لباسهای مرا بر روی تنم پاره کردند، چشمهایم را بستند، دست و پایم را با زنجیر به تخت آهنی بستند. با کابل به زیر پاهایم شلاق زدند. آن قدر مرا شکنجه کردند که دیگر هیچی را احساس نمیکردم، تمام تنم بیحس شده بود و اختیار جسمم را نداشتم
اخیرا خبر رسید که بابک امیرخسروی (1306-1405 خورشیدی) در پاریس درگذشت و امروز نیز اطلاع…
در دوران گذار از اقتدارگرایی به دموکراسی، بخصوص در جوامعی که به علل تاریخی، سیاسی،…
عرفان یکی از میراث های مهم فرهنگیجوامع بشری و از جمله جامعه ما بشمار می…
زیتون-احمد فعال: یادداشتی را یکی از دوستان لطف کردند و از کانال نقدآگین با عنوان…
مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادیترین کارکردهای نظام حقوقی در…