تمام لباسهایم حتی جورابم را هم گرفتند، داخل سلول چیزی نبود جز یک پتو پر از استفراغ خشک شده، توالت ایرانی کف همان سلول بود و جای خواب کنار آن. آنقدر سردم بود که کیسه نایلون نان را برداشتم و پایم را داخل آن پیچیدم

تمام لباسهایم حتی جورابم را هم گرفتند، داخل سلول چیزی نبود جز یک پتو پر از استفراغ خشک شده، توالت ایرانی کف همان سلول بود و جای خواب کنار آن. آنقدر سردم بود که کیسه نایلون نان را برداشتم و پایم را داخل آن پیچیدم






مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی آمرانه از «اجتنابناپذیر بودن جنگ» سخن میگوید و منتقدان را با این عبارت خطاب میکند که اگر جرأت دفاع از
درک اندیشهی محمد حنیفنژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکلگیری بحرانهای ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دورهای ظهور میکند که
مسئله دینستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفتشناسانه و فلسفی، یکی از مسائل












بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401