یادداشت

راز کشتار ۱۴۰۴؛ کالبدشکافی خونین ترین سرکوب تاریخ جمهوری اسلامی

 

بررسی کارنامه و سابقه جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات ملی و مردمی در دوره ۲۰ ساله اخیر پس از جنبش سبز تا کشتار هولناک ۱۴۰۴ که هم از نظر سطح، میزان خشونت و گستردگی و وسعت بی سابقه بود نشان دهنده یک تغییر عمده در هزینه/فایده سرکوب و کشتار در ساختار تصمیم گیری جمهوری اسلامی است.

ادبیات رهبر جمهوری اسلامی در تمام این سالها درباره معترضان بشدت خشن و بدون کمترین همدلی و به رسمت شناختن مطالبات و حقوق انسانی و طبیعی اعتراض و یا حتی کمترین اشاره به زمینه ها و بسترهاییست که محصول مستقیم و غیرمستقیم سیاستگذاریها و تصمیمات وی بوده، نشان می دهد در سطح ذهنیت و ادعا وی هیچ حق اعتراضی را به رسمیت نمی شناسد. اما در مقام عمل و اجرای تدابیر سرکوب و کشتار، هماره حدی از مدیریت در کارنامه دستگاههای سرکوب وابسته به وی دیده می شده است. اما در کشتار ۱۴۰۴ تمام این هزینه/فایده های معمول در ذهن تصمیم گیران سرکوب و کشتار به یکباره رنگ باخت و عملاً با یک سطح و نوعی وحشیانه از سرکوب و کشتار روبرو شدیم. چه عامل یا عواملی درین تغییر در سطح و نوع سرکوب دخیل بوده اند که منجر به چنین فاجعه ایی بی سابقه در تمام دوران جمهوری اسلامی شده است؟ آنچه در پی میآید برشمردن سه عامل تعیین کننده است. ممکن است منطقاً و عملاً عوامل دیگر هم در نوع و هم در میزان تأثیرگذاری در وضعیت کشتار اخیر وجود داشته باشند و آنچه در پی میآید به معنای انحصار تمامی عوامل دخیل نیست.

۱- جنگ ۱۲ روزه:
حمله هوایی اسراییل به ایران که به مدت ۱۲ روز به طول انجامید، اساساً دکترین دفاعی و نظامی رهبر جمهوری اسلامی را در تمامی سطوح با شکست روبرو ساخت. وی که بنیانگذار «جبهه مقاومت» منطقه در برابر اسراییل بود و میاندیشید با ایجاد حائلهای امنیتی و دفاعی در اطراف اسراییل مانع از حمله اسراییل به ایران می شود در دوران درگیری اسراییل با حماس و حزب الله بدون گسیل داشتن نیروی نظامی از سپاه به این دو کشور، شاهد نابودی دو بازوی اصلی ممانعت اسراییل در روبرو شدن نظامی با ایران بود و پس از حذف این دو بازو توسط اسراییل، موانع نظامی و امنیت ساز رهبر جمهوری اسلامی برای دور داشتن اسراییل از مرزهای ایران با فقدان جدی روبرو شد و امکانات اسراییل برای حمله نظامی به ایران چندین برابر افزایش یافت. حملات کوبنده اسراییل در روزهای نخست و حذف تمام سران سپاه و هسته ایی و حمله به مقر شعام که می رفت تا سقوط جمهوری اسلامی را ممکن سازد، رهبر جمهوری اسلامی را با وحشتی عینی و جدی روبرو ساخت و وی را با کابوسی که از آن میهراسید تنها گذاشت. حمله امریکا به نطنز، فردو و اصفهان که رویای امنیت هسته ای رهبر جمهوری اسلامی را نابود کرد مکمل این وحشت عیان بود و از آن پس، با وضعیتی روبرو شدیم که خود را در کشتار ۱۴۰۴ نشان می دهد. یکی از عوامل خشونت عیان در کشتار مردم معترض، نگرانی از وقوع حمله مجدد امریکا و اسراییل در وضعیت اعتراضی مردم و درگیر شدن در دو جبهه همزمان بود.

۲- مواضع موساد و پمپئو:
همدستی مجاهدین خلق با موساد و پمپئو وزیر خارجه سابق ترامپ امر پنهان و پوشیده ایی نیست. هم موساد و هم وی به صراحت از حضور در ایران و حضور عملیاتی و خیابانی عوامل موساد و مجاهدین سخن گفتند و این صراحت برای تصمیم گیران در مراکز نظامی سرکوب و کشتار به حدی از وثاقت بود که آنها را به نشان دادن نهایت قساوت و وحشی گری مجاب کند. اینکه در زبان سران جمهوری اسلامی از اعتراضات به ادامه جنگ ۱۲ روزه یاد می کنند ریشه در همین نگرانی دارد که موساد از طریق بسیج هسته های وابسته به مجاهدین در داخل، می خواهد جنگ ۱۲ روزه را در سطحی داخلی و خیابانی به پیش ببرد. نگرانی از همزمانی این جنگ خیابانی با جنگ هوایی که هر لحظه امکان شروع داشت و دارد، می توان کلید دیگری برای فهم چرایی این کشتار هولناک و بی سابقه باشد.

۳- مصاحبه رضا پهلوی و اشاره به «جنگ»
رضا پهلوی در مصاحبه با خبرنگار خارجی در یک گاف فرویدی که نشان دهنده و آشکارکننده واقعیت پنهان ذهنی وی از جنس مبارزه اش با جمهوری اسلامی و نوع نگاهش به طرفدارانش بود، علناً آنچه را که در ایران می گذشت جنگ نامید و با این گاف، بهانه و توجیه دیگری برای قساوت و کشتار به ماشین سرکوب جمهوری اسلامی تقدیم کرد. جنگ یعنی دو گروه یا دو کشور متخاصم با انواع ادوات نظامی و جنگی در حال نبرد برای پیروزی خود و شکست دشمنند. اما آنچه در ایران می گذشت حضور خیابانی و اعتراضی ملتی غیرمسلح و مظلوم در برابر حکومتی تا بن دندان مسلح بود و نه جنگ. تصمیم گیران سرکوب و کشتار پس ازین گفته رضا پهلوی با توجیه اینکه در میدان جنگ هستند و در جنگ، پیروزی بر دشمن هدف اصلی است میزان خشونت را به سرحد یک جنگ داخلی اما در برابر شهروندانی که در عمل و در واقعیت حضور اعتراضی و مدنی داشتند بالا بردند و کشتاری تاریخی مرتکب شدند.

در نهایت، کشتار ۱۴۰۴ نه یک رویداد اتفاقی، بلکه خروجی منطقیِ سیستمی بود که تمام ابزارهای حکمرانی و دیپلماسی خود را از دست داده و تنها به عریان‌ترین شکل قدرت، یعنی خشونت محض، پناه برده بود. تلاقیِ وحشت از فروپاشی در برابر دشمن خارجی و هراس از سرنگونی به دست معترضان، اتاق فکر سرکوب را به این جمع‌بندی رساند که برای بقا، باید هزینه‌ی اعتراض را به بهای جان شهروندان تا بی‌نهایت بالا ببرد.

اما این فاجعه همزمان نشان داد که چگونه در غیاب یک استراتژی دقیقِ مدنی و با غلبه‌ی ادبیات جنگ‌طلبانه در فضای سیاسی، ماشین پروپاگاندای حکومت توانست از هر بهانه‌ای برای بازتولید وحشت استفاده کند. وقتی فضای مطالبات عمومی، تحت تأثیر معادلات نظامی منطقه‌ای و گاف‌های کلامی اپوزیسیون، از «خیابان» به «میدان جنگ» تحریف شد، حکومت نیز خود را مجاز دید تا از افزارها و ابزارهای جنگی علیه شهروندان بی‌دفاع استفاده کند.

این کشتار بی‌سابقه، نشان‌دهنده عبور قطعی نظام از فاز «سیاسی» به فاز «نظامی-امنیتیِ مطلق» است؛ جایی که دیگر نه مشروعیت اهمیت دارد و نه وجهه بین‌المللی. ۱۴۰۴ سالی بود که در آن «بقا» جای «حکمرانی» را گرفت و گسستی میان ملت و حاکمیت ایجاد کرد که دیگر با هیچ منطق یا سرکوبی قابل ترمیم نخواهد بود. در این شطرنج خونین، آنچه به مسلخ رفت، حقوق انسانی ملتی بود که در میانه بازیِ قدرت‌های داخلی و خارجی، وجه‌المصالحه قرار گرفت

Recent Posts

چرا فاشیسم به صحنه جهانی بازگشت؟

قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

بررسی طبقات اجتماعی در ایران امروز

از منظر جامعه شناسی ژرفنگر، فرا‌تجربی دیالکتیکی جورج گورویچ مقدمه مفهوم طبقه اجتماعی یکی از…

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

میراث علی خامنه‌ای

بالاخره پوستر عکس او هم، آن نوار اُریب سیاه را بر گوشه‌ی بالای‌اش تجربه کرد.…

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

جنگ، روایت سازی و انسداد امر سیاسی

سروش دباغ

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

چشم‌انداز کوتاه‌مدت آتش‌بس و توافق ایران و آمریکا

تحولات اخیر در روابط ایران و ایالات متحده در فضایی رخ داده که هم‌زمان با…

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵