زیتون– محمود بهشتی لنگرودی و اسماعیل عبدی، دو معلم زندانی، به آتش‌سوزی مدرسه‌ای در زاهدان و سوختن دانش آموزان واکنش نشان دادند.

در این یادداشت که توسط انصاف نیوز منتشر شده٬ آمده است که واژگونی بخاری نفتی در کلاس مدرسه‌ی غیردولتی «اسوه‌ حسنه» در زاهدان که منجر به سوختگی شدید چهار دانش‌آموز دختر و در نهایت مرگ آنها شد دل‌های بسیاری را به‌درد آورد. رسانه‌ها همچون گذشته، چند روزی اخبار مربوط به این حادثه را پوشش می‌دهند و پس از آن همه چیز به فراموشی سپرده می‌شود و تنها چیزی که باقی می‌ماند رنج و دردی است که تا پایان عمر به همراه آسیب‌دیدگان یا بازماندگانشان خواهد بود.

این معلمان زندانی با برشمردن هفت حادثه مشابه طی سال‌های اخیر این سوال را مطرح کرده‌اند که «بودجه‌ی آموزش و پرورش کجا هزینه می‌شود؟»

محمود بهشتی لنگرودی و اسماعیل عبدی در ادامه تاکید کردند: «مسوولان آموزش و پرورش مدعی هستند که نزدیک به ۹۸ درصد از بودجه‌ی آموزش و پرورش صرف مسایل جاری بویژه حقوق پرسنل می‌شود و در واقع با رقم باقی مانده نمی‌توان نیازهای دیگر مدارس را مرتفع نمود و تازه همین بودجه‌ی سالانه هم همواره با کسری مواجه است و بعضا در پرداخت حقوق حداقلی معلمان نیز دچار مشکل می‌شوند.»

آن‌ها همچنین هشدار دادند: «کسانی‌که مردم را از سوریه‌ای شدن می‌ترسانند، خود از تونس شدن کشور جلوگیری کنند.»

به نوشته این معلمین زندانی شاید مسوولان کشور ما از سکوت مردم خرسند و یا حتی متعجب باشند و وقتی که می‌بینند علیرغم همه‌ی ناملایمات و دشواری‌ها، بویژه تورم سرسام‌آور و افسارگسیخته و فقر و بیکاری و فساد هیچ اعتراض جدی صورت نمی‌گیرد دچار اشتباه محاسباتی شوند و تصور کنند که اوضاع همیشه بر همین منوال خواهد بود. اما سنت‌های تاریخی و الهی گواه این واقعیت است که هیچگاه هیچ سیستمی با فساد و ظلم دوام نخواهد آورد و ایران نیز از این قاعده مستثنی نمی‌باشد و به تعبیر قرآن هنگامی که «اجل فرارسد نه یک ساعت تاخیر می‌افتد و نه یک ساعت جلو خواهد افتاد.»

آن‌ها همچنین در پایان هشدار دادند: «حوادث دی‌ماه سال گذشته هشداری بود برای شنیدن صدای مردم و تلاش برای اصلاح رویه‌ها و اشتباهات و جبران کاستی‌ها و رفع نارضایتی‌ها؛ اما بعد از گذشت یک‌سال از حوادث مذکور و برخلاف برخی وعده‌ها تصمیم جدی برای اصلاح امور مشاهده نمی‌شود و هیچ‌یک از جریانات اصلاح طلب، اعتدال‌گرا، اصولگرا، برنامه‌ی مشخصی برای بازگرداندن اعتماد به مردم ارائه نکرده‌اند و ظاهرا نفوذ در قدرت و حفظ آن تنها استراتژی مشخص جریانات سیاسی حاکم بر دستگاه‌ها است.»

بازگشت به صفحه اول