طنز

ای کاش من هم یک اپوزیسیون بودم

این ثامنی از دیشب که فهمیده می خواهم قسمت بعدی اش را بنویسم، گیر داده که جان مادرت بی آبرویی راه نیاندازی، من پیش سر

راز جوانی

اغلب دوستان ما ایشان را آقای سام صدا می کنند، خودش می گوید سام یک اسم اسطوره‌ای است و بعد چنان به آدم نگاه می