آقای کاظم صدیقی سالهاست که با سخنان ناشایست و بیجایش نسبت به رابطه برخی افراد با امام زمان اعتقادات جوانان و آبروی روحانیت را نشانه رفته است. مسخرهتر اینکه به همراه سخنان بیپایهاش گریههای غیر معمولی از خود نشان میدهد.
اما دریغا! در پرونده اخیر که خود و پسرانش به زمینخواری متهم گشته و سخن روز غالب شبکههای اجتماعی شده و توجیه ناموجهای که در مصاحبه و طی نامهای با عنوان جعل امضا برای رفع و رجوعش کرد، آبرویی برای خود، و متاسفانه روحانیت، باقی نگذاشت و سوژه بزرگی برای ضربه به روحانیت به دست شبکههای بیرون داد. متاسفانه برخی با مشاهده این عملکردهای زشت و نامناسب، تمام روحانیت را از این سنخ میبینند.
کاش روحانیون حاکم و برخی امامان جمعه دست از نهادسازی و مدرسهسازی بر میداشتند تا چنین آلوده نگردند.
تاسف اینجاست که هزاران طلبه با شهریهای اندک قدرت تامین نیازهای اولیه خود را ندارند. دریغ و درد این که مرد خیال میکنند تمام روحانیون از قماش امثال صدیقی و علم الهدی هستد.لهذا غالب طلبهها در کوچه و خیابان با لباس مبدل رفتوآمد میکنند تا از فحش و آسیب مصون بمانند.
جا دارد دستگاه قضا و سیاستگذاران ائمه جمعه ملاحظات صنفی را کنار گذاسته و با چنین افراد و جریانات، عادلانه برخورد کنند و اصل ماجرا را، راست یا دروغ ، به مردم شفاف بگویند.
طوری نباشد که مردم از قول پروین اعتصامی بگویند:
دزد زر بستند و دزد دین رهید
شحنه مارا دید وقاضی را ندید
من ربودم موزه وطشت ونمد
تو سیه دل دفتر و حکم وسند
دزد اگر شب گرم یغما کردنست
دزدی حکام روز روشن است
اعدلوا و لو کان ذا قربی.
زیتون-احمد فعال: یادداشتی را یکی از دوستان لطف کردند و از کانال نقدآگین با عنوان…
مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادیترین کارکردهای نظام حقوقی در…
نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحرانها در…
تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…
اخیرا مقاله ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…