حاکمیت در نهایت خشونت و بیرحمی بدعتی را نسبت به زنان اعمال میکند که حتی در دیکتاتوریهای قرون وسطی نیز سابقه ندارد؛ بدعتی که نه دین است و نه عرف، نه اخلاق است و نه شرف و نه حتی مندرج در قوانین خودنوشتهشان.
یک روز سپیده رشنو، دختر فکور و آزاده به بهانه اجبار در حجاب با چهرهای کبود از ضرب و شتم در پرده تلویزیون وادار به اعتراف علیه خود میشود.
روزی مادری دردمند، خودش را جلوی ماشین گشت ارشاد پرتاب میکند و ضجه میزند، دخترم مریض است او را نبرید؛ و البته حاکمان گوش شنوایی برای شنیدن اعتراضات ندارند.
و امروز، مهسا امینی، دختر کُرد سقزی از کنار برادرش دستگیر میشود و به بهانهی مندرآوردیِ “توجیه و آموزش” درباره حجاب، با خشونتی که ماهیت وشکل آن برای ملت واضح است از شاخه نوبهار زندگیش به خاک و خون میغلطد.
آیا حاکمان نمیدانند که فردا روزی پیشوای مبارزه با سرکوبها زنان خواهند بود؟ و جای هزار افسوس است که مصلحان ذینفوذ، بر سر حاکمان فریاد نمیزنند بس کنید این ستم را؛ وگرنه…
*کلمه
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…
درک اندیشهی محمد حنیفنژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکلگیری بحرانهای ساختاری جامعه…
مسئله دینستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفتشناسانه…
در این نوشتار کوتاه تلاش میشود که بین سه مفهوم «جمهوری»، «جمهوریت» و نیز «سلطنت»…
قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…