کسانی که با زندگی دانشمند و انسان بزرگی چون آلبرت اینشتاین آشنا باشند، می‌دانند که او در خانواده‌ای اهل کتاب و عاشق ادبیات بزرگ شد. ازاین‌رو او از کودکی با افسانه‌ها و به نوعی با ادبیات کودک آشنا بود. خود او در اوج شهرت و محبوبیت، بارها رمز کامکاری‌اش را نه حاصل دانش علمی و مطالعات گسترده درباره‌ ریاضی و فیزیک، که ناشی از تخیل خلاق خویش می‌دانست و این تخیل را نیز رهاورد علاقه شدیدش به افسانه‌ها در دوران کودکی و بعد عشق به ادبیات می‌شمرد. روزی پس از یک سخنرانی، مادری پسرش را نزد او آورد و گفت «جناب پروفسور، پسرم ریاضی‌اش ضعیف است، لطفا راهنمایی‌اش کنید.» اینشتاین پاسخ داد «پسرم افسانه بخوان.» مادر با حیرت گفت: «ریاضی‌اش ضعیف است نه ادبیات‌اش!» اینشتاین با تأکید بیشتری به پسر رو کرد و گفت «پسرم برای تقویت ریاضی‌ات، افسانه بخوان!» حتی در جایی خواندم که گفته بود «آنقدر که از داستایوفسکی ریاضیات آموختم، از ریاضیدانی چون گاس نیاموخته‌ام.» اما با کمال تأسف در ایران چه در آموزش و پرورش و چه در خانواده‌ها، ادبیات یکی از خوارترین و بی‌اهمیت‌ترین درس‌هاست.
بدتر از همه، خارج از کتاب‌های درسی، تنها کتاب‌هایی که فروش چشمگیری دارند، کتاب‌های کمک‌درسی است. از آن هم که بگذریم بارها در نمایشگاه کتاب شاهد بوده‌ام حتی خانواده‌هایی که به کتاب غیردرسی اهمیت می‌دهند، کتاب‌های علمی و غیرداستانی nonfiction برای بچه‌هایشان خریداری می‌کنند؛ همگی به فکر این هستند که فرزندشان دانشمند شود!
غافل از اینکه اگر بچه فکر خلاق نداشته باشد و تخیل سرشار، هرگز در بزرگسالی قدرت فرضیه‌سازی و حتی قوه ابتکار نخواهد داشت.
باری، روز جهانی کتاب کودک در ایران، تنها توسط چند نهاد ازجمله شورای کتاب کودک به عنوان قدیمی‌ترین نهاد مدنی ادبیات کودک و البته انجمن نویسندگان کودک جدی گرفته می‌شود و هرساله دیدارها و برنامه‌هایی برگزار می‌کنند، درواقع زادروز هانس‌کریستیان آندرسن انگیزه و نمادی است برای یادآوری اینکه کتاب کودک و ادبیات کودک مهم است، چون کودک مهم است؛ اما جا دارد از دست‌اندرکاران و برنامه‌ریزان کلان فرهنگی بپرسیم که در این چند دهه چه برنامه‌هایی بــرای گستـــرش کتاب‌خوانی و افزایش تیراژ و تعالی کتاب کودک داشته‌اند؟ چرا اکنون با جمعیتی حدود ۸۰میلیون نفر، قدر مطلق تیراژ کتاب کمتر از یک‌سوم پیش از انقلاب و یک‌پنجم چند سال آغازین انقلاب است. نگویید که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ازسوی آموزش و پرورش متولی رسمی ادبیات کوک است، بلکه بفرمایید مجموعه بودجه ادبیات کودک و کل سرمایه در گردش کتاب کودک اعم از بخش دولتی و خصوصی چقدر و متوسط شمارگان کتاب کودک چقدر است؟ من در جلسه‌ای شرکت داشتم که یکی از مدیران فرهنگی با ذکر آمارهای رسمی تیراژ متوسط کتاب را صوری ۱۰۰۰ و عملی ۵۰۰ نسخه اعلام کرد!
آیا این فاجعه نیست؟ در کشوری که از بام تا شام شعار «تنها انقلاب فرهنگی تاریخ جهان» سر می‌دهد، این وضعیت پذیرفتنی نیست.
باید از فراکسیون کودک مجلس پرسید، در این دوسال‌واندی که از تشکیل این فراکسیون گذشته برای کودکان و ادبیات کودک چه کرده‌اند و چه برنامه‌هایی داشته‌اند؟ اگر از جنبه فرهنگی ادبیات و کتاب کودک را خوار می‌شمارید، دست‌کم از جنبه اقتصادی به جایگاه کودک و آموزش و پرورش و تعالی و اخلاق به آن بنگرید؛ داگلاس نوث، برنده جایزه نوبل اقتصادی می‌گوید: اگر می‌خواهید ببینید که کشوری توسعه می‌یابد یا خیر؟ سراغ سطح فناوری در کارخانه‌ها و ابزار و تجهیزاتی که استفاده می‌کنند نروید، اینها را می‌‌توان خرید یا دزدید یا کپی کرد! برای دیدن توسعه بروید و دبستان‌ها و پیش‌دبستان‌ها را ببینید. ببینید که چگونه بچه‌ها را آموزش می‌دهند. اگر کودکان را پرسشگر و جست‌وجوگر، خلاق، نظم‌پذیر، خطرپذیر، دارای روحیه گفت‌وگو و تعامل، دارای روحیه مشارکت‌ جمعی و همکاری بار بیاورند، این کودکان انسان‌ها و شخصیت‌هایی خواهند شد که می‌توانند توسعه ایجاد کنند.
بگذارید سخنم را با نقلی از یک بانوی فرهیخته و نظریه‌پرداز تعلیم و تربیت و استاد ایرانی ادبیات کودک به پایان ببرم که اکنون به دلیل کهولت در کنج عزلت، خانه‌نشین است. توران میرهادی، بانوی فرهنگ‌پرور و کودک‌پرور درباره نقش ادبیات کودک و کتاب کودک می‌گوید: «ادبیات جنبه آموزشی و پرورشی بسیار مهمی در شخصیت‌سازی کودکان و نوجوانان دارد؛ به‌این‌ترتیب که ذهن کودک و نوجوان در حین مطالعه یک قصه یا داستان، با زندگی قهرمانان اثر و با ارزش‌های گوناگون و خوب و بد شخصیت‌ها درگیر می‌شود که به‌طور طبیعی در او انگیزه و شوق همسازشدن با قهرمان دانا و شجاع و محبوب اثر را به‌وجود می‌آورد. کودک و نوجوان از طریق ادبیات با مسائل و مشکلات مختلف آشنا می‌شود، راه‌های گوناگون روبه‌روشدن با مشکلات را می‌بیند و در تجربیات قهرمانان اثر شریک می‌شود، این تجربیات باعث می‌شود میدان دید و تخیل، قدرت تفکر و سازندگی ذهن او گسترش یابد و برای رویارویی با پیش‌آمدهای واقعی زندگی آینده‌اش آمادگی پیدا کند. بنابراین ادبیات می‌تواند یکی از اصلی‌ترین ابزارهای پرورش معنوی کودک به‌شمار بیاید.»
منبع: روزنامه وقایع اتفاقیه

بازگشت به صفحه اول