در ادوار مختلف، بهویژه پس از اعتراضات سالهای ۱۳۹۶ به بعد، که ثقل تحولات در ایران و نسبت جمهوری اسلامی با مردم و جامعه وارد فاز سراشیبی و سقوط شده است، مقالات متعددی درباره چرایی بقای این حکومت نوشته شدهاند. امروز، پس از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران و جنگ ۱۲روزه، و نیز ورود جمهوری اسلامی به فاز درگیریهای منطقهای و نظامی در سطحی بالاتر و خشنتر، مرور دلایل و عوامل دخیل در بقای این نظام سراسر ناکارآمد، متناقض و سرکوبگر، میتواند راهی برای فهم بهتر گزینهها و گزارههای «گذار» باز کند. آنچه در پی میآید بررسی و بسط چهار مقاله منتخب است که نشان میدهند جمهوری اسلامی بر پایه کدام عوامل و بسترها توانسته تاکنون از ابربحرانهای متعدد جان سالم به در برد؛ در کنار آن، پیشنهاداتی نیز برای مدیریت هدفمند و مطلوب گذار از جمهوری اسلامی طرح میشود.
مقالات بررسیشده
• چرا در ایران تغییر حکومت از درون اتفاق نخواهد افتاد — امیرحسین برمکی، سایت خبری–تحلیلی زیتون (مرداد ۱۴۰۴)
• چرا جمهوری اسلامی فرو نمیپاشد؟ — احسان ابراهیمی، سایت خبری–تحلیلی زیتون (آبان ۱۴۰۲)
• راز ماندگاری جمهوری اسلامی — حسن یوسفیاشکوری، سایت خبری–تحلیلی زیتون (اسفند ۱۴۰۳)
• چرا در ایران انقلاب نمیشود؟ — مهدی خلجی، رادیو فردا (بهمن ۱۳۹۷)
نکات مشترک این چهار مقاله
۱. استمرار رژیم علیرغم بحرانهای ساختاری
همه مقالات تأکید دارند که جمهوری اسلامی در وضعیت بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی قرار دارد یا دستکم با نارضایتی گسترده مواجه است. اما فروپاشی یا تغییر بنیادین از درون رخ نداده و بعید است در کوتاهمدت رخ دهد.
۲. سرکوب، کنترل و انحصار قدرت
• برگزاری انتخابات صوری برای کانالیزه کردن مطالبات عمومی و جلوگیری از انفجار اجتماعی.
• تسلط کامل بر ارتش، سپاه، رسانهها و قوه قضاییه که هرگونه اعتراض سازمانیافته را به حداقل رسانده است.
۳. مشروعیت نسبی ناشی از انقلاب ۱۳۵۷
نظام، ولو با انحراف از اهداف اولیه، هنوز از نماد و میراث انقلاب ۵۷ برای مشروعیتسازی استفاده میکند. این ربط نمادین به انقلاب، به تابآوری سیستم کمک کرده است.
۴. ملایمسازی بحران از طریق کنترل نمادین و فرهنگی
• ترویج نمادهای رسمی و استراتژیک برای حفظ سرمایه نمادین و مهار نمادهای جایگزین.
• استفاده از رسانه و تبلیغات برای کنترل افکار عمومی، بمباران اطلاعاتی و جعل رسانهای بهمنظور جلوگیری از شکلگیری گفتمان مقاومت.
۵. خستگی و محافظهکاری جامعه پس از بحرانهای پیاپی
تجربه انقلاب و جنگ، جامعه را به سمت محافظهکاری سوق داده و خودسانسوری اجتماعی تغییر ساختاری را دشوار کرده است.
۶. فقدان جامعه مدنی قوی
سرکوب مداوم از ابتدای انقلاب، امکان شکلگیری نهادهای صنفی و مدنی مستقل را از بین برده است. اعتراضات در نتیجه پراکنده و بیساختار باقی میمانند.
۷. عوامل تکمیلی دیگر
• رانت نفتی و منابع طبیعی: خرید وفاداری اقشار یا تقویت دستگاه سرکوب.
• اقتصاد غیرشفاف و شبکههای مافیایی: انتقال بار بحرانها بر دوش مردم.
• توزیع یارانهها و کمکهای حداقلی: ایجاد وابستگی نسبی در میان اقشار کمدرآمد.
• شکاف نسلی: جوانان خواهان تغییر، نسل قدیمیتر محتاطتر.
• فقدان اجماع خارجی: منافع متعارض قدرتهای جهانی مانع فشار یکپارچه.
• تحریمها بهعنوان ابزار تبلیغاتی: فشار بیشتر بر مردم، استفاده نظام برای توجیه ناکارآمدی.
• موازنهگری منطقهای: سیاست خارجی تهاجمی برای تثبیت نقش در معادلات بینالمللی.
در جمعبندی، جمهوری اسلامی مانند رژیمهای رانتی–اقتدارگرا بر سه پایه استوار است:
۱. ماشین سرکوب و امنیت
۲. منابع اقتصادی و رانت
۳. مهندسی اجتماعی–روانی (ترس، تبلیغ، پراکندگی اجتماعی)
۸. بنبست بحرانی
ترکیب این عوامل شبکهای پیچیده ساخته که هم به حذف نیروها و هم به بقای نظام کمک میکند. نتیجه، بنبستی است که از یک سو به ابقای وضع موجود یاری میرساند و از سوی دیگر جامعه را در برابر دستگاه سرکوب دچار سردرگمی میکند. اما آیا این به معنای ناممکن بودن گذار است؟ بحرانهای جمهوری اسلامی بیراهحل نخواهند بود، ولی بحران بهتنهایی کافی نیست. بدون نقشه راه برای بهرهبرداری از این بحرانها در راستای گذار، هیچ پیشرفتی ممکن نخواهد بود.
پیشنهادات برای مدیریت گذار
۱. منشور ائتلاف و گذار
توافق مکتوب میان بازیگران متکثر بر سر ده اصل حداقلی: خشونتپرهیزی، تمامیت ارضی، نفی دخالت خارجی، حقوق برابر شهروندی، عدالت انتقالی، زمانبندی انتخابات و قانون اساسی موقت، مهار نهادهای موازی، جدایی دین از حکومت، و تعیین شکل حکومت آینده از طریق انتخابات. تجربه تونس نشان داد وجود یک «میانجی معتبر» (مانند شبکههای صنفی/حرفهای) کلید این مسیر است.
۲. ستاد اعتصاب و پشتیبانی
تشکیل شبکه صنفی برای اعتصابهای پلهای، ایجاد صندوقهای حمایتی برای دستمزد، و ساماندهی تیمهای حقوقی، پزشکی و رسانهای. (نقطهای که در مصر کمرنگ و در تونس پررنگ بود.)
۳. طرح اصلاح امنیتی در روز صفر
ادغام یا انحلال نهادهای موازی، پاکسازی هدفمند ناقضان (با دادرسی عادلانه)، عفو مشروط برای نیروهای پاییندست، و استقرار نظارت غیرنظامی. تجربه سودان و مصر نشان میدهد تأخیر در این مرحله گذار را وارونه میکند.
نتیجهگیری
تا زمانی که چنین کنشهای ایجابی و اثباتی در میان گذارطلبان شکل نگیرد، و تا وقتی دستگاه سرکوب انگیزه و امکان ادامه سیاستهای خود را دارد، نمیتوان چشمانداز روشن یا حتی ممکنی از سقوط جمهوری اسلامی در آینده نزدیک داشت. ممکن است ابربحرانها شدت یابند یا حمله خارجی دیگری رخ دهد که شیرازه حکومت را از هم بپاشد، اما بدون نقشه راه، این وضعیتها تنها به شکست فاجعهبارتر منجر خواهد شد و کلاف گذار مطلوب و خشونتپرهیز را پیچیدهتر خواهد کرد.
مقدمه در دو دهه اخیرِ پساانقلاب ۵۷، دو جریان فکری نئولیبرال که از یک سو،…
خبر هرگونه تفاهم میان ایران و آمریکا، در جامعهای که دههها زیر سایه تنش،…
به مناسبت بیست و نهم خرداد سالروز مرگ علی شریعتی متفکر بزرگی که بیش…
درامد: آنچه که در این نوشتار ملاحظه میکنید، حاشیهای است بر یک گفتوگو در…
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…