می
گفت بشین پاشو برو. سرت را بگذار روی دیوار و پاهایت را بده عقب و باید اینطوری بروی. همانطور از پشت محکم لگد میزد یا پس گردنی میزد. آنروز تمام بازجوییها را ایستاده نوشتم. کل پنج شش ساعت بازجویی را نگذاشت بنشینم

می
گفت بشین پاشو برو. سرت را بگذار روی دیوار و پاهایت را بده عقب و باید اینطوری بروی. همانطور از پشت محکم لگد میزد یا پس گردنی میزد. آنروز تمام بازجوییها را ایستاده نوشتم. کل پنج شش ساعت بازجویی را نگذاشت بنشینم






مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی آمرانه از «اجتنابناپذیر بودن جنگ» سخن میگوید و منتقدان را با این عبارت خطاب میکند که اگر جرأت دفاع از
درک اندیشهی محمد حنیفنژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکلگیری بحرانهای ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دورهای ظهور میکند که
مسئله دینستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفتشناسانه و فلسفی، یکی از مسائل












بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401