واکنش‌ها به روحانی‌؛

تلاش روحانیون محافظه‌کار برای انکار هم‌زیستی اسلام و دموکراسی

زیتون-‌مهدی تاجیک: سخنان حسن روحانی درباره این که امام اول شیعیان٬ نظر و انتخاب مردم را مبنای ولایت و حکومت می‌دانست با واکنش‌های شدیدی از سوی روحانیون حکومتی روبرو شده است. روحانی در سخنرانی خود گفته بود:«انتخابات و آرای مردم که ما امروز دنبالش هستیم، پیروی از تفکر غرب نیست. رأی و نظر مردم هدیه دنیای غرب بعد از رنسانس برای ما نیست. ما دارای مذهب و مرام و دینی هستیم که امیرالمومنین مبنای حکومت و فرمانروایی را، رأی مردم می‌داند.»

ارجاع دادن انتخابات به شیوه رهبری امام علی در دوران خلافت‌اش حالا باعث ناخشنودی شدید روحانیون محافظه‌کاری شده است که برای ولایت در اسلام یک شان الهی قائل هستند و آن را ناشی از اراده خداوند می‌دانند.

نفی دموکراسی در اسلام

ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید ساکن در قم طی واکنشی به سخنان اخیر روحانی گفته است که:«انتخاب حاکم در اسلام به عهده مردم نیست، بلکه “خداوند باید ولی را تعیین کند.» او با طعنه به رییس جمهور گفته«آیات درباره ولایت در قرآن زیاد است، شما تنها یک جمله از نهج البلاغه (مجموعه سخنان و نامه‌های امام علی) را دیدید و بحث کردید. در حالی که یکی از مسلمات مذهب شیعه این است که امام را خدا و نه آرای مردم تعیین می‌کند.»

محمدتقی مصباح یزدی از دیگر روحانیون شناخته‌شده محافظه‌کار نیز به سرعت دست به کار پاسخ‌گویی شد و به نفی استدلال روحانی درباره منشاء مردمی خلافت امام اول شیعیان پرداخت. او حسن روحانی را به ناآگاهی درباره مبانی فقهی ولایت امام علی متهم کرده و پرسیده است:« آیا شما می‌پذیرید که یک مسلمان ایرانی در این عصر این اندازه بی‌اطلاع باشد که چنین فکر کند؟» شنیدن چنین سخنانی از سوی مصباح یزدی به هیچ عنوان تازگی ندارد و او از اصلی‌ترین تئوریسین‌های محافظه‌کاران در نفی انتخابات به عنوان شیوه مورد پذیرش برای حکم‌رانی به شمار می‌رود.

‌تشویق مراجع برای واکنش به روحانی

رسانه‌های اصول‌گرایان هم در یک اقدام مشترک با انتشار مواضع روحانیون محافظه‌کار تلاش کرده‌اند تا مبنای سخنان حسن روحانی را زیر سوال برده و ایده‌ سازگاری اسلام با رای مردم را ناموجه جلوه دهند. قاسم روانبخش دبیر سیاسی نشریه پرتو سخن در یادداشتی که وب‌سایت رجانیوز آن را منتشر کرده است مدعی شده:«آقای روحانی با این حرف ها می‌خواهد اصل مشروعیت ولایت امام معصوم ع را بزند تا ولایت فقیه را که مشروعیت‌اش از نصب عام امام معصوم نشات می‌گیرد زیر سوال ببرد؛ تا جلوی پروسه بنی صدری شدن وی که مقام معظم رهبری نسبت به آن هشدار داده‌اند، بگیرد.»

او همچنین گفته که روحانی «میخواهد این گونه وانمود کند که مردم به هرکسی که رای دادند مشروع است و حتی امیر المومنین علیه السلام نیز باید از او اطاعت کند. اکنون که او دوباره رای آورده است همه از جمله امام خامنه‌ای نیز باید از او اطاعت کنند و حرف بشنوند.»

در همین حال رجبی دوانی که خبرگزاری تسنیم او را «دارای دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی از دانشگاه تهران و عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین» معرفی کرده است نیز به تندی نسبت به اظهارات اخیر روحانی واکنش نشان داده است. او در گفتگویی با این رسانه مدعی شده که «متأسفانه خود شخص رئیس‌جمهور در همین جریان انتخابات اخیر نشان داد که روشی را در پیش گرفته است که حتی در برخی کشورهای غربی هم سابقه نداشته است، یعنی برای جلب آرای حتی اشخاص معاند نظام جمهوری اسلامی حاضر می‌شود اصول اساسی را نادیده بگیرد و منافع ملی را چوب حراج بزند و با زیر سؤال بردن تاریخ پرافتخار سی و هشت سالۀ انقلاب اسلامی در پی کسب آرای مخالفان هم بر آید، چیزی که حتی در رژیم‌های غربی هم سابقه نداشته است.»

دوانی در همین راستا از «علما و مراجع تقلید» خواسته که ساکت ننشینند چرا که در غیر این صورت ممکن است «در آینده کار به جایی برسد که ولایت امیر‏المؤمنین (ع) نیز به چالش کشیده شود.»

عبرت از یک تجربه ناکام

رویه حسن روحانی دستکم تاکنون این بوده که در مقابل فشار جناح اصول‌گرا به ویژه در زمینه‌های مذهبی ساکت ننشسته و به سرعت پاسخ آنها را داده است. اکنون نیز با بالا گرفتن واکنش‌ها علیه سخنان او درباره هم‌سازی اسلام و دموکراسی احتمال می‌رود که وی در روزهای آتی باردیگر دیدگاه آنان را به چالش بکشد.

روحانی به واسطه پایگاه‌ اجتماعی‌اش که خواهان قرائت‌های دموکراتیک‌تر از حکومت‌داری در جمهوری اسلامی هستند درصدد فرمول‌بندی فقهی از دموکراسی و انتخابات و صندوق رای است. مشابه چنین رویه‌ای در دوران محمد خاتمی هم وجود داشت و رییس‌جمهور دوران اصلاحات با تکیه بر همین عناصر مدام بر شیوه مردم‌سالاری دینی تاکید می‌کرد. پروژه‌ او برای نمایش سازگاری اسلام و دموکراسی با فشارها و مانع‌تراشی‌های محافظه‌کاران ناکام ماند. حالا اما روحانی شاید بخت بیشتری برای به ثمر نشاندن این ایده داشته باشد و تجربه ناکام دوران خاتمی بتواند او را از موانع‌ طراحی شده توسط تندروها عبور دهد.

به اشتراک گذاری بر روی telegram
تلگرام
به اشتراک گذاری بر روی twitter
توییتر
به اشتراک گذاری بر روی facebook
فیس بوک
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
واتزاپ

2 پاسخ

  1. اصلا گیرم که مبنای حکومت باید اله باشد. کدام یکی ازینها، خامنه ای یا مصباح و غیره میتوانند ثابت کنند از طرف خدا حکم دارند؟ حتی مرجعیت هم نداشته اند و بزور برایشان کتاب درست کرده اند. همه مدانند کار مرحوم رفسنجانی بود مگر اینکه حکم الهی همان حکم رفسنکانی باشد و رفسنجانی مرحوم یا خدا بوده، که نمیتوان دباشد چون فوت نمیکرد، یا از طرف خدا حکم داشته بدهد دست خامنه ای که نداشته و چنین حرفی نزده. پس این قصه سرائی ها چیه؟

  2. کار آخوند همین است. بویژه اگر حقوق بگیر چنین حکومتی باشد. تنها بودجه دولتی موسسه امام خمینی(بخوانید مؤسسه مصباح یزدی) در سال گذشته بیست میلیارد تومان بود، این مبلغ در بودجه سال ۹۶ دولت به ۲۸ میلیارد تومان افزایش یافت ! این بجز پولهایی است که از دیگر جاها میگیرد از جمله از آقای خامنه ای. پولهایی که به مکارم میدهند این اندازه نیست ولی در آن باره هم سخن از میلیاردها است. بنابراین نمیشود بیش ازاین انتظاری ازاینها داشت.
    همین مکارم در مجلس خبران نخست نظر موافقی درباره اصل ولایت فقیه نداشت. مصباح نیز نظر مثبتی نسبت به انتخاب خامنه ای نداشت.
    گذشته ازاینها، آزاد شدن مردم از چارچوب مقدساتی که امثال اینها ساخته اند، دروغها و خرافاتی که تبلیغ میکنند برای موقعیتشان خطرناک است. اسلام و پیامر و امام برای اینها ابزار سؤاستفاده هستند. یک نمونه اینکه آقای خمینی که به حکومت رسید در برابر اعتراض ها و هشدارها درباره خطر از بین رفتن اسلام، گفت حفظ اسلام واجب ولی حفظ نظام (نه واجب تر بلکه ) اوجب واجبات است !
    حرفهای اینها هیچ ارزشی ندارد. به آنچه میگویند و تبلیغ میکنند خودشان اعتقاد ندارند. در عمر حدود ۳۸ ساله این حکومت این همه حلال محمد حرام و حرام محمد حلال شد چرا خاموشند و حتا پشتیبانی هم می کنند؟
    دیگر چرا به معاویه اشکال میکنند ؟ آن هم برای روضه خوانی و مردم فریبی است.

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

یادداشت روز

اندیشه

آخرین مطالب