
تظاهرات ایران و پوپولیسم اقتصادی
رضا علیجانی در مطلبی با عنوان «اعتراضات دی ۹۶ چه آیندهای دارد؟» در پیشبینی آینده این اعتراضها چنین گفته است: «حال که نه تغییر سیاست داخلی و خارجیای در میان است و در نتیجه هیچ تغییر اقتصادی ملموسی نیز وعده

رضا علیجانی در مطلبی با عنوان «اعتراضات دی ۹۶ چه آیندهای دارد؟» در پیشبینی آینده این اعتراضها چنین گفته است: «حال که نه تغییر سیاست داخلی و خارجیای در میان است و در نتیجه هیچ تغییر اقتصادی ملموسی نیز وعده

راه مقابله با فیکنیوزها تشدید فیلترینگ و بستن شبکههای اجتماعی نیست، بلکه بسط ارزشهای دموکراتیک چون آزادی بیان، دولت قانون، حق انتخابکردن و انتخابشدن و نهایتا توانمند ساختن رسانههای جریان اصلی در مقابل آن است. این رسانه است که شبهرسانه را از میدان به در میکند نه فیلترینگ و محدودسازی!

… و اینک، ما مانده ایم و صدای آن مردی که به هنگام دستگیری، و در پاسخ رفتار خشن ماموران که کِشان کِشان او را می بَرند، با لهجه لُری خویش فریاد می زند: «خدا! گُسنَمَه! گُسنَمَه!… ولم کنید!…..»! فریاد

جنبشی که در خیابان حضور دارد خود جوش است، مطالباتی دارد که حاکمیت از برآورده کردن آنها به دلایل ساختاری و معرفتی نا توان است. چرا که تقلیل بودجه های فرهنگی که به نهادهای دینی تعلق گرفته عملا غیر ممکن

مردم ایران مطالبات معوقه ی فراوانی دارند که در طول دهه های گذشته با شیوه های گوناگون مسالمت آمیز آنها را اعلام کرده اند. آنان به نابسامانی های سرسام آوری که حق برخورداری از یک زندگی عزتمند را از آنان

یکی از خطاهای بزرگ آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری او این بود که نمی دانست چگونه از سرمایه رای شهروندان برای کسب قدرت قانونی بیشتر خود و اعمال ان بعنوان رئیس جمهور انتخابی کشور استفاده کند. به همین خاطر

اعتراضهای گسترده در دهها شهر کشور همچنانکه قابل پیشبینی بود، با بدترین واکنش توسط هسته اصلی قدرت در جمهوری اسلامی مواجه شده است. آیتالله خامنهای (نفر نخست نظام سیاسی) که بیشترین شعارها علیه وی و جایگاه رهبری مطرح شده، در

یک پرسش از فقهای حاکم چه شد که در رژیم پادشاهی مردم رهبری انقلاب خود را به روحانیون سپردند، آنان را بر تارک خود نشاندند و اینک ۳۹ سال پس از روی کار آمدن حکومت اسلامی مردم علیه روحانیون قیام

ما کجا ایستادهایم، در آغاز چهلمین سال انقلاب. سی سال از جنگ میگذرد و بیست سال از دوم خرداد سال ۷۶، همه چیز تغییر کرده و هیچ چیز عوض نشده است. تمام چهل سال گذشته را در برهه حساس کنونی

از پتانسیل و آمادگی بسترهای ارتباطی و اجتماعی و اقتصادی که بگذریم، فارغ از حقانیت و اصالت خواستهها و حتی بسیاری از شعارها، و بدون تائید تعدادی از رفتارها، اعتراضهای روزهای اخیر دست کم «یک حلقه مفقودهی مهم» دارد. بههمین دلیل تا به امروز هیچ تحلیلگر و سیاستمداری، پاسخ قانعکنندهای به ریشهها و چرایی فراگیر شدن سریع و معنادار اعتراضهایی که روز ۷ دیماه در مشهد و نیشابور و کاشمر رخ داد، ارائه نداده؛ اعتراضهایی که به طرز معناداری تاکنون در آن شهرها ادامه نداشته…

جمهوری اسلامی دیگر یک «نظام» نیست. بلکه به یک حکمرانی، یعنی یک سلطۀ تمام عیار فاقد توجیه، بدل شده است که در آن میل بیحد و حصر به فرماندادن و تمکینکردن به مثابه اروتیکترین جنبۀ قدرت، مقدس است. وقتی میل

اکثریت شعارها شخص آیتالله علی خامنهای، رهبر ۷۸ ساله جمهوری اسلامی را هدف قرار داده. ویدئوهای بسیاری از شهرهای عمدتا کوچک و محروم نشان میدهد که مردم بنرهای خامنهای را پاره و زیر پای خود له میکنند؛ دقیقا همان کاری که در سال ۵۷ با تصاویر محمدرضا پهلوی کردند. دیگر این خواص مخالف نیستند که مخالفت خویش را با رهبری آیتالله خامنهای ابراز میکنند، بلکه عوام نیز حضور وی در قدرت را عامل همه مشکلات کشور میدانند…

رسید روزی که میلیون های ایرانی در انتظارش بودند. مردم به ستوه آمده از تنگدستی و ستم دل آن پیدا کردند که بپاخیزیند و درد خود را فریاد زنند. جنبش روز پنجشنبه ۷ دی ماه در مشهد به راه افتاد

کلیگوییهای روحانی در هیئت دولت نشان داد که طرح و ابتکاری برای پاسخ به مطالبات اقشار جان به لب رسیده ندارد. رو به خشونت رفتن تجمعات در بسیاری نقاط نیز نشان می دهد که یاس و خشم در حال فوران

کدام اتفاق ناگهانی در زمینه قیمتها یا مصارف عمومی در ایران پیش امده یا کدام برخورد ویژه با آزادیها، که خاطر عمومی را چنان جریحهدار کرده است که در اشکال کمتر دیده شده به خیابانها رو کنند؟ حتا نمیتوان گفت

متاسفانه صدای انقلاب مثل صدای رعد است، وقتی شنیده میشود که مدتی پیش از آن ابرها به هم خوردهاند و آذرخش مزرعه را سوزانده. در واقع اگر این صدایی که میشنویم صدای انقلاب مردم باشد، شنیدنش دیگر دردی از حاکمان دوا نمیکند.

بسیاری از مردمی که در ایران حضور دارند یا نسبت به تحولات داخلی آن علاقهمند هستند، در روزهای اخیر این پرسش اذهانشان را به خود مشغول داشته است: در شرایط کنونی که نارضایتی از وضعیت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی منجر

اپیزود اول فکر میکنم بهار ۱۳۴۲ بود. کشور در تب و تاب «انقلاب شاه و ملت» (که به زودی به «انقلاب سفید» شهرت یافت) بود. تبوتابی که از زمستان گذشته آغاز شده بود و با رفراندوم در اسفند ماه ۴۱

برای فهم شرایط امروز ایران نه دانش سیاسی و نه سالها زیست در فضای روزنامهنگاری نمیتواند درک کاملی برای مختصات این وضعیت ارائه کند. بسیاری فقط به انتظار نظارهگر تحولات هستند و اغلب جرات اظهارنظر ندارند چون سمتگیری در این

به عنوان نویسنده حداقل هشت مقاله در حمایت از انتخاب حسن روحانی و تشویق مردم به شرکت در انتخاباتی که به این سرانجام منجر شد، خود را محق می دانم تا مواضع دیروز اسحاق جهانگیری معاون رئیس جمهور اصلاح طلب

ساموئل هانتینگتون در کتاب مهم «موج سوم دموکراسی»، «تسلسل» یا «تأثیر تظاهرات» را یکی از عوامل مؤثر در فروپاشی رژیمهای غیر دموکراتیک در بعضی از مناطق جهان بویژه در اروپای شرقی قلمداد کرده است. وی مینویسد با وقوع تظاهرات اعتراضآمیز

لازم است منافع ملی بهجای آنکه از رهگذر دریچههای تنگ و تاریک ایدئولوژیک، مذهبی، نژادپرستانه و یا قومی تعریف شوند و هرگونه بحث و تجدید نظر در خصوص آنها ناموسی قلمداد شود، با رویکردی واقعگرایانه و مبتنی بر «مبارزه برای کسب قدرت» و البته متناسب با تواناییهای روز بازتعریف شده و در صورت لزوم هر لحظه دچار تجدیدنظر شوند…

از نخستین ماههای روی کار آمدن محمود احمدینژاد بهویژه پس از تعریف کردن «ماجرای هاله نور» که باورمندانه آن را با آبوتاب در حضور آیتالله جوادی آملی بازگو کرد، مساله «اختلال روانی» احمدینژاد بهشدت بر سر زبانها افتاد. یکبهیک یاوه

شاهحسینی هم رفت. چهره ای دیگر از چهرهای شاید تکرار ناشدنی… یک وجه مهم از ویژگی های چنین چهرههایی مداومت و صبوری و امیدواری در همه عمرِ ارزشمحورانهشان است. وجه مهم دیگر اما زیست اخلاقی بر طراز ارزشهایی است که

موشکهایی که از یمن به سوی ریاض و دیگر پایگاههای مهم سعودیها شلیک میشوند، میرود تا تبدیل به ماجرایی شود شبیه به همان بحرانی که رژیم صدام حسین را در سال ۱۹۹۸ در مسیر بی بازگشت قرار داد. جنگ یمنی

ساعتی پیش دریافتم که حسین شاهحسینی در نود سالگی درگذشت. خدایش رحمت کند. به بازماندگانش تسلیت میگویم. نازنینمردی بود، از سلسله عیاران کهن. مرد اخلاق و دیانت و آزادگی و آزادیخواه. وطندوست و سرباز وطن و دوستدار مردان وطن. جوانمرد

در تلاقی بس معنادار، شب یلدای ایرانیان همزماناست با سپریشدن ۲۵۰۰ روز از حصر غیرقانونی و غیرانسانی رهبران جنبش سبز، آقایان موسوی، کروبی و خانم رهنورد. به تعبیر شاملو «روز از پی روز، فصل از پی فصل… دارد میگذرد» و

بودجهی ۹۷ اشکالات و عیوب زیادی دارد اما بخشی از بودجه – که شاید در قیاس با ابعاد دیگرش حاشیهای باشد – بازتاب وسیعی در فضای مجازی پیدا کرد: عوارض خروج از کشور و افزایش تصاعدی آن تحت عناوین مبهم

۱- وقتی ۱۱ سال پیش محمدمهدی زاهدی وزیر علوم ریاضیخوان و البته اصولگرای دولت اول احمدینژاد ضمن پذیرش وجود دانشجویان ستارهدار آنها را متهم به جرایمی چون زنا و شرب خمر کرد، در پاسخ او یادداشتی نوشتم با عنوان «در

این روزها که سلبریتیها در حال توبه سیاسی هستند و بابت حمایت از حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری اظهار پشیمانی میکنند، ممکن است ذهنمان درگیر این سؤال شود که فضل تقدم با مرغ است یا تخم مرغ! یعنی این
بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401