آرمیتای پر از شور زندگی، ما را به خاطر موهای زیبایش که قصد نداشت با حجاب اجباری پنهانش کند به گام مرگ فرستادند. هیچ خبرنگار مستقلی اجازه ورود به بیمارستان ارتش نیافت. خبرنگار فعال، گزارشگر وابسته حکومتی صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود و سایتهای اطلاعرسانی، سایتهای سپاه پاسداران بودند. فیلمهای دوربینهای مترو بریده بریده شد. خانواده، دانشآموزان و معلمان مدرسه تحت کنترل قرار گرفتند.
خبر مرگ او را نه خانواده، بلکه خبرگزاری دولت اعلام کرد و زمان مرگش را نه علائم تن دخترِ جانداده، بلکه سیاست دغلکار حکومت تعیین کرد. محل دفنش را هم حکومت اجبار خواهد کرد. خبر کشته شدن ارمیتا گراوند با مهندسی نهادهای امنیتی زیر آوار پنهانکاری فریبکاری و دروغگویی حکومت زنستیز دینی استبدادی در میان اخبار کشتهشدگان جنگ در خاورمیانه، نالهای در میان فریادهای گوشخراش بود. آتشی بود که شعلههایش از قتل مهسا، نیکا، سارینا، غزاله و… برمیخاست.
آرمیتای ما با مظلومیتی بیش از مظلومیت دختران و پسران جانداده با تیر و گلوله جان داد. حکومت با چنگالهای امنیتی آنچنان بر آن جنایت چنبره زد که حقیقت زیر تلی از تهدید و فریب دفن شد. وقتی حقیقت دفن میشود و مظلوم بیپناه، یارای فریاد زدن نه برای عدالتجویی، بلکه حتی فریاد درد ندارد، مرگ، کمترین درد و رنج بشر است. درد به واقع دروغ، نیرنگ و فریب حکومت است. مرگ مظلومانه آرمیتا را هرگز فراموش نخواهم کرد و به پاسِ خونش حجاب اجباری را برنخواهم تابید.
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…
درک اندیشهی محمد حنیفنژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکلگیری بحرانهای ساختاری جامعه…
مسئله دینستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفتشناسانه…
در این نوشتار کوتاه تلاش میشود که بین سه مفهوم «جمهوری»، «جمهوریت» و نیز «سلطنت»…
قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…