بیانیه ۱۹۱ امضایی درباره بایستههای دفاع میهنی، فراتر از آنچه در ظاهر ادعا میکند، آناتومی کاملی از ماهیت جریان «اصلاحطلبی واقعنگرانه» ارائه میدهد. این جریان با همه ادعای نگرانی از وضعیت کشور، سه ویژگی اساسی دارد که آن را به طور کامل از هرگونه تغییر بنیادین دور میکند.
نخست، نگاه این جریان اساساً به بالا و «فرماندهی» معطوف است، نه به پایین و مردم. بیانیه با تأکید بر «فرماندهی مشترک واحد» و «حفظ همبستگی ملی»، عملاً مردم را موضوع سیاست میداند نه فاعل آن. این همان منطق «سلام فرمانده» است که در آن نخبگان، نقش واسطه میان حاکمیت و مردم را برای خود تعریف میکنند و به جای پرسیدن از خواستهای واقعی مردم، به دنبال تفسیر آنچه برای کشور «مصلحت» است، میروند.
دوم، در حوزه سیاست خارجی، این جریان هیچ فلسفه یا راهحل بنیادینی ارائه نمیدهد و صرفاً با واژگان دیپلماتیک بازی میکند. تأکید بر «مذاکره با هوشیاری» و «آمادگی برای همه سناریوها» در واقع راهی برای عدم اتخاذ موضع جدی در قبال بازتعریف نسبت ایران با نظم جهانی و منطقهای است. این جریان به جای ارائه چشماندازی روشن برای خروج از بنبستهای ساختاری، خود را به بازیهای تاکتیکی محدود میکند.
سوم و مهمتر از همه، این جریان «بازسازی و بازنمایی رضایت» را بر رضایت واقعی مردم مقدم میداند. صحبت از «بازگشت مرجعیت رسانهای به رسانه ملی» و «ساختن دستاوردهای کوچک و بزرگ کردن آنها» نشاندهنده همین رویکرد است. به جای پرداختن به مسائل جدی و بنیادین جامعه، تمرکز بر تولید تصویر و نمایش قرار دارد.
این همان ماهیت اصلاحطلبی (یا مصلحتطلبی) واقعنگرانه است: ابراز وفاداری به حاکمیت برای دفع نشدن از قدرت، تکرار سیاست عادیسازی روابط خارجی بدون ارائه راهحل جدید، و اقدامات سطحی و نمادین برای کاهش نارضایی مردم. در یک کلام، تلاش برای بازنگهداشتن روزنه باقیماندن در قدرت، با اتخاذ سطحیترین شیوههای ممکن برای حل مسائل عمیق و بنیادین در ارتباط با مردم، حکومت و قدرتهای خارجی.
دقیقتر و عمیقتر خواندن بیانیه مشکلات بنیادین و ساختاری این رویکرد را آفتابی میکند. «اصلاحطلبی واقعنگر» از قضا واقعنگر نیست، چون نگاهی کوتاهمدت و سطحی به مسائل دارد. در واقع، مسائل امروز ایران پیچیده و بنیادین اند و نمیتوان آنها را با «ساختن دستاورهای پرشمار کوچک و بزرگکردن آنها» حل کرد. و از «برای ایران» نمیتوان به «سلام فرمانده» رسید – دست کم وقتی پای مردم در این میان است. مردمی که مسائل واقعی را میفهمند.
*نام نویسنده نزد زیتون محفوظ است
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…
درک اندیشهی محمد حنیفنژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکلگیری بحرانهای ساختاری جامعه…
مسئله دینستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفتشناسانه…
در این نوشتار کوتاه تلاش میشود که بین سه مفهوم «جمهوری»، «جمهوریت» و نیز «سلطنت»…
قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…