اعتراض یکصد نماینده مجلس و همچنین مانور رسانه‌ها بر روی بودجه نجومی، قالیباف توانست یک برگ برنده برای این بازی رو کند و توپ را به زمین رسانه‌ها بیاندازد. اینکه نمایندگان مجلس چگونه راضی شوند را هم طبیعتا قالیباف از زمان شهرداری‌اش بلد است.

اما وسط این بازی عده‌ای جوانان اصولگرا به همراه چند جوان اصلاح‌طلب یک اتاق راه اندازی کردند با عنوان « قالیباف، استمرار فساد و ابهامات جریان ارزشی/ انقلابی» تا در مورد تکذیبیه ایرنا صحبت کنند. بخشی از اصولگرایان در این اتاق، جریان اصلاحات را متهم کردند که برای اینکه رسوایی ظریف را به حاشیه ببرند این بازی را با خلبان راه انداختند. برخی جوانان اصلاح‌طلب هم که در این گروه حضور داشتند گویی تکذیبیه ایرنا فصل‌الخطابشان باشد از کرده خود پشیمان شده بودند و از حاضرین در گروه بابت حرف‌های پیشین‌شان در مورد قالیباف عذرخواهی کردند و به ایرنا تاختند که باید حواسش را بیشتر جمع می‌کرد و این کوتاهی را گردن خبرنگار نمی‌انداخت و تا آنجا پیش رفتند که برای دلجویی از قالیباف پیشنهاد دادند رئیس ایرنا بابت این خبر استعفا دهد.


از آن‌سو جوانان اصولگرا هم معتقد بودند تکذیبیه فایده ندارد و در بهترین حالت ۲۰ تا ۳۰ درصد از مردم تکذیبیه را باور می‌کنند. آنها این وسط گریزی هم به یاشار سلطانی و افشاگری‌هایش در مورد املاک نجومی شهرداریِ قالیباف زدند و معتقد بودند تخم لق این مدل خبرها و «افشاگری‌های بی‌پایه!» علیه قالیباف را او راه انداخت. یکی از جوانان اصلاح‌طلب اما با عصبانیت حرف‌های آن فعال اصولگرا را قطع کرد. ولی بر خلاف چیزی که فکر می‌کنید او نخواست که از افشاگری های یاشار سلطانی حمایت کند بلکه با لحنی شدیدتر از فعالین اصولگرا گفت: «این آقای یاشار سلطانی بارها با آبروی افراد بازی کرده است و بعد از تکذیبیه‌هایی که به او داده‌اند حاضر نشد که بابت کرده‌ی خودش معذرت خواهی کند و اساسا این مدل خبرنگاریِ بی پایه و اساس و تهمت زنی‌ها مورد تایید ما نیست.»

یاشار سلطانی اما یک اتاق آن طرف تر با عده‌ای دیگر کماکان مشغول بررسی آخرین فساد قالیباف بود. اما پیش از آن یکی از فعالین احزاب اصلاح‌طلب چیزی به زبان آورد که شاید رفتار بعضی اصلاح-طلبان اتاق قبلی را بشود با دانستن آن بهتر تحلیل کرد. این فرد اعلام کرد که برخی افراد مرکزی در حزب اعتماد ملی و چند حزب دیگر اصلاح طلب و همچنین حزب موتلفه از قالیباف به عنوان نامزدی نام بردند که حزب باید از کاندیداتوری آن‌ها حمایت کند. او البته تاکید کرد که این مساله هنوز تبدیل به نظر این احزاب نشده است اما برخی افراد این پیشنهاد را به روی میز حزب گذاشته‌اند همانطور که برخی دیگر هم آقای لاریجانی را که یک اصولگرای ذاتی‌ست را به عنوان نامزد پیشنهادی معرفی کرده‌اند. او تاکید کرد که این پیشنهادات به دلیل منافع مالی و شخصی صورت گرفته است و این اتفاق هم از زبلی حاج باقر است که توانسته است از بحث مالی برای پیشبرد اهدافش استفاده کند.

کلاب‌هاوس‌های قبلیِ ما را هم دریابید:

یکی از حامیان قالیباف در این گروه اما  گفت که درست است که همیشه در کنار تیم آقای قالیباف متاسفانه حواشی خاصی وجود داشته است اما نمی‌دانم قسمتش این بوده یا اصل داستان چه بوده است. اما مشکل قالیباف این است که از لحاظ رسانه‌ای نمی‌تواند خوب فعالیت‌هایش را پوشش بدهد. اما واقعیت این است که قالیباف کارآمد هست و برخی نمایندگان مجلس هم دیروز می‌گفتند که فقط آقای قالیباف می-تواند این شرایط بد اقتصادی را درست کند. شما این دوره شهرداری را با دوره قالیباف مقایسه کنید. من کاری به مقروض شدن شهرداری بعد از ایشان ندارم اما در دوره ایشان چند پل ساخته شد؟ یا چند ایستگاه مترو افتتاح شد؟

یکی از کاربران دیگر با طعنه به این صحبت‌ها جواب داد و گفت وقتی یک نفر ۱۲ سال شهردار می-شود خب حالا چهارتا پل هم بسازد کار خاصی انجام نداده است که. ایشان به نرخ آن روز ۵۳ هزار میلیارد تومان بدهی به بار گذاشته که با بدهی بانک ها و دیرکردها به ۶۳ هزار میلیارد رسیده است خب این‌ها میراث قالیباف برای شهرداری بعدی بوده است که باعث شود بخشی از توان مالی شهرداری صرف بدهی های قالیباف شود و در این شرایط نمی شود پروژه بزرگ اجرا کند.

مهدی مهدوی آزاد هم در مورد پل سازی‌های قالیباف اشاره‌ای به پل‌سازی در تاریخ شهر تهران کرد و از این گفت که تا الان حدود ۷۵۰ پل در تهران ساخته شده است یعنی به طور متوسط سالی ۷-۸ پل یعنی در ۱۲ سال آقای قالیباف اگر ۹۶ پل میساخت تازه به اندازه استاندارد عمران تهران می‌شد. او گریزی هم می‌زند به همه‌ی شاهکارهای قالیباف تا به امروز و می‌گوید: «آقای عیسی شریفی دست راست قالیباف بود. پرونده فسادش تاریخی اس‌ست، می‌گویند این قبلش بود. می‌گیم زمان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳هزار نفر را در‌شهرداری استخدام کرد و چند هزار نفر حقوق الکی در مترو داد و به مداح‌ها سرویس داد. میگن ثابت کن. حقش بوده. می‌گیم مجلس قرار بود از شهرداری قالیباف تحقیق و تفحص بکند و میرسلیم می‌گوید ۶۵میلیارد تومن آقای قالیباف رشوه داده میگن بفرستید دستگاه قضایی تا بررسی کنیم و آخرش هیچ. آقای محمود میرلوحی می‌گوید بنیاد تعاون سپاه ۴هزار میلیارد تومن به شهرداری بدهکار بود اما قالیباف نگرفته میگن رفته دستگاه قضایی رسیدگی بشه. آقای نجفی می گوید قالیباف در عباس آباد زمین داده فلان جا باز یه داستان دیگه. شورای شهر گزارش میده قالیباف با ناجا قرارداد صوری بسته بعد به شورای شهر حمله می‌کنند. گزارش میره سازمان بازرسی که ۲هزار میلیارد تومان ماجرای املاک نجومی‌ست باز بهونه دیگه‌ای میارن و قوه قضاییه میره یاشار سلطانی رو میگیره. گزارش درمیاد ۶۰میلیارد تومن و سه تا زمین داده به خیریه همسرش باز دوباره یک داستان دیگه. اگر کسی باشه این حجم پرونده و این حجم حرف رو هنوز سرش شک داشته باشه یا نخواد بپذیره کسی نمیتونه کاری کنه».

واکسنی برای کارگران افغانستانی‌ نیست!

اتاق دیگری هم در کلاب هاوس روز گذشته به راه افتاد تا در مورد دومین سواستفاده مدیران شهری در رابطه با تزریق خارج از نوبت واکسن کرونا صحبت کنند. اتفاقی که هفته پیش در آبادان و این هفته در تهران رخ داد. اسم اتاق «واکسن خواری از شهرداری آبادان تا شهرداری تهران» بود. دقایقی بعد از شروع این اتاق و با استارت انتقادات از مدیریت شهردای تهران، و به دلیل حضور علیرضا وهاب‌زاده در این اتاق، چند نفر از مدیران شهرداری مانند امید محدث و غلام محمدی که از طرف شهرداری تهران به عنوان نمایندگان شهرداری تهران در این اتاق بودند، اتاق را ترک کردند.


پس از آن بود که محمدجواد حق شناس از اعضای شورای شهر به این روم آمد تا پاسخ سوال‌ها را بدهد.
پیش از خروج از اتاق، امید محدث در رابطه با واکسن پاکبان‌ها سعی کرد از بهانه تراشی شهردار آبادانی درس بگیرد و به جای اینکه مانند شهردار آبادان بگوید برای ریختن ترس پاکبان‌ها واکسن زدند؛ تعریف پاکبان را به گستره شهرداری وسعت داد و گفت: «زمانی که سهمیه واکسن برای پاکبان‌ها دریافت کردیم، منظور تنها نیروهایی نیست که در خیابان ها مشغول کار هستند درحالی که تمامی افراد شاغل در این حوزه حتی نیروهای پشت میز نشین نیز در شمار پاکبان‌ها در می‌آیند.»
در این اتاق ادعا شده بود که شهرداری مشغول مکاتبه با وزارت بهداشت برای دریافت سهمیه واکسن شهروندان افغانستانی مشغول به کار در این نهاد هستند اما علیرضا وهاب زاده چنین مکاتبه‌ای را تکذیب کرد.
به گفته نمایندگان شهرداری به کارگران افغانستانی به دلیل نداشتن کد ملی، به رغم اینکه آن‌ها جزو گروه‌های پرخطر هستند واکسن تزریق نشده است.
سعید سلطانی، کارمند سازمان ملل در ایران، گفت که سازمان ملل برای هر کارگر افغانستانی که در ایران زندگی می‌کند و مشغول به کار است به دولت ایران سوبسید می‌دهد، چطور ممکن است آن ها را واکسینه نکنید؟
محمدجواد حق شناس، عضو شورای شهر تهران اما ضمن پذیرفتن خطای شهرداری گفت که نباید به شکلی از شهرداری انتقاد کنیم که جناح مقابل از فرصت پیش آمده سو استفاده کند: «مسئولان شهرداری گمان کردند که شاید با اعلام پوزش‌خواهی رسمی و حالا شاید افشای چند نام در سامانه شفافیت موضوع خاتمه می‌یابد.»
او همچنین خواستار آن شد که شهرداری به سرعت به شورای شهر و مردم پاسخ بدهد و با متخلف برخورد شود.
«هر کس که عنوان پاکبانی دارد، چه ایرانی چه افغانستانی باید واکسن بگیرد. اگر مشخص شود افرادی که در این سمت هستند و به دلیل ملیتشان نتوانستند واکسن دریافت کنند، باعث خجالت‌زدگی همه ما خواهد شد.»
محمد حیدری مدیر مسئول رویداد ۲۴ که افشا کننده این رسوایی بود گفت آیا شهرداری منتظر است که ما گزارش مناطق دیگر را همین روند در آن ها رخ داده است منتشر کنیم؟ بدانید که در تمامی مناطق اتفاقات مشابهی افتاده.
در این گروه مشخص شد که خیلی از کارمندان شهرداری اقوام خود از جمله برادر، همسر و …. را نیز برای تزریق واکسن معرفی ‌کردند. حتی در یک مورد یکی از کارمندان شهرداری گفته است خودم واکسن نمی‌خواهم اما به مادرم واکسن بزنید.

بازگشت به صفحه اول