خبرها

گفتمان آخرالزمانی در نظام ولایی ایران

مقدمه
گفتمان آخرالزمانی از جمله گفتمان‌هایی است که ریشه‌های آن به ادیان ابراهیمی، به‌ویژه یهودیت متأخر و مسیحیت اولیه بازمی‌گردد. در میان مسلمانان، به‌ویژه در سنت شیعی، این گفتمان با مفهوم مهدویت پیوندی وثیق دارد. در ساختار سیاسی رژیم ولایی، به‌ویژه پس از تثبیت نظریه ولایت فقیه توسط روح الله خمینی، گفتمان آخرالزمانی جایگاهی برجسته ای یافته است؛ به‌گونه‌ای که مقام رهبری نه‌تنها به‌مثابه رهبر سیاسی، بلکه به‌مثابه نایب امام غایب بازنمایی می‌شود. از نخستین روزهای شکل‌گیری رژیم ولایی، مفاهیم دینی و آخرالزمانی در زبان و ساختار قدرت نقش محوری داشته‌اند. در این میان، گفتمان مهدویت و انتظار ظهور امام زمان، به‌ویژه در گفتمان ولایی پس از تثبیت اصل ولایت فقیه، جایگاه ویژه‌ای یافته است. در این گفتمان، رهبر نظام نه صرفاً کارگزار سیاسی بلکه نایب امام غایب و واسطه ظهور خوانده می‌شود (Nasr, 2006).

با بررسی سیر تحول این گفتمان در ایران، این گفتمان از موعودگرایی سنتی(انجمن ضد بهایی) عبور کرده و به شکل «گفتمان آخرالزمانی فعال» بازسازی شده است. این بازسازی، گفتمان دینی را در خدمت اهداف سیاسی، امنیتی و نظامی درآورده و به یکی از ابزارهای اصلی بقای فرقه ولایی و گفتمان نظام بدل شده است. پرسش اصلی نوشتار این است: گفتمان آخرالزمانی در نظام ولایی چه ساختاری دارد، از چه زبانی بهره می‌گیرد و چه کارکردهای سیاسی را دنبال می‌کند؟

چارچوب نظری
برای پاسخ به پرسش فوق، میتوان از سه منبع نظری بهره گرفت:
میشل فوکو با مفهوم «رژیم‌های حقیقت» نشان می‌دهد چگونه قدرت از طریق گفتمان، واقعیت و معنا را شکل می‌دهد (Foucault, 1972).
نورمن فرکلاف با تحلیل گفتمان انتقادی، رابطه زبان و سلطه را روشن می‌سازد و ابزار تحلیل متن‌های سیاسی-ایدئولوژیک را فراهم می‌آورد (Fairclough, 1992).
به گمان لاکلا و موفه با نظریه «مفصل‌بندی Articulation» و «دال تهی Empty Signifier»، این امکان را میدهد که دریافت چگونه یک دال مرکزی (مانند ظهور) می‌تواند انسجام گفتمانی بر مبنای مفاهیم متنوع و متکثر را ممکن سازد (Laclau and Mouffe, 1985).

۱. ساختار مفهومی گفتمان آخرالزمانی ولایی
گفتمان آخرالزمانی در نظام ولایی حول دال‌هایی چون «ظهور»، «نایب امام»، «دشمن»، و «عدالت موعود» شکل می‌گیرد. در این میان، مفهوم «ظهور» دال تهی‌ای است که سایر مفاهیم حول آن مفصل‌بندی می‌شوند (Laclau and Mouffe, 1985). به‌تعبیر لاکلا و موفه، این “دال تهی” تمامی عناصر معنایی دیگر را در خود جذب می‌کند و معنا می‌بخشد. این گفتمان جهان را به دو قطب خیر و شر تقسیم می‌کند: جبهه حق (ولایت، مؤمنان، منتظران) و جبهه باطل (استکبار، فتنه‌گران، دشمنان داخلی). نتیجه چنین ساختاری، تقلیل پیچیدگی اجتماعی به دوگانه‌های گفتمانی و اخلاقی است. بدین ترتیب، انتظار برای منجی به‌جای صبر مذهبی و فردی، به «انتظار فعال» ترجمه می‌شود که کنشی جمعی، سیاسی و نظامی برای تسریع ظهور تلقی می‌گردد (Anbari, 2010). در نتیجه، بسیاری از اقدامات نظامی، امنیتی و فرهنگی رژیم، در قالب این «پروژه نجات‌ جهان از شر» تفسیر و توجیه می‌شود.

۲. زبان و نشانه‌شناسی: قداست و تهدید
زبان گفتمان آخرالزمانی ولایی، سرشار از واژگان دینی، قدسی، و اسطوره‌ای است. واژه‌هایی چون «ظهور»، «فتنه»، «منتظر واقعی»،«فرج»، «یاری ولی امر»، «سپاه شیطان» و «نظام استکبار» به‌طور مکرر در متون رسمی و سخنرانی‌های رهبر نظام به‌کار می‌روند (Fairclough, 1992). این زبان نه‌تنها بیان‌کننده معنا، بلکه تولیدکننده آن است. از طریق آن، نظام سیاسی در جایگاه منجی و مخالفان در مقام دجال بازنمایی می‌شوند. این زبان، با ارجاع مداوم به متون دینی، احادیث مهدوی، و منابع روایی شیعه، نوعی گفتمان فراتاریخی می‌سازد؛ به این معنا که مشکلات امروز را نه در بستر ساختارهای زمینی (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی)، بلکه در افق نبرد کیهانی خیر و شر می‌فهمد و بازنمایی می‌کند. برای مثال، اعتراضات اجتماعی نه به‌مثابه نتیجه‌ی بحران اقتصادی یا سرکوب سیاسی، بلکه به‌عنوان “فتنه‌ی دشمنان در آستانه ظهور” تفسیر می‌شود.

۳. انتظار فعال: سیاست‌سازی مهدویت
مفهوم «انتظار» در کلام و عرفان شیعه، مفهومی صبورانه و شخصی است. اما نظام ولایی با بازتعریف آن در قالب «انتظار فعال»، آن را به‌عنوان تکلیف سیاسی و اجتماعی تعریف می‌کند. بدین ترتیب «انتظار» نه رویکرد منفعل بلکه به معنای آماده‌سازی جامعه، مقابله با دشمن، آماده سازی مسیر ظهور بواسطه صادرات شیعه اثنی عشری ولایی، هژمونی منطقه ایی و حتی جنگ نظامی تلقی می‌شود (Anbari, 2010). این چرخش معنایی، زمینه‌ساز بسیج‌گری دائمی و توجیه استمرار وضعیت امنیتی در جامعه شده است.

۴. جنگ کیهانی و دشمن‌سازی
مطابق تحلیل‌های اصلان و یورگنس‌مایر، قشری گری مذهبی در بسیاری از نظام‌های فرقه ایی، سیاست را به میدان جنگی میان خیر و شر تبدیل می‌کند (Aslan, 2009; Juergensmeyer, 2003). در گفتمان ولایی نیز، دشمن خارجی (آمریکا، اسرائیل) و داخلی (معترضان، اصلاح‌طلبان) به‌عنوان عوامل «جبهه باطل» و «مانعان ظهور» بازنمایی می‌شوند. این تصویرسازی، خشونت نمادین و فیزیکی علیه مخالفان را مشروع جلوه می‌دهد.

۵. کارکردهای سیاسی و گفتمانی آخرالزمانی
گفتمان آخرالزمانی در حاکمیت ولایی تنها یک گفتمان فرقه ای- مذهبی نیست، بلکه دارای کارکرد سیاسی گسترده و عمیقی است. نخستین کارکرد آن، قدسی‌سازی استبداد و اقتدار مذهبی-سیاسی و سرسپردگی به آن است. مقام رهبری، اساس مشروعیت فراقانونی خود را نه از قانون اساسی، بلکه از سوی امام غایب دریافت می‌کند، هر چند قانون اساسی نیز به مثابه «زینت» و «ویترین» هم در این رهگذر به مثابه کف اختیارات مطلقه و غیر شفاف و غیر پاسخگوی «امام امت» نقشی فرعی را بازی می کند. این اختیار مطلقه فراتر از قانون اساسی و قراردادهای سیاسی عرفی، قدرت خامنه ای را فراتر از نقد و پاسخگویی قرار می‌دهد.

دوم، این گفتمان ابزار توجیه خشونت و سرکوب است. مخالفان، معترضان، روزنامه‌نگاران و حتی اصلاح‌طلبان، به‌سادگی در جایگاه یاران دجال یا اهل فتنه قرار می‌گیرند. اصطلاحاتی چون “جریان نفوذ”، “فتنه‌گران”، و “دشمنان داخلی” همگی در بستر همین گفتمان تولید و تکرار می‌شوند.
سوم، این گفتمان به‌گونه‌ای طراحی شده که در مواجهه با بحران‌های عینی، جامعه را در وضعیت تعلیق دائم نگه دارد. وعده ظهور قریب‌الوقوع، تحقق عدالت نهایی در آینده، و رسیدن به تمدن اسلامی، همه به تأخیرهای پیوسته دچار می‌شوند، اما هر بار با وعده‌ای جدید بازتولید می‌شوند.

نتیجه‌گیری
گفتمان آخرالزمانی در حاکمیت ولایی، صرفاً یک نظام عقیدتی مذهبی نیست، بلکه سازوکاری گفتمانی برای تثبیت قدرت مطلقه سیاسی -در چارچوب امامت خامنه ایی- و هژمونی منطقه ای است. این گفتمان، با استفاده از زبان آخرالزمانی، مفاهیم مذهبی و ساختارهای دوگانه، واقعیت اجتماعی را به‌گونه‌ای بازسازی می‌کند که در آن، قدرت حاکم تنها تجسم حقیقت و عدالت تلقی می‌شود. سازوکارهای سلطه و خشونت اعم از خشونت نمادین و سخت در نظام ولایی در نظام ولایی با این مفاهیم توجیه میشود.

منابع
Anbari, M. (2010) ‘Mahdism and Political Discourse in the Islamic Republic’, Journal of Political Science, 15(2), pp. 45–۷۰. (in Persian)
Aslan, R. (2009) How to Win a Cosmic War: God, Globalization, and the End of the War on Terror. New York: Random House.
Fairclough, N. (1992) Discourse and Social Change. Cambridge: Polity Press.
Foucault, M. (1972) The Archaeology of Knowledge and the Discourse on Language. New York: Pantheon Books.
Juergensmeyer, M. (2003) Terror in the Mind of God: The Global Rise of Religious Violence. 3rd edn. Berkeley: University of California Press.
Laclau, E. and Mouffe, C. (1985) Hegemony and Socialist Strategy: Towards a Radical Democratic Politics. London: Verso.
Nasr, V.R. (2006) The Shia Revival: How Conflicts Within Islam Will Shape the Future. New York: W. W. Norton & Company.
Pakatchi, A. (Various years) Articles on Shiite Semiotics and Mahdism Discourse Analysis. Tehran: Institute for Humanities and Cultural Studies. (in Persian)

Recent Posts

چرا فاشیسم به صحنه جهانی بازگشت؟

قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

بررسی طبقات اجتماعی در ایران امروز

از منظر جامعه شناسی ژرفنگر، فرا‌تجربی دیالکتیکی جورج گورویچ مقدمه مفهوم طبقه اجتماعی یکی از…

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

میراث علی خامنه‌ای

بالاخره پوستر عکس او هم، آن نوار اُریب سیاه را بر گوشه‌ی بالای‌اش تجربه کرد.…

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

جنگ، روایت سازی و انسداد امر سیاسی

سروش دباغ

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

چشم‌انداز کوتاه‌مدت آتش‌بس و توافق ایران و آمریکا

تحولات اخیر در روابط ایران و ایالات متحده در فضایی رخ داده که هم‌زمان با…

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵