پس از برشمردن بحرانهای مختلف موجود در کشور متذکر شده: «بحران بحرانها ، ساختار تناقضآلود و غیر قابل دوام نظام اساسی کشور است؛ این قدرت غیرپاسخگو و مسئولیتناپذیر روزگار را بر ما تاریک میسازد و راه را بر بهروزی مردم رنج دیده میبندد» | «ایران و ایرانیان نیازمند و مهیای تحولی بنیادین اند که خطوط اصلیش را جنبش پاک “زنزندگیآزادی” ترسیم میکند این سه کلمه بذرهای آینده روشناند ، آیندهای پیراسته از ظلم و فقر و تحقیر و تبعیض». وی حق انقلاب و تغییر نظام را برای مردم به رسمیت شناخته و محرز دانسته است. میرحسین برای عبور از نظام جمهوری اسلامی یک راه کار سه مرحلهای پیشنهاد کرده است:
«اول- برگزاری همهپرسی آزاد و سالم در مورد ضرورت تغییر یا تدوین قانون اساسی جدید.
دوم- در صورت پاسخ مثبت مردم، تشکیل مجلس مؤسسان مرکب از نمایندگان واقعی ملت از طریق انتخاباتی آزاد و منصفانه.
سوم – همهپرسی درباره متن مصوب آن مجلس به منظور استقرار نظامی مبتنی بر حاکمیت قانون و مطابق باموازین حقوق انسانی و برخاسته از اراده مردم».
نکته بسیار مهم دیگری که میر حسین به آن اشاره کرده، این است که: «مأوای اقتدار، مردماند. اقتدار، در سلاح و سرکوب نیست بلکه در همراهی ملّت است. همان ملتی که اگر نگاهش متوجه و علاقمند به نظمی جدید باشد ساختار پیشین بخواهد یا نخواهد فرو می ریزد».
به نظر من به همین دلیل قاطع یعنی پایگاه نداشتن نظام جمهوری اسلامی در میان ملت، نظام محکوم به فرو پاشی است. این نظام به ریاست علی خامنهای، خودکامهی قدرتپرستِ ایران باید فرو بپاشد در غیر این صورت کشور نابود خواهد شد؛ البته بخش مهمی از کشور توسط این نظام و ولی فقیهش از بین رفته و مابقی آن هم نابود خواهد شد .
در هر حال شایسته است که جریان اصلاحطلب به میرحسین تأسی کرده و عبور خود را از نظام جمهوری اسلامی اعلام کنند؛ چون اکثریت قاطع آنان به درستی به این نتیجه رسیدهاند که این نظام غیرقابل اصلاح است. این بیانیه نقطه عطفی در جنبش دمکراسیخواهی ایران است.
مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی…
جامعه ایران از دیماه تاکنون با سه بحران همزمان و عمیق روبهرو شده است: سرکوب…
درک اندیشهی محمد حنیفنژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکلگیری بحرانهای ساختاری جامعه…
مسئله دینستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفتشناسانه…
در این نوشتار کوتاه تلاش میشود که بین سه مفهوم «جمهوری»، «جمهوریت» و نیز «سلطنت»…
قرن بیستم با نبردی سهمگین میان سه ایدئولوژی رقیب تعریف شد: لیبرالیسم، کمونیسم و فاشیسم.…