رفراندوم جمعه

نفس بریده و پر از دلشوره می‌نویسم؛
‎ ای نازنین، ای خسته از این سال‌ها و سیاهی، ای که بارها امید بستی و شکستی، این‌بار آخرین بار است و مسیر و سرنوشت ما دگرگون خواهد شد. جمعه انتخابات ریاست‌جمهوری نیست، رفراندوم است و آغاز دگرگونی عظیم.

بدانیم؛

بسیاری از کارگزاران جمهوری اسلامی ، در صیقل زمانه از سرکه گذشته‌اند و شراب شده اند. آن‌قدر تغییر کرده‌اند که نسبتی با آن سال‌های سبک‌سری ندارند.
‎ من و توی ایرانی برای این‌که روحانی امروز بشکفد و جهانگیری بالغ شود، یک عمر هزینه و خسارت داده‌ایم.
‎ این‌که دولت‌مردان و مردم به نتیجه‌ای مشترک برسند که منافع ملی ایران بر همه چیز مقدم است؛ اسلام ایدئولوژی نیست، بلکه رابطه‌ای معنوی است، میان انسان و خدا و نباید که از قرآن، باروت بسازیم وانسان‌ها حقوقی دارند که هیچ ربط و دخلی به دین و اعتقادشان ندارد، از مشروطه تا به امروز زمان برده و خون‌ها ریخته است.
‎ ما امروز می‌دانیم که چه می‌خواهیم ، توسعه ایران و آرامش و بر افراشتن پرچم صلح و اقتدار بر فراز ایران زمین.
‎ می‌خواهیم قناعت کنیم به آرزوهای کوچک و تلاش‌های بزرگ، می‌خواهیم امت اسلامی را به ملت ایران بدل کنیم. می‌خواهیم دست از ماجراجویی در کوچه‌های دمشق و بغداد برداریم و به سیستان و گرگان بازگردیم.
‎ یاد گرفته‌ایم که دولت و حکومت از آسمان نیامده‌اند. ما رییس‌جمهور عاقل می‌خواهیم، بر آمده از انتخاب مردم.
‎روز جمعه همه تحجر و قساوت و حماقت و عصاره آن پلشتی که در ۴۰ سال گذشته ایران را به روز سیاه انداخته پیش روی ماست، ساده‌دلانی را فریفته‌اند و با هر چه دارند از پول‌های سیاه و رسانه و شاید اسلحه به میدان می‌آیند.
‎و این سو ماییم، مردمانی که همیشه به عمد دیده نشدند، اکثریت صبوری که اقلیتی دریده‌دهان، همواره بر سرش فریاد و شلاق کشیده، این ماییم جماعتی که دست خداوند با اوست.

ببینیم؛
‎نگاه کن چگونه آن کلمه ممنوعه امروز تکرار می‌شود. نگاه کن سنت خداوندی را که حق می‌آید و باطل رفتنی است.
‎مردم، میر حسین را در چهارگوشه ایران فریاد زدند. استبداد هشت سال هر چه در توان داشت به کار بست تا این نام سبز جوانه نزند و در این اردیبهشت ببین چه زیباست پیچک سبزی که بر سر تا پای سیاهی می‌پیچد. صبح آزادی نزدیک است انا فتحنا لک فتحا مبینا

جمعه سرنوشت
‎هفته آینده با ریاست‌جمهوری دوباره روحانی، مسیری تازه گشوده می‌شود. رای کوبنده و قاطع ایران، روحانی را به مقتدرترین رییس‌جمهور ایران تبدیل می‌کند. سال‌های آینده و امتداد دولت روحانی ، تغییر فاز جمهوری اسلامی است.
‎ هر چه در جبهه اعتدال و اصلاحات و اصول‌گرایی خردگرا، رویش است؛ در سمت استبداد، گسست و ریزش و مرگ افتاده است.

ریاست‌جمهوری روحانی به وضوح پیروزی جنبش سبز است و می‌توان انتظار اتفاقات بزرگی را در چهار سال آینده برد، اما از همین جمعه و در پی این رفراندم، استبداد اقلیت در حضور آفتابِ  مردم، مثل برف، آب خواهد شد.
‎ سرنوشت ایران به دست شماست، باید سال‌ها دور از وطن باشی تا بدانی همه هویت و دارایی ایرانی از دنیا، ایران است و دیگر هیچ .

بازگردد عاقبت این در بلی
‎رو نماید یار سیمین بر بلی

Recent Posts

اندیشه‌ اقتصادی علی شریعتی و اعتبارسنجی نقدهای نئولیبرالی

مقدمه در دو دهه اخیرِ پساانقلاب ۵۷، دو جریان فکری نئولیبرال که از یک‌ سو،…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

چرا تفاهم صلح با آمریکا را محتاطانه به فال نیک می‌گیرم؟

  خبر هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا، در جامعه‌ای که دهه‌ها زیر سایه تنش،…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

معنای زندگی به روایت شریعتی

  به مناسبت بیست و نهم خرداد سالروز مرگ علی شریعتی متفکر بزرگی که بیش…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

ماجرای پرمناقشه شریعتی و ساواک

  درامد: آنچه که در این نوشتار ملاحظه می‌کنید، حاشیه‌ای است بر یک گفت‌وگو در…

۲۹ خرداد ۱۴۰۵

کمی «زر» بزنیم

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

ترومای جمعی در ایران؛ تحلیل روان‌شناسی اجتماعی سه فاجعه هم‌زمان

جامعه ایران از دی‌ماه تاکنون با سه بحران هم‌زمان و عمیق روبه‌رو شده است: سرکوب…

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵