
جنبش اجتماعی به مثابه «ساختار فرصت سیاسی»
نگرش سياسي در اين رويكرد غالب است و به ماهیت سیاسی جنبش ها نظر دارد و ناظر به متغييرهايي است كه ميزان مشاركت سياسي افراد و آستانه تحمل نظام سياسي را بالا ميبرند. در اين نگاه جنبشها فقط واكنشهاي حاشيهاي و ضدِ نهادي نيستند و محصول ناتواني و ضعف هنجارهاي يك نظام/نهاد محسوب نميشوند، بلکه ساختاری برای استفادهی حداکثری از فرصتهای سیاسی به شمار میروند


