خبرها

دو خاطره از احمد توکلی

خبر رسید که احمد توکلی درگذشت.

با توکلی در مجلس اول آشنا شدم. بخشی از خاطرات با ایشان را در کتاب «بیم و امیدهای یک انقلابی – روزنوشت‌های مجلس اول شورای اسلامی» آورده‌ام. در آغاز جنبش سبز در ۱۳۸۸، توکلی نامه‌ای خطاب به میرحسین موسوی، کروبی و خاتمی نوشت و در آن وفق مبانی اعتقادی و سیاسی دیرینه‌اش به آنان تاخت و نسبت به نافرمانی از «ولی فقیه مظلوم» هشدار داد و تهدید کرد. در همان زمان، در نقد او مطلبی نوشته و در وب‌سایت جرس منتشر کردم.

اما اکنون که احمد توکلی فوت کرده و درگذشته است، بدون پرداختن به افکار و اعمالش در این کمتر از نیم قرن، صرفاً دو خاطره از سال‌های ۵۹-۶۰ را عیناً از یادداشت‌های آن دوران در اینجا می‌آورم. این خاطرات تا حدودی اندیشه و دیدگاه اعتقادی و سیاسی توکلی را عیان می‌کند.

«… در آن دوران [پس از هفتم تیر] یک‌بار در گفتگو با آقای احمد توکلی در این‌باره صحبت کرده و از خشونت‌ها انتقاد کرده و گفتم به تعبیر آیت‌الله طالقانی (که پس از ترور استاد مطهری گفت)، خشونت، خشونت می‌آورد و این راه پایان ندارد و بدعاقبت است. توکلی با قاطعیت گفت: اگر بیست‌هزار نفر از این «منافقین» را بکشیم، کار تمام است و برای همیشه از شرّ آن‌ها نجات پیدا می‌کنیم! این نظر نشان می‌دهد که اگر نگویم عموم، حداقل اغلب حزب‌اللهی‌های حکومتی در آن زمان چگونه فکر می‌کردند.»

«… به یاد می‌آورم که یک‌بار (احتمالاً در زمستان ۵۹) در سلف‌سرویس مجلس دور میزی نشسته بودیم و با هم گرم بحث شدیم. بحث به این‌جا رسیده بود که ایشان مدعی بود که شما امام را قبول ندارید و من می‌خواستم به هر قیمتی ثابت کنم که به ایشان اعتقاد دارم و از ایشان اطاعت می‌کنم؛ هم به‌عنوان یک مرجع تقلید و هم به‌عنوان رهبر سیاسی و نظام. بحث داغ شد. در نهایت آقای توکلی گفت: ببین! درست است! هردو به امام اعتقاد داریم، اما با دو معیار! تو می‌گویی استثمار بد است و غیرقابل‌قبول و آمریکا هم استثمارگر است و از این‌رو مردود، و امام هم چون با استثمار و آمریکا مخالف است، مورد قبول است. اما من درست برعکس می‌گویم: چون امام با استثمار و آمریکا مخالف است، من هم با این دو مخالفم؛ وگرنه دلیلی برای مخالفت با استثمار و آمریکا وجود ندارد.
گفتم: اگر امام با استثمار (توجه داشته باشید که در آن سال‌ها بحث استثمار و امپریالیسم یک موضوع محوری در جریان گرایش‌های چپ – دینی و غیردینی – بود و حتی راست‌گراها نیز مجبور بودند در برابر آن موضع خود را اعلام کنند) موافق باشد و در نتیجه امپریالیسم و آمریکا را تأیید کند، اشکالی ندارد؟
گفت: نه، ندارد.
با هیجان گفتم: بارک‌الله! با این مثال به بهترین بیان اختلاف بنیادین بین ما را گفتی؛ حقیقت همین است و تفاوت اساسی ما نیز همین معیار و مبنا است!
ایشان با خشم و ناراحتی بلند شد و میز را بی خداحافظی معمول ترک گفت. پس از آن، روابط و دوستی ما به سردی گرایید و دیگر بین ما بحث و گفتگو کم پیش می‌آمد.»

در هر حال، از باب توصیه دینی، ما از درگذشتگان به خیر یاد می‌کنیم. خداوند عواقب امور ما را ختم به خیر کند. به خانواده و بازماندگان مرحوم احمد توکلی تسلیت می‌گویم

Recent Posts

کمی «زر» بزنیم

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

ترومای جمعی در ایران؛ تحلیل روان‌شناسی اجتماعی سه فاجعه هم‌زمان

جامعه ایران از دی‌ماه تاکنون با سه بحران هم‌زمان و عمیق روبه‌رو شده است: سرکوب…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

بازخوانی انتقادی صورت‌بندی فکری محمد حنیف‌نژاد در افق رهایی و انسداد تاریخی

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

نقد یک خطای معرفتی دین‌ستیزان

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

جمهوری، جمهوریت و سلطنت موروثی

در این نوشتار کوتاه تلاش می‌شود که بین سه مفهوم «جمهوری»، «جمهوریت» و نیز «سلطنت»…

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

چرا فاشیسم به صحنه جهانی بازگشت؟

قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵