تیتر یک

داوری با کودکان است

Screenshot


۱- مصطفی ملکیان فرزندآوری را از منظر اخلاقی محل تردید می‌داند. از نظر او: جهان آکنده از رنج است، آینده نامطمئن است و ما انسانی را بی‌آنکه رضایت او را بتوانیم بپرسیم، وارد میدانی از مخاطره می‌کنیم.

فارغ از پذیرش یا رد این دیدگاه، پرسشی که از دل آن برمی‌خیزد برای اخلاق عمومی سرنوشت‌ساز است: اگر نسل آینده‌ای در کار نباشد، چه چیزی ما را به خویشتنداری، عدالت و پرهیز از ویرانگری متعهد می‌کند؟ اگر کودکی در کار نباشد، اگر قرار باشد ما آخرین نسل باشیم، آیا باز هم به همان اندازه به اخلاق پایبند می‌مانیم؟ چه ضرورتی دارد از عدالت دفاع کنیم؟آیا باز هم جنگ را نادرست می‌دانیم؟

بخش مهمی از اخلاق، در نظر گرفتن «دیگری» است؛ به‌ویژه آن دیگری که هنوز قدرت دفاع از خود ندارد. کودکان همان «دیگریِ بی‌دفاع»‌اند که باید هر تصمیم سیاسی و نظامی در آینه‌ی آنان سنجیده شود. حضور آنان اخلاق را از توصیه‌ای انتزاعی به الزامی عینی بدل می‌کند. اخلاق، بدون افق آینده، به‌سادگی در محاسبات کوتاه‌مدت قدرت حل می‌شود.

۲- بر این اساس، اگر در خصوص مخالفت با جنگ  و چند و چون آن هنوز تردید‌هایی دارید، من می‌توانم معیار ساده‌تری و سخت‌گیرانه‌ای را پیشنهاد کنم: هر تصمیمی که نتواند در برابر نگاه یک کودک از خود دفاع کند، از منظر اخلاقی مشروع نیست. اگر سیاستی امنیت، آموزش، سلامت روانی و امکان زیست عادی کودکان را تضعیف کند، حتی اگر با واژه‌هایی چون «دخالت بشر دوستانه»، «بازدارندگی» یا «ضرورت راهبردی» تزئین شود، مردود است.

حضور کودکان خشونت را درون ما مهار می‌کند. وقتی به چهره‌ی یک کودک نگاه می‌کنیم، سخت‌تر می‌توانیم تصمیمی بگیریم که به ویرانی بینجامد. سخت‌تر می‌توانیم بمبی را توجیه کنیم که بر خانه‌ای فرود می‌آید. سخت‌تر می‌توانیم سرکوب را «ضرورت» بنامیم.

هیچ قدرت خارجی حق ندارد آینده‌ی کودکان را میدانِ آزمایشِ قدرت خود کند. جنگ، حتی اگر با واژه‌های فریبنده توجیه شود، پیش از هر چیز کودکان را می‌ترساند، خانه‌ها را ویران می‌کند و رؤیاها را می‌سوزاند. انتقال هزینه‌ی رقابت‌های ژئوپلیتیک به شانه‌های نسل بی‌دفاع، نه واقع‌گرایی سیاسی که بی‌اخلاقی عریان است.

در عین حال، این معیار به مرزها محدود نمی‌شود. هیچ قدرت داخلی نیز مجاز نیست به نام امنیت یا مصلحت، شرایطی بسازد که کودکان در ترس، تبعیض، فقر ساختاری یا انسداد فرصت‌ها رشد کنند. آینده تنها با نبود جنگ حفظ نمی‌شود؛ با آزادی، عدالت، حکمرانی پاسخ‌گو، کرامت انسانی و صیانت از محیط زیست حفظ می‌شود. مسئولیت میان‌نسلی یعنی ما امانت‌دار زمین و نهادهای اجتماعی برای کسانی هستیم که هنوز صدایی در ساختار قدرت ندارند.

۳-در این چارچوب، سیاست‌ورزی جنگ‌طلبانه -از هر سوی جهان- ناسازگار با اخلاق است. رویکردهایی که تنش را سرمایه سیاسی می‌کنند و آتش منازعه را برای تثبیت قدرت یا امتیازگیری شعله‌ور نگه می‌دارند، با معیار «حفاظت از آینده» تعارض دارند. وقتی رهبرانی مانند ترامپ، ناتنیاهو و ‌پوتین از گزینه‌های نظامی یا نمایش قدرت سخت سخن می‌گویند، باید پرسید هزینه‌ی این نمایش را چه کسانی می‌پردازند؟

اگر بپذیریم که وجود نسل آینده اخلاق را الزام‌آور می‌کند، هر سیاستی باید از آزمون «حفاظت از آینده» عبور کند. قدرتی که نتواند نشان دهد تصمیمش جهانی امن‌تر و عادلانه‌تر برای کودکان می‌سازد، حتی اگر در منطق قدرت منسجم باشد، در منطق اخلاق شکست خورده است. تاریخ پیچیدگی‌های راهبردی را معیار داوری قرار نخواهد داد؛ خواهد پرسید آیا تصمیم‌گیرندگان توانستند آینده کودکان را بر منازعات و محاسبات کوتاه‌مدت ترجیح دهند یا نه.

اگر نسل آینده نبود، شاید می‌شد اخلاق را به تعویق انداخت. اما نسل آینده هست! و همین، هر سیاست جنگ‌طلبانه‌ای را به چالش می‌کشد.

Recent Posts

اعتبار فرآیندی محاکم؛ پاشنه آشیل انسجام داخلی و دیپلماسی بین‌المللی

  مقدمه: گسست میان نص قانون و وجدان جمعییکی از بنیادی‌ترین کارکردهای نظام حقوقی در…

29 آگوست 2026

قدرت، دریا و ایران؛ کالبدشکافی یک روایت ژئوپلیتیک

نوشتاری با عنوان «تأملی بر فرصت نهفته در آینده ایران؛ برخاستن از خاکستر بحران‌ها در…

29 آگوست 2026

تجربه دینی و بحران درک واقعیت در جهان مدرن

تجربه دینی چیست؟ در ترازوی نقد ۱ —طرح مسئله پرسش از ماهیت آگاهی، جایگاه انسان…

29 آگوست 2026

نقدی بر «انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر»

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان " انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر"…

29 آگوست 2026

فلسفه‌ی اخلاقِ باور در سیاست

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است…

29 آگوست 2026

یادمانده‌هایی از آشنایی با زنده یاد ابراهیم یزدی

  به مناسبت نهمین سالگرد درگذشت دکتر ابراهیم یزدی دقیقا به یاد ندارم که از…

29 آگوست 2026