زیتون– سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که در خرداد ماه ۱۴۰۰ برگزار شد، از هر جهت تاریخساز بود. پایین ترین میزان مشارکت مردمی پس از پیروزی انقلاب و نیز بالاترین میزان رای هایباطله از رکوردهای عجیب و البته قابل پیش بینی این انتخابات بود. ابراهیم رئیسی، در شرایطی بهعنوان رئیس جمهور معرفی شد که در واقع در میدانی خالی از حریفی قدر جنگیده بود و با قلبیآرام و مطمئن از نتیجه، نمایشی بودن آن را بیشتر به رخ کشید. حالا اما با مرور کارنامه وزیر علوم، بهتر می توان دورنمایی از سرنوشت این وزارتخانه و مهم تر از آن، آینده دانشگاه و دانشجوداشت.

پس از کش و قوس های فراوان و «پیرو دستور حضرت آقا مبنی بر سرعت عمل در تشکیل دولت جدید»و بالاخره صبح چهارشنبه بیستم مرداد ماه بود که لیست پیشنهادی ابراهیم رئیسی به صحن مجلس معرفی شد. همان طور که انتظار می رفت شگفتی های این دوره از انتخابات حتی تا لیست کابینهی آقای رئیس جمهور هم ادامه داشت و طعنه روزنامه آفتاب یزد که یک هفته قبل هشدار«کابینه سوم احمدی نژاد» را داده بود، رنگ و بوی واقعیت گرفت. بیش از ده عضو وزیران پیشنهادیآقای رئیسی، پیش از این از وزیران و مدیران محمود احمدی نژاد طی دوره ریاست جمهوری هشتساله اش بودند.

با این که سورپرایز بزرگ ابراهیم رئیسی به مذاق اصولگراها هم خوش نیامده بود، اما حاشیه امن به‌نسبت راحتی برای او و هم تیمی هایش دست و پا کرد. چرا که هر یک از افراد لیست مذکور، هنوز از گرد راه نرسیده، ارادت و خوش خدمتی خود را با احترامات فائقه، به پیشگاه آقای خامنه‌ای روانه کردند.

محمدعلی زلفی گل، در سال ۱۳۴۵ در یکی از روستاهای شهرستان آشتیان واقع در استان مرکزی متولد شد. او که دانش‌آموخته دانشگاه اراک در مقطع کارشناسی است، دکترای خود را سال۱۳۷۶ از دانشگاه شیراز اخذ کرد و بلافاصله در دانشگاه بوعلی سینا همدان با سمت استادیار، مشغول به تدریس و تحقیق شد. شاید از خودتان بپرسید که مگر قائم‌مقام معاون اول محموداحمدی نژاد در بنیاد نخبگان، چه قدم بزرگ علمی در طول سی سال تحقیق و مطالعه اش برداشتهکه از طرف آقای رئیس جمهور، شایسته امر خطیر وزارت تشخیص داده شده و قرار است سکانوزارت خانه ای را به دست بگیرد که  آینده علمی کشور در دستان اوست.

برای جواب به این پرسش کافی است سری به تاریخ بزنیم و وقایع سال ۸۸ را با خود مرور کنیم. خرداد ماه ۱۳۸۸ و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بود که مهدی کروبی، یکی از نامزدان مطرح این انتخابات، برای سخنرانی در دانشگاه و دیدار با دانشجویان و پرسش و پاسخ با آنها، راهی همدان و دانشگاه بوعلی شد. اما با فشار و دخالت مستقیم رئیس دانشگاه، مجوز این سخنرانی لغو و حتی از ورود کروبی به داخل دانشگاه هم ممانعت به عمل آمد. رئیس وقت دانشگاه بوعلی همدان، کسی نبود جز محمدعلی زلفی گل که امروز رویای وزارت را در سر می پروراند.

از سویی دیگر، نگاهی به لیست روسای ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی در ۳۱ استان کشور کافیاست تا معمای چرایی انتخاب زلفی گل به سمت وزارت علوم حل شود. او ریاست کل ستادهای آقای رئیسی در استان همدان را به عهده داشت و انصافاً پاداشی در خور هم گرفت. او با حضور درهمایش حامیان ابراهیم رئیسی که در همدان برگزار شده بود، گفت :«۵۷۰  نفر از اساتید دانشگاههای استان از آیتالله رئیسی دعوت کردند که در انتخابات شرکت کنند که این یک ظرفیت علمی عظیمی است. این عزیزان باید بعد از انتخابات حفظ شوند چراکه صیانت از ظرفیتهایموجود نیز وظیفه دیگر ما است. شرایط فعلی کشور و این وضعیت وخیم ما به یک ابرمدیر نیاز داردو ما فکر میکنیم این ابرمدیر آقای رئیسی است. این ابرمدیر پاشنه کشیده و چترش آنقدر باز استکه همه مدیران در آن قرار میگیرند».

اما در این میان مجلس انقلابی هم که قرار بود حافظ منافع ملت باشد، از تنها دغدغه خود در حوزهعلوم، تحقیقات و فناوری پرده برداشت و خیال مردم را آسوده کرد، چرا که آقای وزیر، «بر اجرایمطالبات مقام معظم رهبری تاکید لازم را ابراز کرده و برنامه های خود در این راستا را تقدیم مجلسکرده» است. ولی الله بیاتی، نماینده آشتیان، در گفتگو با خبرگزاری مهر در این خصوص گفت : «خوشبختانه دکتر زلفی گل شناخت عمیقی از ساختار وزارت علوم و درک صحیحی از پیچیدگیهاو کاستیها، نقاط قوت و ضعف در ساختار آموزش عالی کشور دارد و این یکی از نکات مثبت ویبود. وی در بیان دیدگاهها و برنامههای خود بر بیانیه گام دوم انقلاب و فرمایشات مقام معظمرهبری تاکید زیادی دارد و مصمم است با حضور نیروهای توانمند و متخصص در بدنه وزارت علومو دانشگاهها در این مسیر حرکت کند».

زلفی گل با حضور در کمیسیون اصل نود، طی جلسه ای با نمایندگان مجلس در خصوص برنامههای آتی خود برای وزارت علوم بحث و گفتگو کرد و در همین جلسه تاکید موکد فرمود که سنداسلامی شدن دانشگاه ها باید به درستی اجرا شود. علی خضریان، نماینده تهران در مجلسشورای اسلامی، به خبرگزاری مهر گفت : «با توجه به اینکه مدیران و آیندهسازان انقلاب و کشور ازدانشگاه خارج میشوند اعضا بر این نکته تاکید داشتند که سند اسلامی شدن دانشگاه باید بهدرستی اجرایی شود. تحول در علوم انسانی و بازنگری در این زمینه مطالبه دیگر نمایندگان بود ومقرر شد وزیر برنامههای خود را در این خصوص به کمیسیون ارائه کند». وی در ادامه افزود : «همچنین بحث حمایت از ازدواج دانشجویی و تسهیل این امر و ایجاد شرایط برای خوابگاههایمتاهلی جهت رفع مشکل مسکن جوانان دانشجو نیز موضوعی بود که اعضا بر آن تاکید کردند».

از مطالبات نمایندگان که بگذریم، خواندن برنامه پیشنهادی آقای زلفی گل هم خالی از لطف نیست. وی از احیای شورای عتف (یا همان علوم، تحقیقات و فناوری) و استفاده از دانشمندان ایرانی مقیمخارج از کشور در فهرست برنامه هایش نام برد. محمدعلی زلفی گل، در صورت رای اعتماد ازمجلس در تشریح برنامه های خود برای وزارت علوم گفت : «توسعه زیرساختهای پژوهشیدانشگاهها و موسسات پژوهشی متناسب با اولویتهای کشور و تجهیز آزمایشگاهها مطابق بااستانداردهای بینالمللی یکی از اولویتهایم است. تحقق مرجعیت علمی از طرق مختلف از جملهساماندهی و تقویت انجمنهای علمی، مجلات، و همچنین قطبهای علمی در راستای پژوهشهایتقاضامحور (صنعت و جامعهمسئلهمحور و بینرشتهای امکان پذیر خواهد بود». وی اظهارداشت: «بر دانشگاه دانا و جامعه محور تاکید دارم و تبدیل علم به ثروت و تدوین سند ملی تجاریسازی علم و کاربردی کردن دانش و حل مشکلات جامعه و افزایش رفاه اجتماعی از طریق آموزشعالی در راستای تحقق نقشه جامع علمی کشور (موضوع بند ۱-۷ نظام پژوهش و فناوری سنددانشگاه اسلامی) را در فهرست برنامههایم برای وزارت علوم قرار دادهام». 

آقای زلفی گل طوری وعده دعوت از دانشمندان ایرانی را می دهد که گویی تا به امروز حتی نامامید کوکبی و کاوه مدنی و امثال اینها را هم نشنیده و از سرنوشتشان هم بی اطلاع است. خوب بود اگر آقای وزیر در کنار توصیف پنبه دانه هایی که در خواب دیده، قدری هم به پاسخ این پرسشمی اندیشید که کدام دانشمند و محققی است که با خواندن سرگذشت کاوه مدنی، حتی دلشبخواهد از آسمان ایران هم بگذرد، چه برسد به اینکه شرف حضور در شورای عتف داشته باشد.

با مطالعه سیاهه بلند بالای عناوین و مناصبی که محمدعلی زلفی گل طی ۳۰ سال گذشته، همزمانعهده دار بوده، می توان قاطعانه گفت که این بارهم نمی توان امیدی به عقلانیت و تدبر داشت. باید دید که آیا او هم تعبیرش از وزارت، مساوی با ارائه ی طرح هایی مثل «هر خانه یک حسینیه» یا «افراشتن بیرق حضرت ابوالفضل در دانشگاه شریف» است و یا شیوه هایی نو در خنداندن مااتخاذ می کند. هر چند استاد دانشگاهی که یکی از افتخاراتش مشارکت در چاپ ۵۳۰ مقاله بینالمللی است، یا معنای مقاله بین المللی را نمی داند و یا شوخی زشتی را با ما شروع کرده، اما درهر دو صورت، نوید پاییزی را می دهد که جوجه هایش از همین حالا قابل شمارش هستند، البته اگراصلاً جوجه ای سراز تخم دربیاورد !

بازگشت به صفحه اول