فروردین ۲, ۱۴۰۵

فیلسوفی در بحران

این روزها سخت در این اندیشه‌ام که چرا ما ایرانیان با وجود برخورداری از فرهنگ و هنر غنی از ادبیات گرفته تا معماری و موسیقی و بافندگی و اقسام هنرهای تجسمی، به نقطه‌ای رسیده‌ایم که نه تنها از کشته شدن

صلح، ترس ندارد

*به عباس معروفی، برای آن شبی که قصه‌ی خانواده‌ی مغموم ما از ذهنش گذر کرد. درست از فردای وقایع خونین ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه گذشته، اوپوزیسیون سلطنت‌طلب -که هیچ‌گاه مردم را واجد عاملیت ندیده‌است- ترجیح داد بر تل جنازه‌های کشتگان

ملی‌گرایی وارونه در بزنگاه جنگ؛ نقدی بر بخش از اپوزیسیون

ملی‌گرایی وارونه زمانی پدیدار می‌شود که دفاع از وطن، به دفاع از عامل ویرانی آن تبدیل شود. جایی که نام ایران بر زبان می‌آید، اما آنچه در عمل حمایت می‌شود، ساختاری است که منافع ملی را سال‌ها قربانی ایدئولوژی، سرکوب

نه جنگ، نه صلح!

ناپایداری بهینه و پایان تعادل نش در خلیج فارس