پوران شریعت‌رضوی؛ چشمان همیشه نگران زن ایرانی

دکتر پوران شریعت رضوی دارای دکترای ادبیات از دانشگاه سوربن فرانسه هرچند همیشه در بطن سیاست زیست اما خود سیاسی نبود.

در هفت سالگی برادرش علی اصغر را در دفاع از استقلال میهن در برابر ورود ارتش بیگانه(شوروی) از شمال در مرز آذربایجان از دست داد.

در ۱۹ سالگی برادر دیگرش مهدی(آذر) را در حمله استبداد و استعمار به دانشگاه در ۱۶ آذر ۳۲ از دست داد.
در ۲۴ سالگی او که از یک خانواده مذهبی مدرن بود به همسری مردی درآمد شوریده و آرمانگرا اما از یک خانواده تماما روحانی و روحانی زاده. در همین ابتدا نیز این وصلت دو خانواده ناهمگن با شگفتی و مخالفت فضای ارتجاعی یک شهر سنتی کام او را تلخ کرد. اما او همیشه پرانرژی بود و استوار و صبور.

در ۴۳ سالگی شویش را در فاصله ای دور و در غربت از دست داد؛ شویی که نتوانست با او وداعی از نزدیک کند.

در ۴۷ سالگی در حالی که گفته می شد همسرش معلم انقلاب بوده است (انقلابی که او هیچ تبلیغ و شتابی در آن قبل از رسیدن به آگاهی و خودآگاهی نداشت)؛ درست در روز سالمرگ همسرش، در ۲۹ خرداد ۱۳۶۰ شاهد حمله سربازان و نیروهای متحجر برآمده از حکومت پس از انقلاب و ایلغار خانه اش بود.

زان پس نیز با آواره شدن فرزندانش این نگرانی همیشگی اش از جایی به جایی و ازفردی به فردی دیگر انتقال یافت. اما او همچنان با صبوری و شوخ طبعی و سخت کوشی همیشگی اش که در طول عمر با تحمل سختی و فقر و فشار در یک زندگی پر فراز و نشیب برخود هموار کرده بود، دوری فرزندانش را به امید بازگشت آنان به انتظار نشست.

با بازگشت فرزندانش حالا او که همیشه سعی داشت خود و خانواده زخم دیده اش را از سیاست دور نگه دارد، حال نگران پسرش و دخترانش از نسلی تازه بود که خود مستقیما کنشگر عرصه سیاسی و اجتماعی و علمی بودند. نگران اینکه مراسم سخنرانی کدامیک مورد فشار و حمله خواهد بود و کدامیک از شغلش محروم خواهد شد و مصاحبه و نوشته کدامیک ممکن است از مرزهای قابل تحمل فراتر برود. مارگزیده ای که همیشه و از هر ریسمان سیاه وسفیدی می ترسد و می هراسد و نگرانی در او نهادینه شده است. نگرانی ای که گویی از اعماق تاریخ ما می آید و در کنه ضمیرمان ریشه دوانده است…
.

..اینک او در میان ما نیست. اما مطمئنم چشمانش همچنان نگران ماست؛ به عنوان یک خواهر، یک همسر، یک مادر و شاید به عنوان چشمان همیشه نگران «مام» وطن.

این چشمان خسته کی از نگرانی این سرزمین محنت کش و بلازده استبداد و ارتجاع و استیلا نجات پیدا خواهد کرد!؟ خدا می داند…

Recent Posts

مسئولیت و اختیار انسان در برابر جهنم و مجازات

زیتون-احمد فعال: یادداشتی را یکی از دوستان لطف کردند و از کانال نقدآگین با عنوان…

۱۰ مهر ۱۴۰۵

انسان دشواری وظیفه است

اگر به ایران برگردم چه خواهم گفت

۱۰ مهر ۱۴۰۵

اعتبار فرآیندی محاکم؛ پاشنه آشیل انسجام داخلی و دیپلماسی بین‌المللی

  مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادی‌ترین کارکردهای نظام حقوقی در…

۰۷ شهریور ۱۴۰۵

قدرت، دریا و ایران؛ کالبدشکافی یک روایت ژئوپلیتیک

نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحران‌ها در…

۰۷ شهریور ۱۴۰۵

تجربه دینی و بحران درک واقعیت در جهان مدرن

تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…

۰۷ شهریور ۱۴۰۵

نقدی بر «انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر»

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…

۰۷ شهریور ۱۴۰۵